تربیت
Tarbiat.Org

انسان؛ از تنگنای بدن تا فراخنای قرب الهی
اصغر طاهرزاده

عوامل آزادیِ نیروی شگرف انسان

عرض شد همواره انسان در خلال گفتگوهایش كلمه‌ی «من» و یا «خودم» را مطرح می‌كند، یعنی انسان در جمیع آناتِ وجود خود، علاوه بر پدیده‌های خارجی، حقیقتی از خود را مشاهده می‌كند كه غیر از پدیده‌ها و اعضاء بدنی اوست، و با این‌كه بدن خود را فراموش می‌كند، ولی از خود بی‌خبر نیست.
هرچه در احوال اقوام و ادیان مختلف بررسی كنیم، یك نكته همواره به چشم می‌خورد كه بشر متوجّه شده برای به‌خود آمدن باید با غرایز و امیال نفس مخالفت كند. زیرا فرورفتنِ نفس در هوس‌ها و خواسته‌های خویش، او را از پرداختن به حقیقت خود منصرف و به خارج از خود جذب می‌كند و در نتیجه نیروی شگرف نفس را كه باید صرف اصلاح خود كند، در هوس‌ها پراكنده می‌نماید. فلسفه‌ی همه‌ی ریاضت‌ها، تقویت حقیقت نفس ناطقه است تا با حذف زوائد، بتواند نیروی فوق‌العاده‌ی خود را آزاد كند و توان سیر به سوی مطلوب اصلی را بازیابد. آن روایتی هم كه می‌فرماید: «نزد رسول‌الله(ص) صحبت شد كه یاران عیسی(ع) روی آب راه می‌رفتند، و حضرت فرمودند: اگر یقینشان بیشتر بود، روی هوا راه می‌رفتند»(61) متذکر معنایِ احیاء قدرت نفس است از طریق یقین و اعتماد کامل به حضرت حق.
دینِ فطری، انسان را به زهد دعوت می‌كند و زهد انسان را به عرفان و شناخت هرچه بیشتر نفس راه می‌نمایاند. پس مستقر شدنِ یك دین ‌بین یك امّت و جای گرفتن آن در دل‌ها، خودبه‌خود مردم را آماده می‌سازد تا طریقه‌ی عرفانِ نفس را اختیار كنند. از طرفی كشف چگونگی نفس در قیامت - یعنی جایی كه حكم بدن ‌عنصری و دنیایی نافذ نیست - و نیز كشف مواقف قیامت، همه‌ و همه آینه‌ی نمایانی است برای پی بردن به اسرار شگفت نفس انسانی.
وقتی متوجّه شویم «صراط» ظهور نفس است در موقف خاصّ خود و «نشرصُحُف» بروز و ظهور ملكات نفسانی است با توجّه به موقعیت انسان در قیامت، آنگاه عجایب نفس برای سالكِ محقِّق آشكار می‌شود و تنها طریقه‌ی صحیح، معرفت‌نفس است كه می‌تواند سرمایه‌ی مفیدی برای سالك باشد. بنا به فرمایش علامه‌ی طباطبائی«رحمة‌الله‌علیه» «اِنَّ مَعْرِفَةَ الرَّب مِن طَریق النَفْسِ حَیث کانت اَقْرَب طَرِیقَاً وَ اَتَمّ نَتِیجَة»(62) شناخت پروردگار از طریق نفس هر جور که باشد نزدیک‌ترین راه است و کامل‌ترین نتیجه را دارا است. معرفت نفس طریقه‌ای است كه فرد را به معرفت رب می‌رساند.(63) و این نحوه معرفت‌نفس آن معرفت نفسی است كه «دین» به آن دعوت می‌كند و نفس را آیتی از آیات پروردگار بلكه نزدیك‌ترین آیه‌های پروردگار می‌داند. وقتی می‌فرماید: «یا اَیُّهَا الَّذینَ امَنُوا عَلَیْكُمْ اَنْفُسَكُمْ»(64) ای مؤمنان! به خود بپردازید. می‌خواهد بفرماید راه سلوك، همان نفس است و نفس راه است و نه راهرو. پرداختن به نفس این نكته را روشن می‌كند كه اگر از نقطه‌ی سیرِ نهاییِ نفس - كه همان خداوند است - غافل شدیم، گم کردن خدا در واقع غافل‌شدن از خود است که در آیه‌ی «نَسُواللهَ فَاَنْساهُمْ اَنْفُسَهُم»(65) بر آن تأکید می‌کند و می‌فرماید: خدا را فراموش كردند، پس در واقع خودشان را نسبت به خودشان غافل کردیم، به طوری که به یاد همه چیز هستند مگر به یاد خودشان. زیرا خداوند مقصد اصلی نفس آنها بود و چگونه می‌شود مقصد اصلیِ یك موجود فراموش شود و باز آن موجود معنی حقیقی خود را بداند.