تربیت
Tarbiat.Org

خویشتن پنهان (شرح ده نکته از معرفت نفس)
اصغر طاهرزاده

گرایش تكوینی و تشریعی

از موضوعات مهمی که باید با دقت فراوان به آن توجه شود تفاوت حضورِ تکوینی نفس ناطقه در بدن با حضورِ تشریعی آن در بدن است و اشکالی که در خلط بین این دو به وجود می‌آید. عرض شد حرکات قلبِ شما تکوینی است و در عین آن‌که به نفس ناطقه‌ی شما مربوط است، اختیار و اراده شما در حرکات آن نقشی ندارد. این نشان می‌دهد که وَجهی از نفس ناطقه‌ی شما در حوزه‌ی اختیار شما نیست و نفس ناطقه‌ در آن وَجه به خودی خود وظایفی را به عهده دارد. پس اگر حرکات قلبتان را از جهت تکوین به شما نسبت دهیم کار درستی است ولی اگر از جهت اراده‌ی تشریعی آن را به شما نسبت دهیم درست نیست زیرا شما اراده نکرده‌اید تا قلبتان را به حرکت در آورید ولی از آن طرف اگر نفس ناطقه‌ی شما بدن شما را ترک کند دیگر قلب شما حرکتی ندارد، این نشان می‌دهد حرکت قلب مربوط به نفس ناطقه‌ی شما بود، در عین این‌که مربوط به اراده‌ی تشریعی شما نبود. آن‌جا هم که عرض شد «نفس ناطقه، بدن خود را دوست دارد» منظور از دوست‌داشتن، دوست‌داشتن به اراده‌ی تکوینی بود و ربطی به اراده‌ی تشریعی شما نداشت تا شما بگوئید ولی من بدن خود را دوست ندارم. بر اساس دوست‌داشتن تکوینی است که اگر بدن شما زخم بردارد نفس ناطقه تلاش می‌کند آن را ترمیم کند.
توجه به تفاوت ساحت تکوینی با ساحت تشریعی نفس در تفسیر حرکات آن بسیار راه‌گشا است و نباید تصور کرد از همان ساحتی که شما اراده می‌کنید دست خود را حرکت دهید تا قلم را بردارید، از همان ساحت نیز حرکات قلب انجام می‌گیرد. باید متوجه بود که حرکات قلب بر مبنای «بودن» نفس ناطقه انجام می‌گیرد ولی حرکت‌دادن دست برای برداشتن قلم بر مبنای «شدن» شما است و این‌که می‌خواهید در حرکت‌دادن دست، با اختیار خود هدفی را دنبال کنید. همین‌که خود را احساس می‌کنیم، در همان رابطه نفسی را احساس کرده‌ایم که اراده‌های تکوینی هم دارد و در آن رابطه، معده‌ی شما فعالیت دارد و موهای سر شما رشد می‌کند و بدن شما هر روز نسبت به روز قبل پیرتر می‌شود. اما نه به اعتبار اختیار و اراده‌ی تشریعی‌تان. «اراده‌ی تشریعی» آن اراده‌ی جزئی است که برای مقصدی خاص توسط شما ظهور می‌کند ولی نفس انسان تنها همین اراده را ندارد بلکه یک اراده‌ی کلی نیز در نفس او هست که اهدافِ وجودی انسان را دنبال می‌کند. در قیامت هرکس با آن شخصیتی از خود روبه‌رو می‌شود که اراده‌ی تشریعی او ایجاد کرده و هرکس در رهن انتخاب‌های تشریعی‌اش می‌باشد که قرآن در این رابطه می‌فرماید: «كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهینَةٌ»(118) هرکس در رهن آن چیزهایی است که خودش با اراده‌اش کسب کرده و در رابطه با آثار اراده‌ی تشریعی هرکس می‌فرماید: «یَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوء»(119) قیامت روزى است كه هر كس آنچه را از كار نیك و کار بد انجام داده حاضر مى‏بیند.
وقتی روشن شد در قیامت شخصیت ما همان اراده‌های ما است و به تعبیر رسول خدا(ص) «لِكُلِّ امْرِئٍ مَا نَوَى»(120) برای هرکس آنچه نیت کرده است باقی می‌ماند. پس آنچه را ما در این دنیا انتخاب نکرده‌ایم آن دنیا در نزد ما نیست. آیا زن‌بودن یا مردبودن خود را ما انتخاب کرده‌ایم که در آن دنیا با ما باشد، یا شما همان هستید كه با انتخاب‌های خود کسب کرده‌اید و فرمودند: «کُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهینَةٌ»(121) هرکس در رهن انتخاب‌های خودش می‌باشد؟ «رهن» یعنی «محدودیت»؛ شما چیزی را كه به رهن می‌دهید، محدودش می‌كنید که اگر تعهد خود را اداء نکردید آن چیز در محدوده‌ی آن فرد باقی بماند. هر کس در قیامت در محدوده‌ی آنچه انتخاب کرده است می‌ماند و آنچه را در این دنیا به ما داده‌اند - مثل بدن دنیایی و زن و مردبودن- در آن دنیا در نزد ما نیست، در این دنیا این‌ امکانات را به ما دادند تا ما بتوانیم شخصیت قیامتی خود را بسازیم و در قیامت با آن شخصیتی که با اراده‌ی تشریعی خود ساخته‌ایم، زندگی کنیم. همین‌طور که حرکات قلب خود را انتخاب نکرده‌اید و نمی‌توانید ادعا کنید که سی سال است قلب من فعّال است، به همان شکل نمی‌توانید به زن و مرد بودن و بلند و کوتاه بودن و شکل و قیافه‌ی خود افتخار کنید، چون این‌ها را به شما داده‌اند تا امکان زندگی در این دنیا را برایتان آسان کنند، ولی در قیامت با این‌ها نیستید، با اعمال خود هستید و بس.