تربیت
Tarbiat.Org

علل تزلزل تمدن غرب
اصغر طاهرزاده

الگویى مناسب

سؤال: در راستای گذار از تمدن غرب باید به زمان گذشته برگردیم، یا با حفظ شرایط موجود سعی کنیم مشكلات پدید آمده را حل کنیم؟
جواب: همان‌طور که خودتان هم در سؤالتان باب بحث را باز کرده‌اید. در موضوع گذار از غرب، بحثِ برگشت به گذشته در میان نیست، بحث درباره‌ی تمدنی است که روح قدسی را از جامعه‌ی بشری گرفته است. و برای حل مشکل نمی‌توان از عامل آن مشکل که نگاه تمدن غربی به عالم و آدم است، غفلت کرد، منتها می‌ماند که در حال حاضر چه راهکار عملی باید پیشه کنیم. ما به حدیث نبی اکرم(ص) که می‌فرمایند: «عُلَماءُ اُمَّتى‌كَأَنْبِیاء بَنى اِسْرائِیل»؛(155) معتقدیم و امام خمینى‏«رضوان‌الله‌علیه» را از عالمان امت پیامبر اسلام(ص) مى‏دانیم، و ایشان به واقع مانند پیامبران در مقابل ظلمات شرک‌آلودِ دوران خود، خط توحید را به جهان برگرداندند. وقتی پذیرفتیم ایشان خط مستقیم دینداری در عصر حاضر در این جامعه‌اند، و به بیان دیگر نمونه‌ی كامل حیات دینى در این قرن می‌باشند. پس ما در برخورد با مسائلِ امروز جهان سرگردان نیستیم، امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» را الگو قرار می‌دهیم و جلو می‌رویم. ایشان آن‌جایى كه لازم بود، قناعت و سادگى پیشه می‌كرد و آن‌جا كه باید از ابزارهای دنیای مدرن استفاده می‌نمود، منتها اولاً: جهت توحیدی خود را محفوظ می‌داشتند. ثانیاً: اصرار داشتند ما باید از خود شروع کنیم، چون روح تکنولوژی غربی، الهی نیست. پس در حال حاضر باید مواظب بود غرق دنیای غربی نشویم.
وقتی متوجه بودیم نباید تکنولوژی، هدف باشد، به ابزارها به اندازه‏اى كه بتوانند ما را به هدفمان برسانند ارزش مى‏دهیم، در این صورت خود به خود سلطه‌ی روح تکنولوژی ضعیف می‌شود و نظرها به شکل دیگری به زندگی می‌افتد که آن زندگی ابزارهای دیگری را پدید می‌آورد.
البته عنایت داشته باشید که تمدن غربی برای اثبات خود زندگی گذشته را درست معرفی نمی‌کند، ضعف‌هایی از گذشته را عمده می‌کند که حقیقت زندگی گذشته‌ آن ضعف‌ها نبوده است.
از چین گرفته تا آسیا، برای خود طب و درمان داشته‌اند و به صورتی طبیعی با طبیعت تعامل می‌کردند و از بسیاری از بحران‌های موجود امروز جهان در امان بودند. به گفته‌ی دانشمندان اگر تمدن غربی باری از دوش ما برداشت، بار غیر قابل تحملی بر روان و روحمان گذاشت، ولی تمدن غربی نه‌تنها ما را از قوت فرهنگ‌های غیر غربی محجوب نگه می‌دارد، بلکه ضعف‌های خود را نیز توجیه یا پنهان می‌کند.
سؤال: بعضی‌ها می‌گویند بحث‌های نقد غرب برای توجیه مشكلات اقتصادى و مدیریتى نظام اسلامی است که نتوانسته است آن‌طور که باید به وعده‌های داده شده عمل کند، آیا همین‌طور است؟ به عبارت دیگر می‌گویند کسانی که موضوع نقد غرب را پیش کشیده‌اند با انگیزه‌ی طرفداری از نظام اسلامی این کار را می‌کنند و نه با تفکری آزاد. نظر شما چیست؟
جواب: این صحبت‌ها شبیه آن است كه دین اسلام توصیه به روزه در ماه رجب و شعبان بکند، بعد شخصی بگوید چون نظام اسلامی گندم ندارد و نمى‏تواند نیاز مردم را برآورده كند مى‏گویند روزه بگیرید. می‌شود این حرف‌ها را زد ولی کسی که مطابق روایات به روزه‌ در ماه‌های رجب وشعبان توصیه می‌کند، به جای دیگری نظر دارد، ماورای آنچه کسی بگوید برای رفع مشکل اقتصادی گفته‌اند روزه بگیرید. مسائل انسانى خیلی بالاتر از موضوعات سیاسی و انگیزه‌های این‌چنینی است. بحث ما در نقد غرب در راستای ارزیابى جایگاه انسان در سطح جهان است و این که تفكر دینى چگونه به آن می‌نگرد و تفکر غربی چه نگاهی به انسان دارد.
ما مى‏خواهیم به كمك بینشی که قرآن در اختیار انسان‌ها می‌گذارد به بصیرتى برسیم كه قدرت تجزیه و تحلیل عمیق و صحیح مسائلى را كه در اطرافمان مى‏گذرد، پیدا كنیم. امام خمینى«رضوان‌الله‌علیه» گرچه در هیچ دانشكده‌ی علوم سیاسى درس نخوانده بودند ولى چون بصیرت قرآنى داشتند به عنوان سیاستمدارترین مرد قرن ظهور کردند و در ازاء همان بینش بود که جایگاه واقعی تمدن غربی را فهمیدند. در ازاء بینش قرآنی بود که اُبهّت‏هاى ظاهرى این تمدن هیچ نمودى برایشان نداشت و هرگز مرعوب آن نشدند. ما در راستای چنین بینشی غرب را نقد می‌کنیم، به همین جهت هم با هر کس که غرب را نقد می‌کند در یک هدف قرار نداریم.
موضوع دفاع از نظام اسلامی به عنوان مرحله‌ی گذار از ظلمات مدرنیته و رسیدن به حاکمیت امام معصوم(عج) یکی از ارکان عقیدتی ما است، ولی این به این معنی نیست که هر دولتی را با هر رویکردی تأیید کنیم، آری هر اندازه که دولت‌ها به اهداف انقلاب اسلامی نزدیک‌تر باشند، بیشتر مورد قبول ما هستند و برعکس، هر اندازه که دولت‌ها با حفظ ظاهر اسلامی به غرب اصالت دهند، حجاب نظام اسلامی‌اند و نقد غرب موجب می‌شود تا ما به این دولت‌ها اصالت ندهیم.