تربیت
Tarbiat.Org

معرفت نفس و حشر
اصغر طاهرزاده

علت وحدت قوای نفس در عین تغییر

علت وحدت قوای نفس در عین تغییر(140)
باید دانست که هر طبیعتی که هویت آن همواره در تبدیل و تغییر است وحدت و تشخّصِ آن در ظلّ وحدت و تشخّص موجودی عقلانی است که ثابتُ الذّات بوده و اصل و حقیقت تامّه و فردِ کامل آن طبیعتِ متبدّل است و نسبت آن موجود عقلانی به این قوای در حال تغییر مثل نسبت روح بر بدن است به طوری که بدن در عین تغییرات دائمی، وحدتش به وسیله‌ی روح ثابت می‌ماند. زیرا نفس مرتبه‌ی تمام و کمال بدن است و تامّ هر چیز، همان چیز است به انضمام تمامیت و لذا هر قوه‌ای که در بدنِ عنصری مستقر است وحدتِ هویتِ متبدلِِ وی به وسیله‌ی وحدتِِ هویت ثابتِ آن فردِ کاملِ عقلانی باقی و محفوظ خواهد ماند. لذا وقتی چیزی لمس شود با این‌که کیفیت قوه‌ی لامسه عوض می‌شود و کیفیت جدید به‌وجود می‌آید، با مقایسه‌ی این دو کیفیت است که عمل ادراک انجام می‌گیرد و این مقایسه به وسیله‌ی قوه‌ی مدرِکه‌ی مافوق آن دو انجام می‌گیرد که می‌تواند ما بین دو حالتِ قوه‌ی لامسه را جمع کند.
صاحب اثولوجیا در این مقام می‌فرماید: «قوه‌ی نفس بر دو قسم است یکی قوه‌ای که با تجزّی و انقسام نفس تقسیم می‌گردد، مانند قوه‌ی «نامیه» و قوه‌ی «شهویه» که در تمامی بدن منتشرند و دیگر قوه‌ای روحانی است که حافظ این قوای تقسیم شده است و کلیه‌ی افرادِ متبدّل و متغیر را در وعاء و ظرفی رفیع و برتر از جسم جمع می‌کند و لذا می‌توان گفت همین قوه‌ی تجزیه شده‌ی جسمانی به لحاظ ارتباط به قوه‌ی روحانی آن‌طور که هریک از قوای پنجگانه با تقسیم و تجزّی آلات جسمانیه منقسم می‌گردند، منقسم نیست بلکه ما فوق این حواسِ ظاهری، قوه‌ی حاسه‌ی دیگری در عالم عِلوی هست که کلیه‌ی حواس ظاهری در وی مجتمع‌اند و کلیه‌ی محسوسات در برابر او حاضرند و این قوه‌ای است تجزیه‌ناپذیر به جهت آن که شدت روحانیت‌اش باعث می‌شود تا عمل خویش را بالذات انجام دهد نه به وسیله‌ی آلات و همه‌ی اشیائی را که از طریق حواس بر وی وارد می‌شوند ادراک می‌کند بدون آن‌که از آثار آن‌ها منفعل شود و همه را در آن واحد ادراک می‌نماید»
مطالب فوق بسیار نافع است حتی در مسئله‌ی معاد جسمانی و حشر کلیه‌ی اجساد حتی اجساد نباتات و جمادات و نیز در کیفیت ارتباط معلولات به علل و در کیفیت بقاء انسان در عین تحول جوهری.
ادراک این مسائل ممکن نیست مگر به وسیله‌ی مکاشفات باطنی و سیر در مقامات وجود با دید ملکوتی زیرا حفظ قواعد علمی و احاطه به احکامِ مفهومات ذوقی و عرضی کافی نیست بلکه ریاضات نفسانی را جدا می‌طلبد و خلوت‌گزینی و احتراز از مصاحبت با مردم در امور روزمرّه و انقطاع از اغراض دنیوی و شهوات نفسانی و جاه‌طلبی‌ها و ایده‌های دروغین و فریبنده را باید در فهم این امور به کمک گرفت.