تربیت
Tarbiat.Org

بصیرت فاطمه‌زهرا(س)
اصغر طاهرزاده

حیلة برگشت به ایران باستان

كسی كه امیر‌المؤمنین(ع) را در فرهنگ و اندیشة خود دارد، در مقابل ارزش‌های اسلامی دیگر چه نیازی به زنده كردن كاوه آهنگر و برگشت به ایران باستان دارد؟ وقتی نشستید و نگاه كردید، ولی قیام نكردید، دشمنان دین خدا، یعنی كفّار و منافقین، فرهنگ خود را به صحنه جامعه می‌آورند. مجسمة رضاخان را كه خجالت می‌كشند به میدان بیاورند، به جای آن در وسط شهر اسلامی مجسمة كاوه‌آهنگر را به میدان می‌آورند. منظور این نیست كه كاوه‌آهنگر آدم بدی است، منظور این است كه گاهی به میدان آوردن فرهنگ كاوه‌آهنگر، به معنی حذف فرهنگ علی(ع) است؛ چون وقتی فرهنگ علوی در عالم نیامده بود، می‌توانستید به فرهنگ كاوه رجوع كنید، ولی وقتی فرهنگ علوی در صحنة حیات بشر عرضه شده است، ذهن جامعه را به كاوه‌آهنگر مشغول‌كردن، باعث نادیده‌گرفتن فرهنگ معصوم می‌شود. این یك قاعده است، دیروز و امروز هم ندارد. مشاوران رضاخان هم به او پیشنهاد كردند برای حذف اسلام، فرهنگ ایران باستان را جایگزین كند.
با رحلت رسول‌خدا(ص) و منصرف‌كردن ذهن‌های جامعه از اهل بیت پیامبر(ص) و حاكم شدن خلیفه اوّل و دوم، شما آرام ‌آرام می‌بینید دوباره همان قبیله‌گرایی به میدان آمد. قبیلة بنی‌امیّه و قبیلة بنی‌هاشم مطرح شد. همان فرهنگ و افتخارات جاهلیت دوباره سر بر آورد، البته در ظاهری اسلامی. اسلام حقیقی آمد و این‌ حرف‌ها را از صحنة جامعه حذف كرد و بعد از رحلت پیامبر اكرم(ص) اگر علی(ع) حاكم نشود، دوباره فرهنگ جاهلی برمی‌گردد و استخوان‌های پوسیده را برای پیروی از عادات گذشته زنده می‌كنید و طوری می‌شود كه گویا در جزیرة‌العرب اصلاً انقلابی صورت نگرفته است و انگار می‌خواهید به فرهنگ قبل از اسلام تن دهید. تمام این جریان‌ها را فاطمه‌زهرا(س) پیش‌بینی كرده بود. می‌فرمایند: ای انصار! مگر شما به میدان نیامدید؟ ای مبارزان؛ ای زندان‌رفته‌ها؛ ای جبهه‌دیده‌ها! مگر به كمك ما نیامدید تا اسلام را در همه‌جا حاكم كنید و بینی مشرك را به خاك بمالید و چنین هم كردید، پس چرا امروز كه خطر حذف اسلام ظاهر شده است، ساكت نشسته‌اید؟!
295 - «لانَبْرَحُ اَوْ تَبْرَحُونَ نَأْمُرُكُمْ فَتَأتَمِرُونَ» ما همواره فرمانده بودیم و شما همیشه فرمانبر بودید؛ یعنی ما امر می‌كردیم و شما تسلیم امر ما بودید.
حضرت می‌فرمایند: مگر این طور نبود كه ما دستور می‌دادیم و شما اطاعت می‌كردید؛ خدا حكمش را از زبان ما جاری می‌كرد و شما عمل می‌كردید، چراكه سخن پیامبر و اهل‌البیت(ع) سخن خداست. مگر تبعیت از سخن خدا از زبان پیامبر(ص) برای شما ضرر داشت كه ادامة آن سخن و فرهنگ را در حضرت علی(ع) جستجو نمی‌كنید؟
296 - «حَتّی إذا دارَتْ بِنا رَحَی الْاِسْلامِ» تا این كه به كمك مدیریت ما آسیای اسلام به گردش افتاد، و در سایة آن مدیریت از یك طرف و شجاعت و ایثار شما از طرف دیگر، اسلام پیروز گردید.
297 - «وَ دَرَّ حَلَبُ الْأَیّامِ» و پستان روزگار به شیر آمد و بركت وارد جامعه شد.
298 - «وَ خَضَعَتْ نُعْرَةُ الشِّرْكِ» و نعره‌های شرك‌آمیز فروكش كرد.
299 - «وَ سَكَنَتْ فَوْرَةُ الْإِفْكِ» و دیگ طمع و تهمت از جوش افتاد.
