تربیت
Tarbiat.Org

بصیرت فاطمه‌زهرا(س)
اصغر طاهرزاده

جایگاه تاریخی اشك‌های فاطمه(س)

حالا كه روشن شد فاطمه(س) نمایش صبر و شكیبایی و برنامه‌ریزی برای نجات اسلام حقیقی در مقابل اسلام انحرافی است، پس آن همه حزن و بی‌تابی و اشك را نباید نشان از بی‌صبری آن حضرت دانست،(205) بلكه باید متوجّه بود كه اوّلاً؛ فاجعه آن‌قدر بزرگ است و آن‌قدر مصیبت سوزناك است كه این‌چنین برخوردی كه حضرت انجام دادند، كم‌ترین عكس‌العمل در مقابل آن فاجعه است. ثانیاً؛ این اشك‌ها قسمتی از آن مأموریت است كه خداوند به عهدة او گذارده، تا اگر فردا مردم به سراغ تاریخ رفتند از عكس‌العمل فاطمه(س) درس‌ها بیاموزند، و كسانی كه در بین برادران اهل سنت از وضع فكری و عقیدتی امروز جهان اسلام نگرانند و از طرفی توجّه شدیدی به خلفای سه‌گانه دارند بنشینند بررسی كنند چرا فاطمه(س) از آن جریانی كه منجر به روی كار آمدن آن سه خلیفه شد ناراضی است؟ و از این طریق نسبت به آن‌چه بعد از رحلت رسول‌خدا (ص) انجام شد بازنگری كنند، و در این راستاست كه ما معتقدیم در آینده اشك‌های فاطمه(س) نه تنها اختلاف بین شیعه و سنی را مرتفع می‌كند، بلكه موجب یگانگی جهان اسلام خواهد شد و لذا او عامل نجات جهان اسلام خواهد بود.
اشك انسان‌های بزرگ پیام بزرگ به همراه دارد، آری؛ درست است كه دوست نادان و دشمن دانا سعی كرد اشك‌های فاطمه(س) را به معنی ظهور ناتوانی آن حضرت قلمداد كند، ولی كسی كه سخن پیامبر خدا(ص) را می‌شناسد كه فرمود: «فاطمه پاره‌ای از رسالت من است و هركس او را بیازارد مرا آزار داده و هركس مرا آزار داده، خدا را آزار داده است»؛ می‌فهمد فاطمه(س) در مقام فنای فی‌الله است، از خود چیزی ندارد جز هر چه خدا اراده كند. در این حال اشك‌های فاطمه(س) یك حرف دیگر است و در یك فرهنگ دیگر باید ارزیابی شود و این اشك، اشك خردمندانه‌ای است تا كسی كه از كم‌ترین اندیشه برخوردار است، به تأمّل بنشیند و با خود بگوید مگر چه حادثه‌ای رخ داده كه باید فاطمه زهرا(س) به جهت آن اشك بریزد؟ به همین جهت ما در دعای ندبه در راستای معنی اشك حضرت زهرا(س) ندا سر می‌دهیم «فَعَلَی الْاَطائِبِ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ«صَلّی‌الله‌عَلَیْهِما‌وَآلِهِما» فَلْیَبْكِ الْباكُون وَ اِیّاهُمْ فَلْیَنْدُبِ النّادِبُون وَ لِمِثْلِهِمْ فَلْتُذْرَفِ الدُّمُوع وَ لْیَصْرُخِ الصّارِخُون....»(206) یعنی؛ هركس كه می‌تواند اشك بریزد برای حذف حاكمیت انسان‌های معصومی از اهل‌بیت محمد و علی(ع)، باید اشك بریزد، و هركس كه می‌تواند ناله سر دهد، ناله سر دهد، پس برای مانند چنین فاجعه‌ای باید اشك‌ها روان گردد و شیون‌ها به پا گردد. چون با وقوع آن‌ انحراف، خطر این‌كه همة اسلام از صحنة زمین برود بود. پس اشك فاطمه(س) اشك معنی‌داری است و پیام بزرگی را در پی دارد. آن اشك و اعتراض، پایة نهضتی شد كه تا انتهای تاریخ، جهان را به حركت وامی‌دارد و همچنان كه عرض كردم حضرت مهدی(عج) در شعار انقلاب خود می‌فرماید: «وَ فی اِبْنَةِ رَسُولِ ‌الله لِی اُسْوَةٌ حَسَنَة»(207) یعنی؛ الگوی مورد پذیرش من دختر رسول خدا(ص) است. پس فاطمه(س) بنیانگذار جبهه‌ای است كه حاكمیت حق را در كلّ زمین محقّق می‌كند چیزی كه آرزوی همة انبیاء و اولیاء بوده و هست.
