تربیت
Tarbiat.Org

معرفت نفس و حشر
اصغر طاهرزاده

دلیل بر ردّ نظر مخالفین حشر اجساد به اشاره

دلیل بر ردّ نظر مخالفین حشر اجساد به اشاره(216)
می‌گویند اگر بدن انسان غذای بدن انسان دیگری بشود، اجزاء خورده شده چون عود کند، یا در بدن خورنده است یا در بدن خورده شده. که در هر صورت یکی از آن‌ها معاد و برگشت کامل ندارند و نیز اگر خورنده کافر باشد و خورده شده مؤمن، لازم می‌آید یا مؤمن معذّب باشد و یا کافر منعم گردد. که همه‌ی این اشکال‌ها با توجه به اصلی که قبلا روشن شد مبنی بر این‌که «تشخّص هرکس به نفس اوست نه به بدن او» منتفی است زیرا بدن در همین دنیا هم دائماً امر متغیری است و نفس کُلاً به بدنِ مبهمی نیاز دارد و تحصّل و حضور آن به نفس است و متعلّق به آن و حشر ابدان در روز قیامت این‌چنین است که چون بدن از قبر مبعوث شد هرکس او را ببیند می‌گوید: «این فلانی است بعینه» و با این حال این بدین معنی نیست که بدن متبدّل الوجود نباشد، همچنان که ناقص الخلقه لازم نیست در قیامت ناقص الخلقه باشد.
همچنین می‌گویند: اگر معاد جسمانی باشد زمین در قیامت ظرفیت این همه انسان را یک جا ندارد، درحالی که در بحث‌های گذشته روشن شد بدن اخروی از نفس منشأ می‌گیرد و به حسب صفات نفس ظهور می‌کند، نه این‌که از ماده‌ی دنیایی به وجود آید.
باز اشکال می‌کنند: اگر بهشت و جهنم جسمانی هستند مکانشان کجاست؟
در جواب باید گفت که شأن عالم آخرت که عالمی تامّ و کامل است، آنچنان نیست که نیاز به مکان داشته باشد، مثل کل عالم ماده که بی‌مکان است و خودش عین مکان است، نه این‌که به مکانی نیاز داشته باشد. لازم است انسان بین کامل و ناقص فرق بگذارد تا حکم ناقص را به کامل سرایت ندهد. - اگر موجودی وجودش تامّ بود دیگر آن وجود، ارتباط با غیر ندارد تا با حلول در مکان و یا زمان بخواهیم حقیقت و شخصیت آن را دریابیم و بپرسیم در کجاست و یا در چه تاریخی خواهد بود. وقتی موجودی نیاز به غیر خود نداشت چیزی از آن بیرون نیست که به آن متعلق باشد و دیگر این گونه سئوالات در مورد آن منتفی است. بلکه این دنیا محسوسی است از آن معقول و آن دنیا باطن این دنیاست. مثل نفس که باطن این تنِ محسوس است - کسانی که دنیا را نمی‌توانند ماوراء زمان و مکان درک کنند، هرگز از زمان قیامت آگاهی نخواهند یافت. آن نحوه آگاهی که نزد خدا و بندگان خاصش هست و اصلاً این قوای حسّی دنیائی که مقید به زمان و مکان دنیا هستند، توان ادراک امور آخرت را ندارند. زیرا که امور آخرت همگی اسراری غایب از این عالم بشری می‌باشند و مادامی که فرد در این دنیا اسیر حواس و وَهْم است به آن دنیا احاطه نمی‌یابد و از قول منکرین که می‌گویند: «مَتى‏ هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقینَ»(217) روشن می‌شود که انتظار دارند در جواب آن‌ها یکی از اوقات همین دنیا گفته شود. در حالی که عالَم قیامت خارج از سلسله‌ی زمان دنیای مادی است و به همین جهت به طور اجمال جواب داده می‌شود «علمش نزد خدا است» مثل این که در جواب کوری که می‌پرسد چگونه این رنگ‌ها را درک کرده‌ای؟ گفته می‌شود: «علمش نزد فرد بیناست».
بدان! آن‌کس که از پرده‌ی دنیا خارج شود و رجوع الی الله کند حتماً حقیقت قیامت را می‌شناسد. همچنان که نفس انسانی تا ولادت نیابد و از بطن دنیا خارج نشود و بند نافش هنوز به دنیا وصل باشد، به فضای آخرت و ملکوت سماوات و ارض وصل نخواهد شد. حضرت مسیح(ع) فرموند: «لن یلج ملکوت السّموات من لم یولد مرّتین» هرگز در ملکوت آسمان ورود پیدا نکرد کسی که دارای دو تولد نبود. و این ولادت ثانیه برای عرفای کاملین با مرگ ارادی و برای بقیه‌ی انسان‌ها با مرگ طبیعی حاصل می‌شود.