با آمدن اسلام همه با هم رفیق شدند، همه به همدیگر محبّت پیدا كردند و كینه‌ها فروكش كرد. همه در جامعة اسلامی دوست‌دار عدالت بودند و همه نگران فقرا؛ مگر جز در سایة فرهنگ معصوم به اینجا رسیدید؟ پس چه شده است كه حالا از چنین فرهنگی غافل شده‌اید؟
300 - «وَ خَمُدَتْ نیرانُ الْكُفْرِ» و آتش كفر خاموش شد.
301 - «وَ هَدَأَتْ دَعْوَةُ الْهَرْجِ» و دعوت و ندای هرج و مرج آرام گرفت. هر كس می‌خواست فتنه‌ای ایجاد كند، شما او را با پذیرش حكم خدا از بین بردید.
302 - «وَ اسْتَوْسَقَ نِظامُ الدّینِ» و نظام دین كاملاً ردیف شد و شرایط به ثمر رسیدن اهداف جامعة اسلامی فراهم گشت.
303 - «فَأَنّی حِرْتُمْ بَعْدَ الْبَیانِ؟» پس چرا بعد از اقرارتان در دینداری، اكنون حیران و سرگردان شده‌اید؟
فاطمه‌زهرا(س) از قرآن شاهد آوردند كه «اَفَإِنْ ماتَ اَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلی اَعْقابِكُم»(138)؛ یعنی خداوند می‌فرمایند: اگر پیامبر رحلت كرد یا كشته شد. شما به كفر و بی‌دینی گذشته‌تان برمی‌گردید؟! مگر شما هر چه عزّت و كرامت دارید، از همین دین نبود؟ مگر این همه فضائلی كه روبه‌روی شماست و می‌تواند تاریخ شما را برای همیشه شكوهمند كند، به‌جهت روی آوردن به دین خدا و پیامبر خدا و اهل‌البیت او نبود؟ چه شد كه به بهانه‌ رحلت پیامبرخدا(ص) می‌خواهید به آن‌ دین پشت كنید؟ همه می‌دانید كه اگر به علی(ع) روی نیاورید، به هر كس دیگری روی آورید، به فرهنگ معصوم پشت كرده‌اید؟ مگر خود شما با تلاش‌ها و مجاهدت‌ها و خون‌هایی كه دادید، بهای به پا شدن این دین را نپرداخته‌اید؟ پس چرا دوباره به‌سوی جاهلیت گذشته جهت گرفته‌اید؟ گویا رنج‌هایی كه از فرهنگ طاغوت و جاهلیت برده‌اید، فراموش كرده‌اید. همان فرهنگی كه شما را در زندگی خیالی وارد كرده بود و زندگی دختران و پسران شما را در آرزوهای پوچِ واهی به پوچی و تباهی كشید. چرا می‌خواهید به همان فرهنگ برگشت كنید و چرا می‌خواهید دوباره به همان پوچی برگردید؟ بعد از روشن شدن ارزش دین الهی و روشن شدن توانایی‌های دین در زندگی فردی و اجتماعی و خانوادگی، چرا عقب‌نشینی كرده‌اید؟! «فَأَنّی حِرْتُمْ بَعْدَ الْبَیانِ؟».
304 - «وَ اَسْرَرْتُمْ بَعْدَ الْاِعْلانِ» و چگونه بعد از آشكار كردن دفاع خود از اسلام، همكاری خود را نهفته كردید؟
305 - «وَ نكَصْتُمْ بَعْدَ الإقْدامِ» و بعد از آن پیش‌قدمی، عقب‌نشینی كردید؟
306 - «وَ اَشْرَكْتُمْ بَعْدَ الْایمانِ» و بعد از ایمان، شرك آوردید؟
307 - «اَلا تُقاتِلُونَ قَوْماً نَكَثُوا اَیْمانَهُمْ وَ هَمُّوا بِإِخْراجِ الرَّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤُكُمْ اَوَّلَ مَرَّةٍ اَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللهُ اَحَقُّ اَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنینَ» چرا با آن گروهی كه عهد دینی خود را شكستند و برای خارج كردن رسول خدا(ص) همدست شدند، به مبارزه بلند نمی‌شوید؟ در حالی كه مقابله با دین را آن‌ها ابتداً شروع كردند، آیا از آن‌ها می‌ترسید؟ در حالی كه شایسته است - اگر شما از مؤمنان هستید- از خدا بترسید.