تربیت
Tarbiat.Org

جایگاه جنّ، شیطان و جادوگر در عالم
اصغر طاهرزاده

جایگاه چشم‌زخم

پرسیده‌اید آیا چشم زخم تأثیر دارد؟ بله چشم زخم تأثیر دارد، قرآن هم به آن اشاره دارد و می‌فرماید: «وَإِن یكَادُ الَّذِینَ كَفَرُوا لَیزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَیقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ * وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِینَ»؛(15) محققاً آن‌ها که کافر شدند وقتی قرآن را شنیدند نزدیک شد با چشم‌های خود تو را به زمین بیندازند و گفتند او دیوانه است- در حالی‌که این حرف‌ها همه از شدت خشمشان بود- و قرآن چیزی جز ذکر الهی برای عالمیان نیست. رسول خدا(ص) در تفسیر آیه فوق فرمودند: «چشم زخم، حق است»(16) نیز می‌فرماید: «إِنَّ الْعَیْنَ لَتُدْخِلُ الرَّجُلَ الْقَبْرَ وَ تُدْخِلُ الْجَمَلَ الْقِدْر»(17) چشم‌زخم؛ مرد سالم را در قبر و شتر سالم را در دیگ می‌کند. حالا بر شخصیتی مثل پیامبر(ص) اثر نمی‌كند بحث دیگری است. مگر می‌شود روح قدرتمند رسول خدا(ص) تحت تأثیر روح‌های تنگ قرار گیرد؟ آری روح‌ها می‌توانند بر همدیگر تأثیر گذارند ولی شرطش آن است که آن روح‌ها از همدیگر تأثیرپذیر باشند.
در موضوع چشم‌زخم قضیه از این قرار است که بعضی از روح‌ها در عین تنگ‌نظری، در تمرکز روی موضوعی رشد كرده‌اند، همان‌طور که بعضی از روح‌ها در عین وسعت، در تمرکز روی موضوعی رشد كرده‌اند. این كه می فرمایند: نگاه به صورت مقدس امیرالمؤمنین (ع) ثواب دارد، به جهت بهره‌مندی از روح متعالی آن حضرت است. چون روحی كه پشت این صورت قرار دارد آن‌قدر با بركت و نسبت به بقیه دلسوز و مهربان می‌باشد که انسان با نظر به آن حضرت از آن روح متأثر می‌شود. یا این‌كه می‌گویند به دیدن ارحام بروید تا روحتان تغذیه ‌شود، چون ارحام نظر لطف به ما می‌کنند و روحمان وسعت می‌یابد. ائمه(ع) که جای خود دارد، حتی علمائی که روی خود زحمت کشیده‌اند می‌توانند آنچنان روح انسان را تحت تأثیر قرار دهند که میل او تغییر کند. یكی از رفقای خوب ما می‌گفت دلم می‌خواست از یک سلسله افکار راحت شوم ولی زورم به خودم نمی‌رسید، خدمت یكی از علماء رفتم و عرض کردم حاج آقا شما به من بفرمائید این افكار را از ذهنم دور بریزم. آن عالم قضیه دستش بود به من دستور دادند كه دیگر آن‌‌طور فکر نکنید و آن افکار را دور بریزید. رفیق ما می‌فرمود بعد از آن دیگر آن‌ فکر‌ها از ذهنم رفت. آری تأثیر افکار بر افکار یک واقعیت است ولی اكثر آن‌هایی كه دنبال فالگیر و رمال و احضار روح می‌روند تاوان جدا شدن از روح اولیاء و علماء ربانی را می‌دهند. از منبر و مسجد و روحانی جداشدن آرام‌آرام کار را به رجوع به فالگیر، رمال و جادوگر و شیطان می‌کشاند. روح انسان طوری است که نیاز دارد با بقیه ارتباط برقرار کند، حتی در سیر و سلوک این قدر که ارتباط با استاد مؤثر است کتاب مؤثر نیست، کتاب در مرتبه دوم است، چون تأثیر جنبه‌های روحانی استادِ واقعی سرعت سیر را بیشتر می‌کند.
