تربیت
Tarbiat.Org

مقام لیلة‌القدری فاطمه(س)
اصغر طاهرزاده

فاطمه(س) ظهور عبادت كامل

عمده این است كه بدانیم مقام فاطمه‌زهرا(س) در این دنیا، مقام عین عبادت و بندگی خدا است، یعنی همان هدفی كه انبیاء جهت تحقّق آن مأمور بودند، فاطمه‌زهرا(س) آن‌را در خودشان به نحو كامل به فعلیت و ظهور رساندند، به طوری كه پیامبرخدا(ص) می‌فرمایند: اوّلین كسی كه وارد بهشت می‌شود، دخترم فاطمه است. فعلاً بحث این است كه چه كنیم و چگونه در زندگی به سوی او جهت‌گیری كنیم كه بهره‌ای از انوار او به ما برسد و ما بهشتی شویم، چراكه وقتی پیامبر خدا(ص) می‌فرماید: اوّلین كسی كه وارد بهشت می‌شود، دخترم فاطمه است، یعنی اگر جهت روح شما به سوی فاطمه(س) باشد، در واقع جهتِ شما به‌سوی بهشت است.
با توجه به فرمایش حضرت ‌امام‌صادق(ع) می‌فهمیم كه درك مقام حضرت ‌زهرا(س)كار بسیار بزرگ و پرارزشی است و متوجّه می‌شویم كه نوع توجّه به آن حضرت از نوع توجّهی است كه به «لیلة قدر» می‌كنیم، یعنی در نگاه به حضرت، از نگاه شناسنامه‌ای بالاتر برویم، و او را صرفاً یك شخص ندانیم و حتّی عظمت او را در حدّ آن‌كه دختر رسول‌خدا(ص) یا همسر علی(ع) و یا مادر یازده امام است خلاصه نكنیم - هر چند این نسبت‌‌هایی كه بین رسول‌خدا(ص)و علی(ع) و ائمه(ع) با فاطمه‌زهرا(س) هست ساده و اتفاقی نیست- بلكه متوجّه باشیم حضرت فاطمه(س) یك مقامی است در عالم وجود و باید تلاش كرد آن مقام والا را درك كرد، به همان سنخ كه باید تلاش كرد شب قدر را درك كنیم، و این دیگر با كتاب و درس و مدرسه عملی نیست، باید روح ما جهت خود را به سوی آن حضرت بیندازد و این كار مقدمه می‌خواهد و آن مقدمه، شناخت مقام حضرت‌(س) است، مقامی كه معنی زمینی‌اش به فعلیت درآمدن عبودیت و بندگی خدا است. چطور وقتی متوجّه شدید شب قدر از هزار ماه بهتر است و ملائكه و روح در آن شب نازل می‌شوند، قلب خود را در شب قدر بیدار نگه می‌دارید تا از پرتو نورانی ملائكه و روح بهره بگیرید؟! باید چنین رابطه‌ای را با مقام مقدس آن حضرت در قلب ایجاد كرد تا مثل شب قدر بهره‌های لازم را به ما لطف كنند. این فاطمة زمینی، آینه‌ای است تا ما با آن ذات مقدّس آسمانی ارتباط پیدا كنیم، كار عاقلانه آن است كه به آن مقام معرفت پیدا كنیم و از مظهر آن مقام، قلب را متوجّه آن حقیقت بنماییم، گفت:
صورتش دیدی، زمعنی غافلی

