تربیت
Tarbiat.Org

علل تزلزل تمدن غرب
اصغر طاهرزاده

تخیل و تسلیم

كسانی كه مرجع علمی و عملی مردم هستند نگاهشان به پدیده‏ها طوری است كه احساس تکلیف می‌کنند چگونه وظیفه‌ی جمع مسلمین را با این پدیده‏ها در این زمانه روشن كنند، تا در عین رعایت اصول اسلامی، بتوانند در دنیای مدرن زندگی كنند. شما به عنوان یك شخص می‏توانید بسیاری از پدیده‏های جدید را نخواهید ولی این نظر را نمی‏توانید به جمع مسلمین تحمیل كنید. عموم مردم چنین‌اند که اگر به آن‌ها گفته شود چون تکنولوژی غربی با فرهنگ غربی همراه است و شما را از اسلام باز می‌دارد، پس تکنولوژی غربی را استفاده نکنید، به راحتی به اسلام پشت می‌کنند. چون امکان ندارد تکنولوژی‌های جدید را تصور کنند و راحتی کار با آن‌ها را بشناسند و آن وقت بتوانند به دست و دلشان بگویند از آن‌ها چشم‌پوشی کن، اصلاً دست و پایشان جلو نمی‌رود.
در مباحث فلسفی موضوعی مورد بحث قرار می‌گیرد به عنوان «فاعل بِالْعِنایه» به این معنی که گاهی تصور یک عمل به خودی خود عامل فرمان‌دادن به اعضاء می‌شود و اعضاء را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد، به طوری که تصور ماشین‌سواری به عنوان «فاعلِ بِالْعِنایه» پای خسته‌ی انسان را متوقف می‏كند تا به وسیله‌ی ماشین سواری ادامه‌ی راه را طی کند. علت تسلیم شدن انسان در مقابل خستگی پاها، تصور و تخیل ماشینی است که می‌تواند به کمک آن بقیه راه را ادامه دهد و به همین جهت نمی‏تواند به پاهای خود فرمان دهد که راه را به صورت پیاده ادامه دهد. وقتی انسان تصور رفتن به وسیله‌ی ماشین را دارد، دیگر اراده‏ای جهت رفتن از طریق پاهایش را نمی‏تواند داشته باشد.
در مورد «فاعلِ بِالْعِنایه» و نقش تصور در فرمان‌دادن به اعضاء، می‌فرمایند: كسی را در نظر بگیرید كه بر روی دیوار بلند و باریکی راه می‏رود که عرض آن به اندازه‌ی عرض یک موزائیک باشد، امکان منحرف‌شدن پای او از دیوار و لغزش پاها و سقوطش بسیار بیشتر از وقتی است که بر روی زمین، بر روی ردیفی از موزائیک‌‌ها قدم می‌زند که دارای همان عرض‌اند، زیرا در حالت اول نقش خیال و تصورِ سقوط، نقش بسیار فعالی است و همواره تصور سقوط در او شدت می‌یابد به طوری که ممکن است به جدّ تصور سقوط‌کردن در ذهن او واقع شود، و سپس به بدن خود مطابق کسی که سقوط کرده فرمان می‌دهد، و در نتیجه سقوط می‌کند. در جریان این نوع سقوط، اول سقوط را تخیل می‏كند، بعد سقوط می‌کند، یعنی علت سقوطش همین تخیل سقوط است نه چیز دیگر. چون تخیل سقوط، ماهیچه‏های پای او را سست و لرزان می‏كند و بعد ماهیچه‏ها عملی مناسب سقوط‌کردن از خود نشان می‏دهند و طرف سقوط می‌کند. در اینجا اول تصور سقوط کردن در خیال او شكل گرفت و بعد سقوط کرد، پس علت سقوط یا فاعل سقوط، بالعنایه بود، یعنی عنایت کرد که سقوط می‌کند و همان علت و فاعل سقوط‌کردن شده.
وقتی نقش فاعل بالعنایه و نقش تصور را در اراده‌ها شناختیم دیگر انتظار نداریم مردم برخلاف تصورات خود عمل و اراده‌ای داشته باشند. بنده قبول دارم امکان کنترل خیال هست ولی چنین انتظاری را از مردم نباید داشت. مردم با تمام وجود نقش تکنولوژی دنیای مدرن را تصور و لمس می‏كنند و آن را جدی می‏گیرند، و دین آمده كه چنین انسان‌هایی را با همین خصوصیات به سعادت برساند. در همین راستا است که فقه شیعه برای ساده‏ترین تصورات انسان‌ها جا باز کرده و جواب‌گو است. رهبران علمی و عملی جامعه با مردم به اندازه عقولشان مدارا می‏كنند،(171) تاآرام‌آرام آن‌ها را وارد حوزه‌ی توحید كنند و از اسارت افراطی ابزارها برهانند.
