تربیت
Tarbiat.Org

علل تزلزل تمدن غرب
اصغر طاهرزاده

عدم جدائی تكنولوژی از فرهنگ غربی

از جمله سؤالاتی که در این گونه مباحث پیش می‏آید این است كه با توجه به آنچه در باب ماهیت این تمدن بیان شد، بالاخره ما در برابر این تمدن، و پیرو آن در رابطه با صنعت و تكنولوژی که با روح تمدن غربی به وجود آمده‌اند و با آن یگانه‌اند، چه موضعی باید بگیریم؟ در جواب باید عنایت داشته باشید حال که كار ما بدانجا رسیده كه این صنعت را به عنوان یك ضرورتِ ناگوار باید بپذیریم، لااقل بدانیم استفاده‌کردن از آن، فقط به عنوان سلاحی است كه بتوان به‌وسیله‌ی آن در برابر سیطره جویی غرب پایداری كرد و هستی خود را حفظ نمود، وگرنه چیز دیگری نخواهد بود. ممكن است ابتدا تصور بفرمایید می‌توان صنعت و تكنولوژی را از فرهنگ غربی جدا نموده و با زدودنِ فرهنگ غربی، از صنعت و تكنولوژی آن استفاده نمود ولی فکر می‌کنم با مباحثی که در کتاب «گزینش تکنولوژی از دریچه بینش توحیدی» عرض شد، روشن شده باشد تحقق چنین امری غیرممكن است. در آن‌جا عرض شد تکنولوژی غربی بر اساس فرهنگی خاص شکل گرفته است تا جواب نیاز‌های آن فرهنگ را برآورده سازد و لذا هر جا ظاهر شود، عملاً همان نیازها را به وجود می‌آورد و جای آن فرهنگ را باز می‌کند. این صنعت زاییده‌ی آن فرهنگ است و چهره دیگری از آن زندگی است و لذا اگر صنعت و تكنولوژی این تمدن در جامعه‌ای وارد شد، خواه ناخواه فرهنگ خود را نیز به دنبال می‌آورد. این است که شما ملاحظه می‌فرمائید از فرودگاه‌های عالم بگیر تا تلویزیون، همه و همه با فرهنگ غربی خود را آراسته‌اند و بر اساس آن فرهنگ با مردم تعامل می نمایند. تنها کسانی می‌توانند در عین استفاده از تکنولوژی غربی، تحت تأثیر فرهنگ آن قرار نگیرند که در شناخت فرهنگ غربی به خودآگاهی خوبی رسیده باشند و نسبت به فرهنگ توحیدی، دل‌آگاهی و شوق حضور داشته باشند. انسان‌های معمولی که خیالاتشان تحت تأثیر شوق حضور با عالم معنا نیست، در مواجه‌شدن با تكنیك غربی، فرهنگی را هم كه این تكنیك در بستر آن به‌وجود آمده است، به راحتی می‏پذیرند، زیرا در بستر فرهنگ غربی وجود چنین تكنیكی ضرورت یافته، به همین جهت انسان‌های معمولی در مواجهه‌ی با آن تکنیک به فرهنگ مخصوص به آن نیز منتقل می‌شوند. آری در یك تحلیل انتزاعی می‏توان صنعت را از فرهنگ آن جدا كرد ولی یک انسان عادی در عمل و در خارج از ذهن نمی‏تواند یكی را گزینش كند و دیگری را رها نماید. همان‌طور که در ذهن می‏توان نقش و نگار فرش را از خودِ فرش جدا نمود، ولی در خارج از ذهن، فرش همان نقش و نگارهاست و جدایی آن دو ممکن نیست. فرهنگ غربی نیز در عمل از تکنیک مخصوص به آن فرهنگ جداشدنی نیست، به‌خصوص که ما با مردمی زندگی می‌کنیم که به طور کلّی نمی‌توانند با روحیه‌ی اشرافی که دارند با غرب و تکنولوژی برخورد کنند، توجه داشته باشید كه ما با نخبگان روبه‌رو نیستیم.