از صدف دُرّ را گزین گر عاقلی

وقتی پیامبر خدا(ص) می‌فرمایند: «فاطِمَةُ بِضْعَةٌ مِنّی»؛ یعنی فاطمه پاره‌ای از من است، خبر از حقیقتی بزرگ می‌دهد، چراكه حضرت كسی نیست كه صرفاً بر اساس عاطفه پدری، چنین سخنی را بگوید، چون اوّلاً؛ دخترانِ دیگری هم داشته‌اند و چنین حرف‌هایی در مورد آن‌ها نفرموده‌اند. ثانیاً؛ خداوند در مورد پیامبر اكرم(ص) می‌فرماید: «ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوی»؛ یعنی او از سر میل خود سخن نمی‌گوید. پس باید دقّت كرد تا ببینیم ایشان با گفتن: «فاطِمَةُ بِضْعَةٌ مِنّی»؛ چه پیامی را به بشریت داده‌ و چه رازی را برای انسان‌ها گشوده‌اند. حتماً می‌دانید كه قضیه از این قرار بوده كه به گفتة مالك‌بن‌اَنس؛ پیامبرخدا(ص) در حالی كه با اصحاب خود نشسته بودند، سؤال كردند: چه كسی می‌داند بهترین عمل برای زن چیست - چون سؤال از بهترین عمل برای زن بود- علی(ع) سؤال را با فاطمه(س) در میان گذاشت، فاطمه(س) فرمود: «بهترین وظیفه و عمل برای زن آن است كه نامحرمی او را نبیند و او هم نامحرمی را نبیند»؛(25) كه بحث روی این جمله فرصت دیگری را می‌طلبد. به‌هرحال امیر‌المؤمنین(ع) آمدند و جواب فاطمه‌زهرا(س) را مطرح كردند، پیامبر خدا(ص) سؤال كردند: این جواب را از چه كسی آموختی؟ حضرت علی(ع) عرض كرد: از فاطمه. پیامبر(ص) در حالی كه از آن جواب به شعف آمده بودند، فرمودند: «فاطِمَةُ بِضْعَةٌ مِنّی»؛ یعنی فاطمه پاره‌ای از من است، چون رسول‌خدا(ص) می‌فهمند جایگاه این جواب كجاست، كسی كه با جبرئیل ارتباط دارد و آگاه به خزینه‌های غیب الهی است، جایگاه جملات را می‌داند. در واقع رسول‌الله(ص) می‌خواهند بفرمایند علم فاطمه از خزینه نبوّت و رسالت است، یعنی شعور فاطمه‌زهرا(س) در كنار شهود معنوی پیامبرخدا(ص) است و عجیب است كه علی(ع) هم از چنین مقامی آگاهی دارند و لذا به جای این‌كه خودشان جواب رسول خدا(ص) را بدهند، می‌دانند در این موضوع كشف فاطمه(س) معتبر است و لذا به ایشان رجوع می‌كنند و از حقیقتی كه فاطمه(س) به‌دست آورده است استفاده می‌كنند و به محضر رسول خدا(ص) ارائه می‌نمایند.
شاید برایتان سؤال پیش آید كه چرا بالأخره اصحاب نظر خودشان را نگفتند، و یا چرا لااقل امیر‌المؤمنین(ع) نظر خودشان را نفرمودند، و چرا فاطمه‌زهرا(س) به‌راحتی نظر دادند. یادتان باشد در محضر پیامبر خدا(ص) كسی حق نظر دادن دارد كه مطمئن باشد نظرش حق است، با گمان‌ها و احتمال‌ها كه نمی‌توان در محضر رسول‌خدا(ص) اظهار نظر كرد. كسی در آن محضر حق نظر دارد كه در مقام كشف حقیقت باشد و متوجّه باشد كه آن كشف، كشف معصومانه است و اظهارنظر صریح و بدون تأمل فاطمه‌زهرا(س) نشان می‌دهد كه خداوند حقیقت چنین موضوعی را علاوه بر پیامبر(ص) در اختیار فاطمه‌زهرا(س) قرار داده است. پیامبر و اهل بیت پیامبر(ع) اگر چیزی را از عالم غیب نگیرند اصلاً نظر نمی‌دهند، آن‌ها مثل ما نیستند كه اگر چیزی به نظرشان آمد به‌راحتی اظهار نظر كنند. ما هر چه را فكر كنیم درست است می‌گوییم، معلوم است كه حضرت امیر‌المؤمنین(ع) هم در جواب آن سؤال نظر به عالم غیب كرده‌اند ولی چیزی برایشان كشف نشده است، چراكه خداوند بعضی از حقایق را به بعضی از اولیاء خود می‌دهد. چنانچه در مورد صحیفه حضرت فاطمه ‌زهرا(س) داریم كه فاطمه‌زهرا(س) آن حقایق را كه كشف می‌كردند، می‌گفتند و علی(ع) می‌نوشتند و در قرآن نیز داریم كه خداوند علمی را به حضرت خضر(ع) داد و به موسی(ع) فرمود: برو از او بیاموز؛(26) كه داستانش مفصل است، البته علم امامت و رهبریِ جامعه بعد از پیامبرخدا(ص) در اختیار علی(ع) است و در این مورد فاطمه‌زهرا(س) هم تابع علی(ع) هستند، ولی عرضم این بود كه ملاحظه كنید چگونه گاهی كشف فاطمه(س) از حقایق عالم غیب طوری است كه پیامبر خدا(ص) می‌فرمایند: از نوع كشف من است و فاطمه پاره‌ای از من است. آری، خداوند شریعت را به موسی(ع) داد و از جهت شریعت، موسی(ع) محتاج حضرت خضر نیست، ولی علاوه بر شریعت، علم‌هایی هست كه آن‌ها در اختیار خضر است، و اگر موسی(ع) خواست باید از كشف حضرت خضر استفاده كند و متذكّر شود. در مورد فاطمه‌زهرا(س) نیز چنین است و حتی به خود پیامبرخدا(ص) و علی(ع) چیزهایی غیر از شریعت و امامت داده شده است، حضرت‌رسو‌ل‌(ص) در معراج یافتند آنچه یافتند و لذا در آیه 10 سوره نجم می‌فرماید: « فَاَوْحَی اِلی عَبْدِهِ ما اَوْحَی»؛ یعنی خداوند در معراج وحی كرد به بنده‌اش آنچه را كه وحی كرد. به گفته مفسرین؛ چیزهایی به ایشان وحی كرد كه گفتنی نیست، یعنی جزء اسرار است و لذا در رابطه با فاطمه‌زهرا(س) با خدا كه سخن می‌گویید، عرضه می‌دارید: خدایا! به حق فاطمه و پدرش و همسرش و فرزندانش و «السِرِّالْمُسْتَوْدَع فیها» و آن سرّی كه در نزدش به ودیعه گزارده‌ای. پس معلوم است یك سرّی را خداوند در نزد فاطمه(س) به ودیعه گزاده است. بحث ما در بارة همین مقام فاطمه‌زهرا(س) است وگرنه بحث این نیست كه بخواهیم بگوییم مقام ایشان بالاتر از وجود مقدس پیامبر(ص) و یا علی(ع) است،(27) اصلاً بحث این نیست، بحث این است كه توجّه كنید؛ خود فاطمه‌زهرا(س) هم دُرّی است گرانمایه و ذاتی است قدسی كه اولیاء‌الله در كنار توجّه به سایر ذوات قدسی، از ذات مقدس این بانوی بزرگ غافل نبوده‌اند.