تربیت
Tarbiat.Org

علل تزلزل تمدن غرب
اصغر طاهرزاده

ایجاد نیاز یا قناعت

آنچه باید بر آن تأکید شود عبارت از آن است که فرهنگ مدرنیته فرهنگ ایجاد نیازها است و نه تنها انسان را به انواع نیازهای ساختگی مشغول می‌کند، بلکه روحیه‌ی مصرفی بی‌پروا را تشویق می‌کند، به طوری که صفت مقدس قناعت به عنوان یک صفت مذموم تبلیغ می‌شود. پیدا شدن انواع وسایل برای زندگی، بیش از آن‌كه انسان را ارضاء كند نیازمندی به‌وجود می‏آورد، آن هم نیازمندی‌های وَهمی که در هیچ جایی توقف ندارد، و این در حالی است که طبق یک قاعده‌ی مسلّم هر چه نیازمندی آدمی افزون گردد احساس نداشتن برای او افزایش می‏یابد و خود را بیشتر فقیر حس می‌کند.
انسان غرب‌زده با تعریفی که از خود دارد، نمی‏پذیرد كه با قناعت زندگی كند و زندگی با قناعت و پارسایی را بهترین زندگی بداند. این فرهنگ طوری زندگی‌ و ارزش‌های آن را تعریف می‌کند که اگر كسی در حدّ کفافِ خود کار کند و بیشتر به امور فکری، اخلاقی و انسانی بپردازد به عنوان یک انسان غیر فعّال و غیر متعادل معرفی می‌شود، خیلی راحت قناعت و زهد را زیر سؤال می‏برد. در حالی‌كه اولیای الهی به ما آموخته‌اند؛ «بالاترین داشتن، نخواستن است». با دقت در زندگی‌های غرب‌زده مشاهده می‌کنید بسیاری از چیزهایی كه انسان‌ها جمع كرده‌اند هیچ نیازی به آن‌ها ندارند ولی چون بقیه دارند او هم خریده‌ است و وسایل قبلی را بدون آن که غیر قابل استفاده شود به جرم آن که قدیمی شده، رها کرده و این است که برای به دست آوردن نیازهای كاذب و وَهمی صبح تا شب شروع به دویدن و فعالیت و كار و تلاش می‏كنند. در حالی که خداوند از طریق انبیاء الهی چشم‌ها را بصیر می‏كند تا مواظب باشیم نیازهای كاذب، ما را نَرُباید و در همان راستا انسان‌ها را دعوت به زهد و قناعت می‏كنند، زهد و قناعتی که نه‌تنها زندگی را محدود نمی‌کند بلکه عامل ورود انسان به عرصه‌های وسیع‌تری از زندگی می‌شود.
در سیره‌ی زندگی حضرت علی(ع) داریم که؛ یك بار حضرت در بالای منبر پیراهن‏شان را تكان می‏دادند. از حضرت علت آن كار را سؤال كردند. جواب دادند چون همین یک پیراهن را داشتم و آن را شسته بودم و هنوز خشك نشده است، آن را تكان می‏دهم تا خشك شود. عرض بنده این نیست که در حال حاضر هم ما یک پیراهن داشته باشیم، بحث بر سر این موضوع است که با غفلت از زهد و قناعت همه‌ی زندگی عرصه‌ی مصرف افراطی می‌گشت و امکان واردشدن در فهم معارف دینی و اصلاح نفس برایمان نماند.
تأکید دین بر ساده‏زیستی و قناعت است و این یک حکم همیشگی است تا انسان گرفتار كلافه‌ی تجمّل و فزون‌خواهی نشود. فرورفتن در چنین كلافه‏ای امکان یافتن راه رهایی به سوی سعادت را غیرممكن می‌سازد.
انسانی که با ارزش‌های غربی خود را تعریف کرده سعی می‌کند با تمام قوا هر چیزی را كه موجب رفع نیازمندی‏های مادی می‌شود به‌دست آورد. در حالی‌که آن چیز جدید برای او یك نیاز جدید را به همراه می‌آورد، و فروافتادن در چنین ورطه‌ای از آنجا شروع می‌شود که همه‌ی همّت انسان غرب‌زده در رفع نیازهای مادی خلاصه می‌شود، نیازهایی که هرگز تمام شدنی نیست و هر وسیله‌ای از آن اشاره به وجه کامل‌تری دارد که وَهم انسان‌ها تصور می‌کند. این است که ملاحظه می‌فرمایید صد سال است هزاران شکل ماشین سواری ساخته شده و هرکدام که ساخته شد اشاره به نوع کامل‌ترِ خود دارد و صد سال دیگر هزاران شکل دیگر می‌سازند و باز باید هزاران شکل دیگر بسازند. آیا این فرو افتادن در ورطه‌ای نیست که هرگز به انتهای آن‌ نمی‌توان ‌رسید؟ این‌چنین گرفتار شکل‌های بی‌نهایت متفاوت‌شدن یک نحوه رسیدن به مقصد است یا دورشدن از مقصد است؟ ریشه‌ی آن در کجا است؟ چگونه وقتی انسان اسیر بی‏نهایت نیازهاست می‏تواند آزاد زندگی كند؟ از حضرت رسول(ص) سؤال كردند شرح صدر چیست؟ فرمودند: «نُورٌ یقْذِفُهُ اللَّهُ فِی قَلْبِ الْمُؤْمِنِ فَیشْرَحُ صَدْرَهُ وَ ینْفَسِح‏»؛ نوری است كه خداوند در دل مؤمن می‏افكند پس سینه‏اش گشاده گردد. عرض كردند آیا این نشانه‏ای هم دارد تا به آن شناخته گردد؟ «فَقَالَ نَعَمْ وَ الْإِنَابَةُ إِلَی دَارِ الْخُلُودِ وَ التَّجَافِی عَنْ دَارِ الْغُرُورِ وَ الِاسْتِعْدَادُ لِلْمَوْتِ قَبْلَ نُزُولِه‏»(72) فرمودند: آری؛ توجه به قیامت، و فاصله‌گرفتن از دنیا، و آمادگی برای مرگ قبل از آمدنش‏ است. آیا تمدن جدید چنین فرهنگی را می‏فهمد؟ این همه نیاز سازی و اسارت در دنیا، نهایت كار بشر را به كجا می‏كشاند؟ این تمدن می‏خواهد مسیر بشر را بر چه ساحلی فرود آورد؟ به ساحل قناعت و آرامش، یا به نیازمندی و اضطراب؟
ظلمات مدرنیته یعنی ظلماتِ باطن انسان‌های غرب‌زده و فرو رفته در نفسانیات، به طوری که انسان‌های زد و بنددار جای انسان‌های معنوی را گرفته‌اند و در آن حال جامعه هیچ فکر و ذکر معنوی را بر نمی‌تابد و عهد با خدا را فراموش کرده و راه نزدیکی به منزل دوست را گم کرده و دست خود را از دست اولیاء الهی بیرون آورده است.
خدایا: تو یگانه‌ای، هرچه به تو نزدیك‌تر شویم از پراكنده‌پرستی آزاد و به مقصد خود نزدیك می‏شویم، پس ما را به خودت نزدیك فرما.
«والسلام علیكم و رحمةالله و بركاته»