همان‌طور که روح‌های پاك می‌توانند از خود انوار معنوی القاء کنند و عزم‌ها را در توجه به معنویات زیاد نمایند و در نتیجه انسان قدرت تمرکز در مسائل توحیدی نصیبش شود، بعضی از روح‌ها چون در مسائل پست متمركز شده‌اند، می‌توانند روح افراد را تحت تأثیر تنگ نظری خود قرار دهند و در نتیجه بدن انسان چون تحت تأثیر روح است، آسیب ببیند. شاید طرف خودش نداند که حسود است ولی وقتی امکاناتی را در زندگی شما دید نمی‌تواند تحمل کند، روحی كه شدیداً به حسادتش میدان بدهد به طوری که سختش باشد كه مثلاً شما عینك خود را عوض كرده‌اید، به عینك که نگاه می‌كند، شرایط از بین‌رفتن آن پیش می‌آید، یا می‌شكند و یا گم می‌شود و ...، این روح مثل یک مرتاض شده است که سال‌ها روح خود را روی موضوعی متمرکز کرده، با این فرق که روح خود را در توجه به افراد متمرکز کرده‌اند و در اثر آن تمرکز و آن حسادت در برخورد با دیگران - حتی ناخودآگاه- بر روح افراد تأثیر می‌گذارند به طوری که جسم آن‌ها هم تحت تأثیر قرار می‌گیرد، و یا روح آن‌ها به سوی جهتی سیر می‌کند که موجب هلاکتشان می‌شود. به همین جهت به ما فرموده‌اند امکانات خود را خیلی به نمایش نگذارید.
امیرالمؤمنین(ع) از دوران کودکی مکرر پیش می‌آمد که چشم‌هایشان درد می‌گرفت. به طوری كه ایشان در جنگ خیبر در آن شبی که فردایش خیبر را فتح کردند، آنقدر چشم‌شان درد می‌كرده است كه وقتی پیامبر(ص) ‌فرمودند؛ فردا پرچم را به كسی می‌دهم كه كرّار است و فرّار نیست. اصحاب می‌گویند به همه‌كس فكر می‌كردیم به غیر از امیرالمومنین.(ع) پیامبر(ص) آب دهان مبارکشان را بر چشمان امیرالمومنین(ع) مالیدند. حضرت علی(ع) می‌فرمایند؛ دیگر برای همیشه چشمانم خوب شد. چون رسول خدا(ص) با این عمل روح امیرالمؤمنین(ع) را تحت تأثیر روح خود قرار دادند. در خاطرات آیت الله بروجردی داریم که ایشان در دوره میانسالی چشمشان ضعیف می‌شود و خیلی غصه می‌خورند که مطالعه و تحقیقاتشان مختل شده است، می‌گویند در بین دسته عزاداران امام حسین(ع) كه گِل روی سرشان مالیده بودند یك کمی از آن گل‌ها را به چشمانم مالیدم و تا سن 80 سالگی دیگر نیازی به عینك نداشتند. چون از طریق گِل‌های سر عزاداران سیدالشهداء(ع) به نور آن حضرت متصل شدند و روحشان تحت تأثیر نور حضرت سیدالشهداء(ع)، به نحو بهتری قدرت تدبیر بدنشان را پیدا کرد.
عرضم این بود؛ روحی كه بیست سال است حسادتش را مدام رشد داده است آنقدر در تنگ نظری رشد کرده كه وقتی به شما نگاه می‌كند بر جسم و روح شما تأثیر می‌گذارد.