توجه به آثار منفی تکنولوژی غربی احتیاج به بصیرتی دارد که به عنوان «خودآگاهی» آن را مطرح می‌کنند، خودآگاهی فوق آگاهی است، چون در خودآگاهی یک نوع عزم و تصمیم‌گیری نهفته است، وقتی تا حدّ خودآگاهی متوجه آثار منفی تکنولوژی غربی شدیم، برای عبور از آن برنامه‌ریزی می‌کنیم، در این حالت است که نقش دین اسلام، به خصوص تشیع، مشخص می‌شود. راستی اگر روحیه‌ی تشیع نبود چگونه ما می‌توانستیم ماوراء ماشین جنگی غرب، در دفاع مقدس هشت ساله، از تاریخی که غرب برای ما ترسیم کرده بود، عبور کنیم؟
سؤال: آیا این نوع مدارا كردن و همراه‌شدن با تصورات و تخیلات مردم، موجب به رسمیت شناختن فرهنگ‌های سطحی نمی‏شود؟
جواب: در رابطه با مداراكردن با مردم و حل مسائل آن‌ها، نظام اسلامی با نظر به افقی که باید به آن رسید، عمل می‌کند و لذا در عینی که هیچ وقت مدیحه سرای نفس امّاره‌ی کسی نمی‏شود، رعایت روح و روحیه عمومی را می‌نماید. و این نوع عملکرد، عملکردِ حكیمانه‌ای است، زیرا جهت‌گیری‌هایش انسانی است نه طاغوتی. مشکلات در دوره‌ی قاجار به آن صورت پدید آمد كه كسانی به پذیرش فرهنگ غربی اقدام كردند كه از حکمت اسلامی برخوردار نبودند و لذا بیش از آن‌كه تکنولوژی غربی را بر اساس نیازهای منطقی جامعه گزینش کنند، درصدد ارضای نفس امّاره‌ی خود و دیگران بودند، و به همین جهت هیچ مقاومتی در مقابل سیل حضور تکنولوژی غربی نشان داده نشد، بلکه با وَلع هرچه بیشتر به استقبال آن رفتند. در حالی که اگر آن گزینش به دست كسی سپرده می‌شد كه دائم نظرش به مقصد حقیقی انسان‌ها بود، تکنولوژی غربی به عنوان یك مهمان پذیرفته می‌شد که دیر یا زود باید برود، در آن صورت مشکل رسمیت بخشیدن به فرهنگ مدرنیته پیش نمی‏آمد و مدیحه‌سرای جامعه و تكنیك غربی نمی‏شدیم، بلكه با روح خودآگاهی سعی می‏شد در عین استفاده از آن، از آن عبور شود، زیرا نه نفی صِرف تکنولوژی غربی درد ما را دوا می‏كند، و نه غرق شدن در آن.
وقتی به یك انسانِ ترسو بگوئید نترس، مشکلی از او حل نکرده‌اید، ابتدا باید به عنوان یك واقعیت بپذیرید كه او می‌ترسد. سپس با شناختن علت ترس و تقویت روحیه‌‌ی او و جایگزین‌کردن تصوراتی به جای تصورات ترس‌آور، آرام‌آرام او را از آن ترس عبور دهید. به همین جهت نظام اسلامی یك‌مرتبه به تکنولوژی غربی پشت نمی‌كند بلكه سعی در آن است که مردم آرام‌آرام وارد عالمی از توحید شوند که تصوراتشان نسبت به دنیای مدرن تغییر کند، در آن حالت است که زمینه‌ی ظهور تمدن اسلامی فراهم می‌شود و جامعه‌ی اسلامی با شوری وصف ناشدنی درصدد شکل‌دادن به نوعی از زندگی می‌شود که در آن نوع از زندگی نیازهای خاص انسانی برآورده می‌شود. در آن حالت معلوم می‌شود که چرا می‌گوییم، در فضا و روابط و هوای تمدن غربی، ساختن علم دینی ناممکن است، چون در فضای رویکرد به تمدن اسلامی است که معلوم می‌شود چه نیازهایی داریم و چگونه باید به آن‌ها پاسخ داد.
«والسلام علیكم و رحمةالله و بركاته»