تربیت
Tarbiat.Org

خویشتن پنهان (شرح ده نکته از معرفت نفس)
اصغر طاهرزاده

«فرشته‌ی قبض روح» در «مرگ طبیعی»

فرشته‌ی قبض روح جلوه‌ی ربوبیت پروردگار است تا در موقعی که بنا است نفس ناطقه از بدن منصرف شود، آن انصراف به کمک حضرت عزرائیل(ع) محقق شود، همان خدایی که تقدیر فرمود نفس ناطقه در چه شرایطی به فعلیت‌های مربوط به خود برسد و زمان انصرافش فرا ‌رسد، در آن زمان فرشته‌ی قبض روح را متجلی می‌کند تا عملاً انصرافِ نفس از بدن صورت گیرد و در این رابطه نفس ناطقه به عالم برزخ جذب شود. حال چنانچه انسان طوری زندگی کرده باشد که عالم غیب و معنویت برایش مطلوب باشد و با عبادات شرعی قلب خود را متوجه آن عالم کرده باشد، جذبه‌ی فرشته‌ی قبض روح، ملائم نفس چنین انسانی است و قبض روح از طریق جلوه‌ی معنوی گُلی زیبا صورت می‌گیرد تا به راحت‌ترین شکل انسان به عالم برزخ منتقل شود و هر اندازه توجه به عالم غیب و معنویت در انسان‌ها ضعیف باشد جلوه‌ی جذبه‌ی فرشته‌ی قبضِ روح شدیدتر است و به صورتی خشن‌تر تجلی می‌کند تا آن‌جایی که برای اهل دنیا جلوه‌ی جذبه به صورت قلاّب‌های سخت متجلی می‌شود.
این‌که گفته می‌شود: «مؤمن، فرشته‌ی قبض روح را نازل می‌كند» به این معنی است که روح انسان مؤمن آنچنان در طلب انتقال به عالم برزخ است که در درون خود تقاضای تجلی نور حضرت عزرائیل(ع) را دارد تا این انتقال را انجام دهد و آن جذبه، ظهور کند تا انسان آزاد از مشغله‌های دنیایی با پروردگار خود مأنوس شود.
آیا شما مایل نیستید که در نماز خود بدون هر حجابی حضور قلب داشته ‌باشید؟! فرشته‌ی مرگ می‌آید و به شما كمك می‌كند تا به عالمی منتقل شوید که از حجاب‌های دنیایی پاک است و انسان به راحتی می‌تواند با پروردگار خود مأنوس شود. شما در دنیا هر اندازه هم تلاش کنید تا وسوسه‌هایی را که در نماز سراغتان می‌آید رفع کنید، نمی‌توانید. چون همین‌که اراده کنید برای این کار، خودِ آن اراده بین شما و پروردگارتان حجاب می‌شود و عملاً به جایی می‌رسید که می‌خواستید از آن فرار کنید. ولی اگر آماده شوید تا ملكِ قبض روح تجلی کند و بدون آن‌که بمیرید، روح شما را به عالم قرب الهی منتقل کند، یک مرتبه در عالمی قرار می‌گیرید که آزاد از آن وسوسه‌ها با پروردگار یگانه‌ی عالم مأنوس هستید.
در مرگ طبیعی، حضرت عزرائیل(ع) عیناً همین كار را می‌كند؛ همین‌طور که شما در نمازتان طلب نزول حضرت عزرائیل (ع)را دارید تا روح شما را از وسوسه‌های دنیایی آزاد کند و به عالم غیب و معنا منتقل نماید، در هنگام مرگ هم نفس ناطقه طلب نزول او را دارد تا توجه تکوینی نفس را از دنیا و بدن دنیایی به عالم برزخ سیر دهد.
طلب نزول حضرت عزرائیل(ع) برای انتقال نفس ناطقه به عالم برزخ که با مرگ همراه است برای نفس ناطقه‌ی مؤمن و کافر یک طلب تکوینی است، منتها طلب تشریعی کافر چیز دیگری است و تمایل به این انتقال ندارد و به همین جهت حضرت عزرائیل برای او به صورت خشن ظاهر می‌شود وگرنه نفس ناطقه‌ی او در ذات خود به جهت آن‌که در ابعاد حیوانی به فعلیت رسیده، طالب انصراف از بدن است و این به کمک حضرت عزرائیل(ع) انجام می‌گیرد.
مؤمنینی كه تکویناً و تشریعاً طالب حضور در عالم برزخ‌اند بهترین تجربه را تجلی نور فرشته‌ی مرگ می‌دانند چون فرموده‌اند «الدُّنیا سِجْنُ الْمُؤمِنِ»(136) در دنیا هم که بوده‌اند مثل یک زندانی توجهشان به بیرون زندان دنیا بود، حال حضرت عزرائیل(ع) به آن‌ها کمک می‌کند تا دیوارهای زندان را خراب کنند و خود را آزاد نمایند. آیا شما همین حالا مایل نیستید در یك غروب آرامش‌بخش، اذانی بشنوید كه شما را به حال‌ معنوی که شرایط خلوت با خدا است، دعوت کند؟ اذانی كه در و دیوار، همراه با مؤذن، اذان بگویند و بعد هم سجده و ركوعِ نماز‌تان با سجده و ركوع عالَم هماهنگ باشد؟ این فقط در برزخ به طور کامل محقق می‌شود، حتماً باید به برزخ بروید تا صورت آرمانی آرزوهای معنوی خود را بیابید، با توجه به این امر، این امکان برای مؤمنین هست که در این دنیا هم با صورت‌های آرمانی اعمالشان که در برزخ ظهور می‌کند، زندگی کنند و به این معنی می‌گوئیم این افراد در این دنیا هم که هستند در آن دنیا زندگی می‌کنند، چون آرام‌آرام راه آن‌ها را به سوی برزخ می‌گشایند ولی وعده‌ی اصلی خدا در برزخ و قیامت عمل می‌شود.