تربیت
Tarbiat.Org

پرسش ها و پاسخ ها جلد پنجم
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی‏‏

تفاوت‌هاى زن و مرد

اختلاف مهم و اساسى زن و مرد كه سبب حقوق و تكالیف متنوّع آن‌ها مى‌شود چیست؟ آیا مى‌توان گفت بین زن و مرد تفاوتى اساسى غیر از تفاوت بیولوژیك وجود ندارد و این اختلاف‌هاى ظاهرى سبب تفاوت در حقوق نمى‌شود؟
درباره این گونه پرسش‌ها باید گفت: عقل انسانِ مادّى و متعارف، بسى قاصرتر از آن است كه بتواند تفاصیل و جزئیّات این امور را دریابد. آن‌چه به ذهن انسان مى‌رسد، چیزى بیش از كلّیّات و برخى از جزئیّات نیست، زیرا بشر اساساً بر شناسایى همه مصالح و مفاسد واقعى توانا نیست؛ وگرنه مى‌توانست احكام و قوانینى اخلاقى و حقوقى وضع كند كه تأمین‌كننده سعادت و كمال راستین همگان باشد و در این صورت، از وحى، نبوّت و دین بى‌نیاز مى‌شد. رمز نیاز دائم بشر به وحى و نبوّت همین ناتوانى عقل او است؛ به همین دلیل نمى‌توان ادّعا كرد
﴿ صفحه 276 ﴾
كه انسان به همه مصالح و مفاسد احاطه علمى دارد و مى‌تواند جمیع احكام و قوانین الاهى را توجیه عقلانى كند. فقط خداى متعالى بر همه مصالح و مفاسد، كسر و انكسار آن‌ها، و ظرایف و دقایق امور احاطه دارد.
در این بحث، آن‌چه ما در مى‌یابیم و ادّعا مى‌كنیم، این است كه بین زن و مرد اختلاف‌هایى وجود دارد كه منشأ آثار متنوّعى در زندگى اجتماعى مى‌شود؛ بنابراین، حقوق و تكالیف اجتماعى متفاوت است. براى آگاهى از جزئیّات بیش‌تر درباره تفاوت حقوق و تكالیف باید از شرع بپرسیم؛ زیرا دقایق امور در این باب نیز همچون ابواب دیگر بر ما پوشیده است.
تفاوت‌هایى كه سبب تنوّع حقوق و احكام مى‌شوند، به دو بخش كلّى قابل تقسیم است:
أ. تفاوت‌هاى جسمانى كه با تجربه حسّى قابل درك است و در فیزیولوژى و آناتومى مورد مطالعه قرار مى‌گیرد.
ب. تفاوت‌هاى روحى كه آگاهى به آن از طریق تجربه حسّى مقرون به تجزیه و تحلیل‌هاى عقلانى، امكان‌پذیر است و در علم روان‌شناسى از آن بحث مى‌شود.
عمده‌ترین محورهاى تفاوت جسمانى زن و مرد عبارتند از:
1. دستگاه تناسلى: دستگاه تناسلى مرد و زن اختلاف روشنى دارند. یاخته‌هاى جنسى مرد(اسپرم) با یاخته‌هاى جنسى زن (تخمك) نیز داراى تفاوت‌هاى اساسى هستند. این تفاوت‌هاى آشكار سبب شده كه سهم مرد در تولید فرزند با سهم زن متفاوت بوده، و اصلا قابل قیاس نباشد. وظیفه طبیعى زن در تولید مثل، كارى است كه به وى اختصاص دارد و از مرد بر نمى‌آید.
2. تفاوت در شكل پستان: پستان‌هاى زن به گونه‌اى طرّاحى شده كه نوزاد به راحتى مى‌تواند از آن تغذیه كند و به طور طبیعى مسؤولیتِ شیردادن و نگهدارى از كودك بر عهده مادر خواهد بود. قرآن كریم نیز بر سهم مادر در دو سال اوّل زندگى تأكید مى‌كند.(13)
3. دوره قاعدگى در زنان: حكمت الاهى، اندام زن را به گونه‌اى پى ریخته است كه در هر ماه، چند روزى، مقدارى از خون خود را دفع كند. زن در این مدّت به طور معمول حالتى بیمارگونه دارد؛ دچار ضعف جسمى است و دستخوش حالت‌هاى روحى غیر عادى مى‌شود؛ به همین جهت نیازمند استراحت نسبى است؛ حالتى كه در مرد وجود ندارد.
﴿ صفحه 277 ﴾
4. نیازهاى جنسى و توانایى تولید مثل: زن از لحظه‌اى كه آبستن مى‌شود تا زمانى كه وضع حمل كند و اغلب حتّى مدّتى كه فرزند را شیر مى‌دهد، آمادگى براى آبستنى دوباره ندارد و میل جنسى او كاهش مى‌یابد؛ در حالى كه توان و میل جنسى مرد اغلب تعطیل بردار نیست.
دستگاه تناسلى زن به طور معمول هر ماه فقط یك تخمك بالغ رها مى‌سازد و در مدّتى كوتاه آماده بارورى است؛ به همین جهت دوران تولید مثل و نیاز جنسى زن و مرد متفاوت است.
