تربیت
Tarbiat.Org

بصیرت فاطمه‌زهرا(س)
اصغر طاهرزاده

خطر حذف كارشناسان اسلام

چنانچه ملاحظه كردید؛ علی(ع) خطاب به جمع مهاجر می‌فرمایند: ای جمعیت مهاجر! اقتدار محمد(ص) یعنی دین اسلام را، از خانه او خارج نكنید. حضرت این‌جا اشاره به آیه قرآن دارد كه می‌فرماید: «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیرًا»؛(212) خداوند در این آیه از طهارت خاصی برای اهل‌البیت پیامبر(ع) خبر می‌دهد و در اثر همین طهارت است كه هدایت واقعیِ جامعه عملی می‌شود و مزة اسلام به قلب و جان مردم می‌رسد، این‌كه می‌فرمایند: ما از همة مردم به پیامبر خدا(ص) سزاوارتریم و در امر امامت و حكومت از شما اَوْلی و اَحَق هستیم، می‌خواهند مردم را از اسلام انحرافی نجات دهند.
این غم، غم دوری از اسلام است و نه نگرانی برای خودشان، خانواده‌ای كه از هر آلودگی مبرّاست كه خودی ندارد تا خودخواهی داشته باشد، حضرت نگران قرائت‌های انحرافی بودند كه به اسم اسلام مطرح می‌شد و می‌شود، قرائت‌هایی كه به اسم اسلام است ولی حجاب اسلام است. یعنی ای مردم! اگر به واقع می‌خواهید از اسلام استفاده كنید باید به طرف ما بیایید و از طریق ما اسلام را بگیرید تا بتوانید از آن استفاده ببرید. این حساسیت بزرگ اهل‌البیت(ع) از این‌كه اسلام انحرافی به جای اسلام واقعی خود را جا نزند، تمام ارزش فاطمه و همسر فاطمه و فرزندان فاطمه(ع) است، تا امروز هم، غرب‌زده‌ها برای ما مفسّر اسلام نشوند و بگویند: «هم شیعه حق است و هم سنّی حق است.»!! و تحت عنوان «صراط‌های مستقیم» بخواهند حق و باطل را درهم آمیزند، كه در آن صورت، باطل است كه میدان‌دار می‌شود. آری؛ همیشه اسلام عزیز بوده، ولی همیشه اسلام درست مطرح نشده است و اهل‌البیت(ع)جبهة حساسیت نسبت به اسلام انحرافی را گشودند تا هر فرنگ‌برگشته‌ای ادعای اسلام‌شناسی نكند و اسلام را در حجاب نبرد و از حقیقت خود خارج ننماید. وقتی كه خداوند می‌فرماید: «اهل‌بیت پیامبر را از هر آلودگی پاك كردم». یعنی؛ هر چه اهل‌البیت(ع) می‌گویند حق است و نه هر چه هر كس بگوید. وقتی قرآن می‌فرماید: «مطهّرون به حقیقت قرآن آگاهند»،(213) و فقط اهل‌البیت(ع) در مقام طهارت خاص هستند؛(214) پس هر چه اهل‌البیت(ع) می‌گویند حق است و نه هر چه هركس از قرآن بگوید. آری؛ علماء ما به راهنمایی فرهنگ اهل‌البیت(ع) در قرآن تدبّر می‌كنند و گوهرهای گرانقدری را ارائه می‌دهند، چون خود ائمه معصومین(ع) فرمودند:«عَلَیْنا بِاِلْقاءِ الْاُصُول وَ عَلَیْكُمْ بِالتَّفْریع»؛ یعنی بر ماست كه اصول را بگوییم و بر شماست كه حول آن اصول، مسائل را مطرح كنید. ولی خطر از آن‌جا شروع شد كه پس از رحلت رسول خدا(ص) در مقابل نظر اهل‌البیت(ع) عصمت و طهارت فكری پیدا شد، و حتّی آن خانواده را حذف نمود. آری؛ همیشه اسلام عزیز بوده ولی همیشه اسلام درست مطرح نشده است و فاطمه(س) حساسیت جامعه مؤمنین نسبت به اسلام انحرافی را پدید آورد تا خلیفه اوّل بالای منبر نگوید: «من به نظر خودم عمل كردم»!(215) كه در این‌صورت حاكمیتِ به میدان آمده به اسم اسلام خواهد بود، ولی نمایش اسلام نیست و لذا نتیجه‌اش دوری و دلسردی مردم از اسلام خواهد شد و این تصور پیدا می‌شود كه اسلام كارآیی لازم را برای ادارة امور جامعه ندارد.
این ضربه‌ای بود به اسلام، كه فاطمه(س) خوب فهمید و در صدد خنثی‌كردن آن بر آمد، و امروز هم وقتی شما متوجّه این مسئله شدید نمی‌گویید كسی حق نظر دادن ندارد، بلكه می گویید كارشناسانه نظر بدهید. آری؛ همان‌طور كه فقهای ما پس از سال‌ها تلاش و مطالعه بر روی آیات و روایات نظر می‌دهند و مردم مسلمان هم از جان و دل آن نظرات را می‌پذیرند، شما هم كه می‌خواهید در مورد اسلام نظر بدهید، بفرمایید، در متون آیات و روایات تعمق كنید و بعد نظر دهید تا ملت مسلمان از جان و دل نظرات شما را هم بپذیرند. ولی افسوس و صد افسوس كه جامعه روشنفكری ما از كسی كه در مورد زمین نظر بدهد، بدون آن‌كه زمین‌شناس باشد، سخنی نمی‌‌پذیرند، ولی اگر كسی در مورد اسلام نظر بدهد، بدون آن‌كه در آن مسئله تحقیق لازم را انجام داده باشد، به راحتی می‌پذیرند، و این همان فاجعه‌ای است كه فاطمه(س) نسبت به آن حساسیت نشان داد. قرآن ما را راهنمایی كرده است كه اوّل مسیر خود را به سوی اهل‌البیت عصمت و طهارت(ع) بكشانید و اهل‌البیت هم اصل را در اختیار ما می‌گذارند و سپس «عَلَیْكُمْ بِالتَّفْریع» یعنی؛ پس از آن، حول آن اصل، تدبر كنید و سخن خود را بگویید. همین طور كه یك لیسانس فیزیك، اصول را از دكترای فیزیك می‌گیرد و می‌داند تا كسی در رشته‌ای دكترا نداشته باشد، اصل مطلب آن رشته در اختیارش نیست، در دین هم تا كسی در موضوعات اسلامی، اعم از فقه و تفسیر و كلام و فلسفه و عرفان مجتهد نباشد به اصل مطلب تسلط ندارد و اگر كسی بدون ارتباط با صاحب‌نظران اصلی، نظر بدهد، افراد را به انحراف می‌كشاند. مضافاً این‌كه صاحب‌نظر و مجتهدشدن در مسائل اسلامی علاوه بر تحقیق و تلاش و مطالعه، یك ملكة خاص به نام اجتهاد هم نیاز دارد كه خداوند به همه كس نمی‌دهد، به همین جهت هم بعضی‌ها سال‌ها مدرس حوزه هستند ولی مجتهد نشده‌اند، با این‌كه بعضی از مجتهدان نزد این‌ها درس خوانده‌اند، چون اجتهاد پس از تلاش و مطالعه، پدید‌آمدن یك جمع‌بندی خاص فكری است كه خداوند به بعضی‌ها می‌دهد و خود فرد و نیز بقیة افراد در برخورد با او متوجّه می‌شوند كه این آقا دیگر دارای ملكة اجتهاد شده است.