در مورد میدان عمل انسانی که قدرت چشم‌زخم زدن دارد موضوع بر همان اساسی است که خداوند در مورد ساحران فرمود که: «وَمَا هُم بِضَآرِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ»؛(18) آن‌ها نمی‌توانند به احدی ضرر برسانند مگر به اذن خدا. همان‌طور که شما از دیگر عوامل ممکن است به اذن الهی ضربه بخورید، چشم‌زخم هم از آن عوامل است، زمینه‌ی تأثیر در شما باید فراهم باشد، مثل سرما خوردگی که زمینه تأثیر ویروسِ آن در شما باید باشد، و یا مثل فریب خوردن از افراد که با تحریک خیالْ انسان را فریب می‌دهند. ریشه‌ی تمام این تأثیرات، در تأثیرپذیری روح در خود انسان است. كسی كه توكلش به خدا كم است بیشتر تحت تأثیر قرار می‌گیرد و به اسباب‌های دنیایی امیدوار می‌شود. روحی که با خدای واحد به نحو مطلوب مرتبط نیست، جهت روحش در آرزوهای دنیایی پراکنده است و لذا عزم واحد ندارد و جهت روحش به همان اندازه ضعیف می‌شود و تحت تأثیر روح فردی قرار می‌گیرد که قدرت چشم‌زخم دارد.
مگر می‌شود هم چشم‌زخم نخوری و سحر و جادو بر تو اثر نكند و هم سجده و ركوع طولانی نداشته باشی؟ اكثر مردمی‌ كه به نحو مطلوب به عبادت نمی‌پردازند عموماً از شیطان بازی می‌خورند، حال یا جادوگران بازیشان می‌دهد یا خیالاتشان تحت تأثیر تبلیغات قرار می‌گیرد، فرق نمی‌كند، اگر برایت جادو هم نکنند، هزار جورِ دیگر جادو شده‌‌ای، نجات از این خطرات را باید با ركوع و سجود حل كنیم. مگر این خانمی ‌كه الآن موهایش را بیرون گذاشته و به خیابان آمده سحر نشده است و سرنوشتی بس خطرناک‌تر از آن که برایش جادو کرده‌اند، ندارد؟ این را هم شیطان سحر كرده است، منتها نه از طریق جادوگر، از طریق تبلیغات دنیای کفر. ریشه‌ی تأثیر هر دو هم در بیرون‌آمدن از بندگی خدا و در بی‌توکلی و بی‌ایمانی است. شیطان او را یك طور، مرا یك طور دیگر، شما را هم به نحوی دیگر سحر كرده است، جدایی از شیطان با پناه بردن به خدا ممکن است. از طریق بندگی پروردگار است كه می‌شود با نور خدا مسئله را حل كنید.
این‌که روح‌ها چنین تأثیراتی را دارند به خودی خود می‌تواند خوب باشد، مثل همه چیزهای دنیا. آب به خودی ‌خود خوب است، اما همان آب اگر در مسیر درستی قرار نگیرد سیل می‌شود، ما باید مواظب باشیم خود را در مسیر سیل قرار ندهیم. همان‌طور اگر افرادی توانایی چشم‌زدن داشته باشند، مثل هر صفتی که باید اصلاح کرد، باید خود را اصلاح کنند، وگرنه خودشان ضرر می‌كنند، خواه به بنده یا شما بد كنند یا نكنند، آن‌ها نیستند که در زندگی من و شما نقش دارند، ما هستیم که باید با اصلاح خود تأثیر چشم‌زدن آن‌ها را به صفر برسانم. شیطان نه‌تنها به آدم‌های خوب ضرر نمی‌رساند، بلکه در خوبی آن‌ها هم نقش دارد، چون آن‌ها را دائم وسوسه کرد و آن‌ها با پناه‌بردن به خدا و عبادات الهی توكلشان زیاد شد و رشد کردند. یكی از عرفا می‌گوید: «خدایا دستت درد نكند با این شیطانت» دقت بفرمائید نمی‌گوید دست شیطان درد نكند، می‌گوید دست خدا درد نكند كه با ایجاد زمینه‌ی وسوسه شیطان از یک طرف و الهام ملائکه از طرف دیگر، بنده‌پروری كرد.