تربیت
Tarbiat.Org

علل تزلزل تمدن غرب
اصغر طاهرزاده

پیچیدگی ابزارها و توهم

سؤال: شاخصه‌ی تکنولوژی جدید و تفاوت آن با طبیعت را پیچیدگی آن می‌دانند، اولاً: آیا واقعاً تکنولوژی تمدن جدید پیچیده است و اگر این‌طور است آیا این پیچیدگی برای آن یک امتیاز به حساب می‌آید؟ ثانیاً: آیا می‌توان گفت نظام طبیعی در مقایسه با تکنولوژی مدرن ساده و سطحی است؟
جواب: ابتدا باید توجه داشت كه پیچیدگی به معنای توهمی آن غیر از پیچیدگی به معنای كامل بودن است. نمونه‌اش روش پیامبران است که از طریق خاصی قلب انسان را در توجه به لایه‏های غیب، عمیق می‏كردند و او را متوجه رازهای آن عالم می‌نمودند، نه این‌كه او را در لایه‏های دنیا اسیر كنند. نتیجه‌ی کار انبیاء آن می‌شد که انسان در سیر به سوی لایه‌های عمیق وجودش به شكوفایی می‏رسید، پس به این معنا انسان پیچیدگی‌هایی دارد ولی دست یافتن به آن پیچیدگی‏ها روح‏افزا است، در صورتی که پیچیدگی‌های دنیا به معنی واردشدن به اموری است که با خیالات خود بر دنیا تحمیل می‌کنیم و در نتیجه فرسایش دهنده است.
در واقع تعالی به سوی عالَم غیب حیرت می‏آورد، به طوری كه روح در رویارویی با پروردگار عالَم به آنچنان حیرتی می‌افتد كه با تمام وجود می‏گوید: «لَیسَ كَمِثْلِهِ شَی»(166)؛ در این نوع توجه به عالمِ متعالی، نقطه‌ی امنی برای جان و مقصد اُنسی برای روح پیدا می‏شود و انسان در آن عالم وطن اصلی خود را جستجو می‏كند،(167) در حالی که در رویارویی با پیچیدگی‌های تكنیكی چنین حالتی به انسان دست نمی‌دهد.
انسان وَهم‌زده آنقدر نیازهای گوناگون برای خود می‌سازد که برای دست‌یابی به آن‌ها مجبور است انواع گوناگون از وسایل پیچیده تهیه کند تا شاید جواب‌گوی آن نوع نیازهایش باشند، و از این طریق خود را گرفتار وسایل پیچیده‌ای می‌کند که برای ارتباط با آن‌ها لازم است وقت بسیاری صرف كند، و عجیب است که صرف سال‌ها عمر برای ارتباط با آن ابزارها امتیاز و کمال حساب می‌شود و نه خسران. به عنوان مثال با حضور كامپیوتر در زندگی‌ها آنقدر برنامه وارد زندگی انسان‌ها شد که برای ارتباط با آن باید چندین سال برنامه بریزد تا بتواند با برنامه‌های تدوین شده در کامپیوتر آشنا شود، و این در حالی است که از این طریق كمالی به انسان اضافه نشد، بلكه تعداد قراردادها و اطلاعات و شماره‏ها زیادتر شدند. مثلاً وقتی تعداد خیابان‌های یك شهر زیاد شد شما مجبور به داشتن اطلاعات بیشتری هستید ولی این را نباید علم و كمال حقیقی بنامید. كثرت شماره‏ها و عددها ما را اسیر اطلاعات بیشتر كرده است در حالی که علم پیامبران خصوصاً، و معرفت دینی عموماً از این مقوله‌ها نیست. این نوع پیچیدگی‌ها که بیشتر به جهت کثرت امورِ در عرض هم پدید می‌آید، غیر از پیچیدگی رازهای عالم غیب است، در واقع این نوع پیچیدگی یک پیچیدگی وَهمی است نه حقیقی. حضرت علی(ع) می‌فرمایند: «اَلْعِلْمُ نُقْطَةٌ کَثَّرَها الْجاهِلُون»؛(168) علم نقطه‌ای بود که جاهلان آن را کثرت دادند.