تربیت
Tarbiat.Org

علل تزلزل تمدن غرب
اصغر طاهرزاده

ریشه‏های فكری تكذیب نبوت

با توجه به نکات فوق اگر احساس كردیم كه تمدن امروزِ دنیا كوردل است، طبق وعده‌ی قرآن خواهیم دانست كه این تمدن سر به سلامت نخواهد برد. از این‌رو برای نجات خود و جامعه‌ی خود تا آن‌جایی كه توان داریم باید از سیره و سنت این تمدن فاصله بگیریم و به تمدن انبیاء نزدیك شویم. با دقت در فرهنگ غربی متوجه می‌شویم تكذیب نبوت یكی از خصوصیات این تمدن است. پیروان این تمدن، انبیاء و مَشْی آن‌ها را تكذیب می‏كنند. قرآن می‏فرماید: «وَ انْ یكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَومُ نُوحٍ وَ عادٌ وَ ثَمْودُ...»(4) ای پیامبر؛ تكذیبی که از طرف قوم تو صورت می‌گیرد چیز نوظهوری نیست، زیرا قبل از قوم تو، قوم حضرت نوح‏(ع) و قوم عاد - كه قوم حضرت هود‏(ع) باشد- و قـوم ثمـود -كه قوم حضرت صالح‏‏(ع) باشد- نیز پیامبرانشان را تكذیب می‏كردند.
انسان‌ها در طول تاریخ - چه مؤمن و چه كافر- در مورد وجود خدا مشكل نداشتند ولی كافران معتقد بودند كه خداوند برای انسان برنامه‏ای نمی‌فرستد. می‏گفتند: قبول نمی‏كنیم كه خداوند برای ما پیامبر فرستاده باشد. این‌ها نبوت را كه عامل حقیقی زندگی و سعادت انسان است، تكذیب می‏كردند. قرآن در آیه مورد بحث می‌فرماید: تمدن و ملتی كه كوردل است، نبوت را به عنوان اَسراری كه به قلب نبی نازل و بر زبان او جاری می‏گردد و رمز صحیح زندگی كردن است، تكذیب می‏كند.
یكی دیگر از ویژگی‌های تمدن كوردل این است كه از نظام سرمایه‏داری و قدرت به عنوان عامل بقاء پیروی می‏كند. به عنوان نمونه لازم است توجهی به تمدن قوم نوح(ع) بكنیم. قرآن می‏فرماید: «قالَ نُوحٌ رَبِّ اِنَّهُمْ عَصَوْنی وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یزِدْهُ مالُهُ وَ وَلَدُهُ اِلاَّ خَساراً»(5) حضرت نوح‏(ع) می‏گوید: خداوندا ! آنان در برابر من شوریده‏اند و كسانی را پیروی می‏كنند كه مال و فرزند دارند، در حالی‌كه مال و فرزندشان برای آنان هیچ فایده‏ای ندارد. در توصیف منکران نبوت می‌فرماید: آنان به دنبال سرمایه‏داران قدرت‌طلب هستند كه چون بی‏دین‏اند این مال و فرزند به نفعشان نیست.(6) سپس در ادامه آیه می‏فرماید ما به خاطر گناهشان که پیروی از سرمایه‏داران قدرت‌طلب بود، آن‌ها را غرق كردیم. البته در اسلام، صِرف سرمایه‏داری مذموم نیست بلكه سرمایه‌د‏اری كه به پشتوانه‌ی سرمایه‌اش روبه‌روی پیامبران بایستد مذموم است. همان‌گونه كه قرآن از قول حضرت نوح‏(ع) می‏فرماید: اینان در مقابل من از كسانی پیروی می‏كنند كه مال و فرزند و قدرتشان نفعی برای آنان نداشته است. بنابراین علت نابودی ملت‌ها این است كه چشم دلشان كور است و به سرمایه‏داران و قدرتمندانی كه به سرمایه و قدرت تكیه كرده‏اند، دل می‏بندند.
به نظر می‌رسد تمدن امروزِ جهان، شبیه تمدن‌های نابود شده تاریخ است و در مقایسه با صفات تمدن‌هایی كه انبیاء به‌وجود آورده‏اند، دارای صفات تمدن‌هایی است كه نابود شده‏اند، و می‌توان گفت: این تمدنی كه متجددین شیفته آنند، در تاریخی كه قرآن از جهان به ما معرفی می‏كند، پایگاه ارجمندی ندارد. امروز مشخص است که تمدن غربی دستخوش بحران شده است و پیش از آن‌كه تلاش كند خود را از بحران خارج كند، هرچه بیشتر به ضعف‌های بحران‌زای خود نزدیک می‌شود.
ادعای ما این است كه این تمدن به خودی خود بحران زاست، زیرا مقابل سُنَن الهی است و نه هماهنگ با آن. انسان در این تمدن خود را همه كاره‌ی جهان می‏داند و نقشی برای خداوند قائل نیست. معتقد است خودش قواعد نظام طبیعت را بهتر می‏فهمد، و بر همان اساس با طبیعت برخورد می‌کند و عملاً روبه‌روی طبیعت می‏ایستد و موجب بحران‌های زیاد زیست‌محیطی می‌شود، در حالی‌كه طبیعت، لطف خداست و باید بر اساس دستورات الهی با آن هماهنگ شد. این مسلّم است كسی كه قبول ندارد خداوندی عاقل و حكیم و مدبّر طبیعت را به‌وجود آورده، به جای بهره‏گرفتن صحیح از استعداد‏های موجود در عالم، به گونه‏ای با طبیعت برخورد می‏كند كه مشكل آفرین و بحران‏زا خواهد شد.
«ای. اف. شُوماخِر» می‏گوید: «كدام سرمایه‏داری را می‏شناسید كه حاضر است از سرمایه بخورد بدون این‌كه چیزی به جای آن بیاید؟ تمدنی كه باعث شده است نفت و گازوئیل كه حاصل میلیون‌ها سال فعالیت بیولوژیك زمین است، در یك روز سوخته شود، دو مشكل به‌وجود می‏آورد؛ یكی این‌كه ما به سرعت عادت به مصرف نفت و گاز می‏كنیم كه زمین برای بازسازی آن میلیون‌ها سال زمان صرف کرده است. دیگر این‌كه طبیعت از ما انتقام خواهد كشید، كه یكی از نمونه‏های بارز انتقام طبیعت، مسئله آلودگی شهرها و محیط زیست می‏باشد و نمونه ساده‏اش فعالیت غیرعادی دانه‏های گرده در هوا و اِسانْس‌ها در طبیعت است كه مخاط بینی شما را تحریك می‏كند و به اصطلاح، شما دچار حساسیت می‏شوید. حساسیت نتیجه ضعف بدن و حضور غیرعادی عوامل خارجی است و بشر امروزی در این تمدن دچار ضعف حیاتی و بیولوژیك شده است. به همین جهت در برابر دانه‏های گرده حساسیت نشان می‏دهد، چرا كه برخوردش با پدیده‏های طبیعی، غیرطبیعی است. بشر امروزی كه به جای پیاده‏روی، تمام راه‌ها را با اتومبیل طی می‏كند و یا چندین ساعت بدون حركت در برابر تلویزیون یا کامپیوترمی‏نشیند، دچار ضعف حیاتی می‏شود و در نتیجه عوامل خارجی به سرعت بر او اثر می‏گذارند و او مقاومت طبیعی خود را در مقابل تحریكات خارجی از دست می‏دهد».(7)