5. نیروى بدنى: این اختلاف كه به طور كامل، محسوس نیز هست، با تحقیقات تجربى و آمارى نیز تأیید شده است. آمارها، نشان مى‌دهد كه نیروى بدنى مرد، به طور میانگین از نیروى بدنى زن بیشتر است. میزان تحمّل كارهاى سخت در مردها بیش از زن‌ها است. بدن مرد خشن‌تر و با صلابت‌تر و بدن زن به طور معمول لطیف‌تر و ظریف‌تر است.
مهم‌ترین تفاوت‌هاى روحى و نفسانى زن و مرد عبارتند از:
1. برخوردارى زن از عواطف، انفعالات و احساسات بیش‌تر: برخوردارى بیش‌تر زن در این سه بُعد روانى به طور معمول سبب تأثیرپذیرى بیش‌تر و ابراز رفتارهاى دیگرخواهانه از سوى زنان است. این ویژگى باعث مى‌شود كه زن، خیلى زودتر از مرد بخندد و بگرید و دستخوش سایر انفعالات شود؛ همان‌طور كه عاطفه بیش‌تر زن نیز سبب مهر و محبّت، رقّت قلب و عطوفت مادرى و... مى‌شود.
یكى از نتایج این اختلاف، نقص نسبى حزم و دور اندیشى او است. غلبه احساسات و عواطف؛ قدرت تفكّر، دوراندیشى و داورى درست را سلب مى‌كند. زن به طور معمول در همه دوران عمر، دچار چنین حالتى است. روحیه انفعالى زن، قدرت حكومت و نظارت عقل را ضعیف مى‌كند؛ به همین جهت داورى‌هاى او اغلب سطحى و غیر واقع گرایانه است.
این ویژگى روحى زن، در جاى خود، نتایج بسیار مطلوبى را نیز به همراه دارد. تصدّى كارهاى بسیارى نیازمند برخوردارى از احساسات بیش‌تر و ملایمت افزون‌تر است. زنان در انجام این گونه كارها موفّق‌ترند. بچه‌دارى، غذا دادن به كودك، نظافت و شست و شوى او، بازى با كودك و مراقبت از او، پاسخگویى به نیازهاى عاطفى‌اش و... همه از كارهایى است كه با روحیه او سازگار، بلكه مطلوب او است؛ در حالى كه مردان اغلب چنین نیستند. این حقیقت مورد تأیید روان‌شناسان بهویژه روان‌شناسان زن نیز قرار گرفته است.
2. میل زن به محبوبیّت و توجّه بیشتر: تفاوت مهمّ دیگرى كه كم و بیش معلول تفاوت
﴿ صفحه 278 ﴾
پیشین است، میل بیش‌تر زن به محبوبیّت و مورد توجّه قرارگرفتن است و در برابر، مرد به مهرورزیدن و دوست داشتن تمایل دارد. یكى از نیازهاى روحى زن آن است كه از مرد دلربایى، و نظر او را به خود جلب كند در صورتى كه مرد درصدد است دل خود را گرو دهد و شیفته شود. مردان به طور معمول عاشق‌پیشه، و زنان معشوق پیشه‌اند.
نكته بسیار جالب توجّه آن‌كه دست آفرینش، وسیله دلربایى را نیز در اختیار زن نهاده است. چنین نیست كه زن در پى شكار دل‌ها باشد؛ امّا دام و دانه‌اى در اختیار نداشته باشد. جذّابیت زن براى مرد چنان است كه او را در كار دلربایى به طور كامل موفّق مى‌سازد. آن‌كه این همه جذّابیت به زن داده، در مرد نیز آمادگى فراوانى براى مجذوبیّت قرار داده است.
3. میل افزون زن به خودآرایى و خودنمایى: یكى از دل مشغولى‌هاى زن كه از تفاوت اوّل سرچشمه مى‌گیرد، این است كه با استفاده از وسایل ممكن و در دسترس، خود را بیاراید و زیباتر جلوه كند و با زیركى خاصّى مى‌كوشد تا آراستگى و زیبایى خود را به دیگران، به ویژه مردان بنمایاند تا بدین وسیله، آنان را در دام عشق خویش گرفتار سازد.
4. میل زن به حامى داشتن: تفاوت روحى دیگر زن و مرد كه آن نیز به نوعى از تفاوت اوّل سرچشمه مى‌گیرد، میل زن به تحت حمایت قرار گرفتن است؛ در حالى كه مرد به طور معمول به حمایت كردن از دیگران میل دارد. به تعبیر دیگر، زن اغلب دوست دارد به مرد پناه ببرد و مرد خوش دارد كه زن را در پناه خود بگیرد.
مرد و زن تفاوت‌هاى جسمى و روحى كم اهمیت‌ترى نیز دارند كه از ذكر آن‌ها صرف‌نظر مى‌كنیم.
تفاوت‌هاى جسمى و روانى گفته شده، سبب اختلاف‌هاى اساسى در زندگى فردى، خانوادگى و اجتماعى مرد و زن مى‌شود كه به طور قطع باید هنگام تعیین حقوق و تكالیف، مورد توجّه كامل قرار گیرد. تعبیه و طرّاحى این تفاوت‌ها براى تشكیل و حفظ نظام خانواده و در نتیجه حفظ و بقاى نسل بشر لازم و اجتناب‌ناپذیر است.