نه تنها فاطمه(س) در آن شرایط باید اشك بریزد، بلكه هر كس هم كه می‌فهمد چه بر سر اسلام آمد، باید همراه او اشك بریزد، این اشك نشانة شعور و بیداری از وقوع فاجعه‌ای بزرگ در فرهنگ بشریت است. اگر انسان‌های بزرگ در مقابل حادثه‌های كوچك اشك نمی‌ریزند، چون حادثه كوچك است، اشك خود را در جایی جاری می‌كنند كه مصیبت بزرگ اتفاق بیفتد، و حالا حذف امام معصوم از صدر حاكمیت، همان مصیبت بزرگ است، این اشك، پرچم بزرگ شیعه است كه نمی‌گذارد مردم مسلمان از انحراف بزرگی كه در مسیر اسلام به وجود آمد غافل شوند. چقدر خوب بود اگر مردم جهان از عمق جانشان معنی اشك‌های فاطمه(س) را می‌فهمیدند. فاطمه(س) همچنان كه اشك می‌ریخت روبه‌روی قبر رسول‌خدا(ص) می‌گفت:
ای پدر! سر از خاك بر آر و بنگر قرآنِ تو را فانی كردند، محل نزول آیات الهی و مهبط جبرائیل و محل میكائیل را مخروبه ساختند، اوضاع دگرگون شد.....
ای پدر! منبر تو بعد از تو به وحشت مبتلا شد و محراب از مناجات‌های تو تهی گشت.... ابوالحسن، آن شخص مورد اعتمادت را بنگر چگونه مصیبت‌زده و خانه‌نشین شده، آن‌كه برادر تو و دوست و حبیب تو بود..... عزا و مصیبت خاندانت را در خود گرفته....اسلام گریان است، زیرا پس از تو در میان مردم غریب شده، چشم بگشا و منبرت را بنگر كه بعد از نور، تیرگی و ظلمت از آن بالا رفته است.(208)
در این حال مردم همراه فاطمه(س) اشك می‌ریختند.
از رسول خدا(ص) داریم: روز قیامت چون فاطمه(س) خواست از صحرای محشر بگذرد، منادی از پشت پرده ندا می‌كند: ای اهل محشر! چشمان خود را از دخت محمّد(ص) بپوشانید تا عبور كند؛ «یا مَعْشَرَ الْخَلائِق! غُضُّوا اَبْصارَكُمْ حَتّی تَجُوزَ فاطِمَة».(209) این روایت می‌رساند كه هیچ‌كس از مردم معمولی، در دنیا قدرت دیدن حقیقت فاطمه(س) را نداشته و مردم نتوانسته‌اند در دنیا مقام آن حضرت را درك كنند كه در فردای قیامت كه با چشم دل، مقام انسان‌ها دیده می‌شود، بتوانند فاطمه(س) را ببیند، چون لازمة درك مقام و پیام حضرت، داشتن یك شعور ناب است. فاطمه(س) به خوبی فهمید آنچه پس از رحلت رسول‌خدا(ص) بر سر كار آمده است، اسلام واقعی نیست و عملاً به هر نحوِ ممكن پیام خود را به گوش مسلمانان ‌رساند، ولی بسیار اندك بودند كسانی‌كه پیام فاطمه(س) را بفهمند، این‌ها در صحرای محشر هم از رؤیت فاطمه(س) محرومند و واقعاً اگر فاطمه(س) نبود پاره‌ای از رسالت پیامبر خدا(ص) كه روشن‌كردن اسلام انحرافی از اسلام حقیقی است، زمین می‌ماند.