تربیت
Tarbiat.Org

معاد؛ بازگشت به جدّی‌ترین زندگی
اصغر طاهرزاده

شروع مرگ

حضرت علی(ع) كیفیت حال انسان‌های غافل را در این لحظات چنین تشریح می‌فرمایند:
«چگونه چیزی كه به آن جاهل و نادان بودند بر آنان فرود آمد, و حادثه ای كه خود را از آن ایمن می‌پنداشتند, بدانان روی نمود, و وعده‌هایی كه در آخرت داده شده بودند پیش آمد, همان چیزهایی كه در وصف نمی‌گنجد!
دو چیز ناگهان با هم بدان‌ها روی آورد: یكی «سكرات مرگ» و دیگری «پشیمانی و حسرتِ از دست دادن فرصت». دست و پایشان سست شد و رنگ از چهره‌ها پرید. پس مرگ بیشتر چنگ انداخت, ‌به طوری كه بین او و گفتارش جدایی افتاد (زبانش از كار افتاد) و او در میان اهل و خانواده خود با چشم می‌نگرد و با گوش می‌شنود، در حالی‌كه هنوز عقل و ادراكش باقی و صحیح است. می‌اندیشد كه سرمایه عمر را در چه راهی تباه و سپری كرده و روزگارش را چگونه به پایان رسانیده است، به یاد اموالی می‌افتد كه حلال یا شبهه‌ناك بوده، از هرجا به دستش رسیده، گرد‌آورده‌است و حال وبال جمع‌آوریِ آن، گریبان گیر او شده است.
اینك در آستانه جدایی و فراق از آن است. اموال او برای كسانی خواهد بود كه پس از او هستند. آنان از نعمت آن برخوردار می‌گردند و با آن خوش می‌گذرانند، در حالی‌كه عواقب و تبعات آن بر دوش او باری گران است و او پابسته و گروگان آن می‌باشد.
آری از آنچه به هنگام مرگ از حقیقت كارش آشكار می‌شود, دست ندامت به دندان می‌گزد و به آنچه در ایام عمر به آن رغبت داشت بی میل می‌گردد و آرزو می‌كند چیزی كه به آن رشك می‌برد و حسرت می‌ورزید، ای كاش به دیگری تعلق داشت. پیوسته مرگ در كالبدش پیشروی می‌كند تا وقتی كه گوشش نیز مانند زبانش از كار بیفتد. پس در میان خانواده خود در حالی است كه نمی‌تواند با زبان سخنی بگوید و با گوش خود چیزی بشنود, لذا باچشم خود به چهره آنان نگاه می‌كند و جنبش زبان‌ها را می‌بیند ولی بازگشت سخنانشان را نمی‌شنود. سپس مرگ بیشتر در او چنگ می‌زند، آنگاه دیگر چشمش نمی‌بیند, همان سان كه گوشش نمی‌شنود و روح از كالبدش بیرون می‌رود. در میان اهل و خانواده خود مرداری می‌شود كه همه از او می‌رمند و از نزدیكی به او دوری می‌جویند، نه آن‌كس را كه می‌گرید یاری می‌كند و نه آن را كه او را فرامی‌خواند اجابت می‌كند. آنگاه او را به زمینی كه در آن خط‌كشیده و جای گورش را معین كرده‌اند، می‌برند و آن‌جا او را به كردارش می‌سپارند و از دیدارش برای همیشه منصرف می‌شوند».(22)
بنا به فرمایش امام خمینی(ره):
«در حال احتضار، قلب مستعد شود برای رؤیت نفحات لطیفة جمال حق و اگر اهل ایمان باشد، قلب حبّ لقاء‌الله پیدا می‌كند و آتش اشتیاق جمال محبوب در قلبش افروخته گردد، و اگر اهل حبّ و جذبه ربوبی بود، جز خداوند كس نداند در این تجلی و شوق چه لذّاتی است و اگر اهل ایمان و عمل صالح بوده، از كرامات حق‌تعالی به او به اندازه ایمان و اعمالش عنایت شود و آن‌ها را بالعیان در دم احتضار ببیند، پس اشتیاق موت و لقای كرامات حق در او حاصل شود و اگر اهل كفر و نفاق باشد، با قهر و غضب الهی روبه‌رو شود».(23)