تربیت
Tarbiat.Org

معرفت نفس و حشر
اصغر طاهرزاده

کیفیت صور اخروی

کیفیت صور اخروی(192)
در این مورد به طور اجمالی باید گفت: چون نفسِ انسانی از سنخ ملکوت و نشئه‌ی قدرت است، قدرت اختراع صور را بدون ماده‌ی خاص دارد، ولی مادامی که نفس متعلق به این بدن عنصری است، این صور، مرکب از اضداد است و مادامی که نفس محتاج به جلب منافع و دفع ضرر است و مشغله‌ی تدبیر بدن را به عهده دارد آن صور، صوری ضعیفُ الوجود و ناقص‌اند و آثاری مطلوب از آن‌ها نتیجه نمی‌شود و اساساً در نفس انسان ثابت و مستقر نیستند و حالات مختلف بدن در آن‌ها مؤثر است ولی اگر همین صور شدید و پایدار شدند - از طریق رفع مشغله‌های بدن و جمع کردن همت و عزل قوای بدنی - آثار مطلوبِ خود را بروز می‌دهند و دیگر فرقی بین صور متخیله و موجودات خارجی نمی‌ماند - به طوری که صور متخیله عین صور خارجی در خارج حضور می‌یابند با شدتی بیشتر - آیا توجه نداشته‌اید وقتی نفس از اشتغالات و حرکات ضروری در حفظ این بدن که امور متنافره در آن اجتماع کرده‌اند، کمی آزاد می‌شود و حواس ظاهری از فعالیت بازمی‌ایستد - حال یا از طریق خواب یا حالت اغماء- و نفس به کمک فطرت به جنبه‌های عالی خود روی می‌آورد و به ذات خود رجوع می‌کند - البته رجوعی جزئی نه کلی، زیرا رجوع کلی موجب مرگ بدن است - در آن حال نفس به خودی خود مخترع صُور می‌شود و با حواس ذاتی خود بدون کمک بدن آن صور را مشاهده می‌کند؟ زیرا نفس در ذات خود، شنیدن و دیدن و بوئیدن و چشیدن است و اگر در ذاتش دارای چنین حواس پنج‌گانه‌ای نبود چگونه انسان در خواب و در اغماء می‌توانست ببیند و یا بشنود؟ درحالی‌که حواس ظاهری از ادراک تعطیل است ولی در آن حال ادراک نفس کامل‌تر و روشن‌تر است. زیرا حواس ظاهری مثل پوسته هستند برای مغز و همچنین که این حواس ظاهری به حس واحدی به‌نام حس مشترک برمی‌گردند، جمیع حواس نفس و قوای مدرکه و محرکه‌ی آن به اذن و حول و قوه‌ی الهی، به قوه‌ی واحدی که ذاتش نورانی و فیاض است برمی‌گردد و در آن حال ادراک اشیاء توسط نفس عین قدرت نفس است. حال وقتی که رجوع نفس به ذات خویش درحالی که هنوز بعضی از تصرفات را در بدن به عهده دارد و کاملا آزاد نیست، منشأ اختراع صور بر این منوال می‌شود، در نظر داشته باش آن‌گاه که کلیه‌ی این موانع برطرف شد و به ذات خود و ذات مبدأ خود رجوع کامل نمود، چه توانی دارد؟
آیا تأمل نکرده‌ای در نفوس انسانی هرگاه قوه‌اش شدید و مزاحمت قوایش کم گردید - حال یا به جهت ضعیف شدن قوا، آن‌طور که در دیوانگان و بیماران پدید می‌آید و یا به سبب عاملی قدسی آن‌طور که در انبیاء و اولیاء پیش ‌می‌آید و یا به سبب امور مدهوش‌کننده‌ی حواس که کاهنان و ساحران انجام می‌دهند، در همه‌ی این احوال نفس انسانی صور غائیه‌ی قوی التأثیر که ترسناک یا لذت‌بخش هستند را می‌یابد؟ گاهی نفوسِ رهاشده از قید دنیا و غبار محسوسات که دنیا را با چشم حقارت می‌بینند و هیچ شأنی آن‌ها را از شأنی دیگر غافل نمی‌گرداند و هیچ تجارت و بیعی آن‌ها را از ذکر خدا و عالم آخرت بازنمی‌دارد، توان ضبط ملک و ملکوت را پیدا می‌کنند. این نفوس مثل مبادی فعّاله و عالم عقول، قادر بر ایجاد صور ادراکیه‌ای هستند که ایجاد آن‌ها عین شهود آن‌هاست. گاهی در عین سلامتی چشم و گوش، مشاهده‌ی صور آن موطن آن‌ها را از مشاهده‌ی صور این موطن مشغول می‌کند درحالی‌که بیدارند و همه‌ی آلات بدنی‌شان در سلامت است. این حالت عکسِ حالت محجوبون است که به وسیله‌ی دنیا از آخرت محجوب شده‌اند، این‌ها با مشاهده‌ی صور اخروی به جهت حاکمیت آخرت بر آن نفوس از دنیا محجوب شده‌اند.
هرگاه هر نفسی - از طریق مرگ - تعلق بدن را قطع نماید و از این خانه‌ی خراب کوچ کند حواس باطنی او توانا و روشن می‌گردد به ادراک امور اخروی و در نتیجه صور عینیه‌ی موجوده در آن عالم را مشاهده می‌کند. و این حالت مخصوص نفسی خاص نیست همچنان که حواس دنیائی، مخصوص فردی خاص نیست و همه‌ی نفوسی که دارای حواس ظاهری هستند دارای حواس باطنی می‌باشند.(193)
پس چون تعلق نفس از بدن قطع شد چه اختیاری و چه اضطراری، حتماً برای نفس انسانی امور مناسب اعمال و نیات و اعتقاداتش پدید می‌آید آن طور که قرآن فرمود: «فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْیَوْمَ حَدیدٌ»(194)پس پرده‌ای را که خود در مقابل خود ایجاد کرده بودی گشودیم، پس چشم تو بینا و تیزبین شد. اگر اعمال انسان در دنیا اعمال حسنه و نیات او نیات صحیح بود، برای او روح و ریحان و جنت نعیم هست و اگر افعال انسان زشت و اعتقادات او مردود بود، او را با آتش و آب جوشان پذیرایی می‌کنند.