تربیت
Tarbiat.Org

معرفت نفس و حشر
اصغر طاهرزاده

نکته‌ای دیگر در مورد میزان اعمال

بدان که هر عملی از اعمال بدن در نفس تأثیر دارد. حال اگر آن عمل از نوع حسنات و طاعات، مثل نماز و روزه و حج و زکات و جهاد باشد که تأثیر آن موجب نورانیت نفس و خالص گشتن آن از اسارت شهوات می‌شود و موجب جذب نفس از دنیا به آخرت و از منزل اَدنی به منزل اَعلی می‌گردد و هرکدام از این اعمال تأثیر مشخص در نورانیت و تهذیب نفس دارد و اگر حسنات افزوده شد به همان اندازه تأثیرش شدید می‌گردد و همین‌طور است نقش اعمال سیئه در ظلمت نفس و وابستگی آن به دنیا و شهوات و اسارت نفس در زنجیرها و گره‌ها و هر اندازه که معاصی افزون گردد ظلمت و تکدّر نفس اضافه می‌شود. ولی در هر دو حالت مردم تا در این دنیا هستند از مشاهده‌ی این تأثیرات در حجاب‌اند، و در موقع قیامِ ساعت و رفع حُجُب، حقیقت امر برایشان کشف می‌گردد و هرکس با مقدار عمل وسعی‌اش مصادف می‌شود و می‌بیند که کدام‌یک از دو کفه‌ی اعمالش برتری دارند، نور طاعتش یا ظلمت کفرش؟
خلاصه این‌که: هریک از افراد انسانی در مدت حیاتشان در دنیا در جمع حسنات و سیئات تلاش می‌کنند. حال در قیامت اگر در جمع حسنات و سیئاتشان، یکی از آن دو ارجحیت داشت، اولی از آن‌ها «اهل سعادت» و دومی آن‌ها «اهل شقاوت» خواهند بود و اگر رجحانی از یک طرف نداشت خداوند حکم خواهد کرد که عذابشان کند یا نه. ولی جانب رحمت از جوادِ مطلق ارجح است. این اقسام سه‌گانه - ارجحیت حسنه یا سیئه و یا توسط بین آن دو - به اعتبار اعمالشان در نظر گرفته می‌شوند. ولی افراد دیگری هستند که از همه‌ی این‌ها بالاترند، آن‌هایی که جانشان غرق مشاهده‌ی جلال الهی است و اصلاً توجهی به عمل صالح یا سیئه ندارند، کفه‌های میزانشان را شکسته‌اند و از عالم موازین و اعمال آزاد و خالص گشته‌اند و به سوی نور جمال و جلال او روی انداخته‌اند.
پس هر‌کس به قوه‌ی یقین و نور ایمان و توحید، از قید طبیعت و اسارت دنیا خالص نشد، ذاتش در قیامت در رَهْن عملش قرار دارد و دو کفه‌ی میزان برای چنین شخصی به حسب اعمال و نتایج آن‌ها است و جذبه‌ی آن اعمال برای نفس و توجه نفس از طرفی به طرف دیگر به منزله‌ی سنگین شدن کفه‌ی گناهان می‌باشد - مثل توجه به خبائث - در آن صورت یکی از کفه‌هایش میل به طرف پستی و جهنم کرده - به اندازه‌ای که در شخصیت وی از متاع دنیای فانی هست - و کفه‌ی دیگر به جانب اعلی و دار نعیم میل می‌کند - به اندازه‌ای که در آن کفه متاع آخرت هست - و بدان که کفه‌ی حسنات در جانب یمین که همان جانب مشرق است قرار دارد و کفه‌ی سیئات در جانب شمال که همان جانب غرب است قرار دارد و اگر ترجیح واقع شد و حکم الهی تحقق یافت دو کفه، حکم یک کفه را پیدا می‌کند. انسان یا «یمینی و مشرقی و بهشتی» و یا «شمالی و مغربی و جهنمی» می‌شود و این به جهت غلبه‌ی یکی بر دیگری است به حیثی که یکی در دیگری مقهور و محو می‌شود و اهل سعادت هر دو دستشان راست می‌گردد، و اهل شمال دو دستشان شمالی می‌شود - در روایت داریم که ائمه(ع) هر دو دستشان یمین است-