تربیت
Tarbiat.Org

دعای ندبه، زندگی در فردایی نورانی
اصغر طاهرزاده

امام زمان(عج) خشم بزرگ خدا برای كفار

«اَیْنَ قاصِمُ شَوْكَةِ الْمُعْتَدین
كجاست آن خردكننده شوكت و شكوه تجاوزگران.
اَیْنَ هادِمُ اَبْنِیَةِ الشِّرْكِ وَ النِّفاق
كجاست منهدم كنندة سازمان‌های شرك و نفاق.
أَیْنَ مُبِیدُ أَهْلِ الْفُسُوقِ وَ الْعِصْیَانِ وَ الطُّغْیَانِ
كجاست نابودکنندة اهل فسق و عصیان و ظلم.
أَیْنَ حَاصِدُ فُرُوعِ الْغَیِّ وَ الشِّقَاقِ
كجاست آن‌كه نهال گمراهی و دشمنی و عناد را از زمین بر می‏كند.
در این‌جا هست که متوجه می‌شویم نباید با حاکمیت اسلام، دشمنی‌ها در جامعة جهانی غلیظ‌تر شود، چرا که اسلام حقیقی پیام‌آور صلح و دوستی است. آری اگر عدة قلیلی می‌مانند که بر خشونت دامن می‌زنند، ولی در شرایطی که اسلام ناب حاکم شود مرز آن عدة قلیل از بقیة مردم جدا می‌شود، چگونه می‌توان پذیرفت که عده‌ای به نام بازگشت به اسلام هرکسی که به غیر آن‌ها فکر می‌کند را واجب‌القتل بدانند و یا عده‌ای آنچنان در توهّم خلوص فرو روند که فقط خود را شیعه بدانند و از آن صفا و صمیمیت که باید بین مسلمانان باشد، هم خود را محروم کنند و هم جامعه را؟
أَیْنَ طَامِسُ آثَارِ الزَّیْغِ وَ الْأَهْوَاءِ
كجاست آن‌كه آثار اندیشه باطل و هواهای نفسانی را محو و نابود می‏سازد.
أَیْنَ قَاطِعُ حَبَائِلِ الْكِذْبِ وَ الإفْتِرَاءِ.
كجاست آن‌كه نابودکنندة دام‌ها و دسیسه‏های دروغ و افتراء.
أَیْنَ مُبِیدُ الْعُتَاةِ وَ الْمَرَدَةِ.
کجاست هلاک‌کننده و نابودکنندة متکبّران و سرکشان عالم.
اَیْنَ مُسْتَأصِلُ اَهْلِ الْعِنادِ وَ التَّضْلیلِ وَ الْاِلْحاد»
كجاست آن‌كه هر عناد و لجبازی و گمراهی و بی‌دینی را ریشه‌كن می‌كند؟
همة این‌ها می‌رساند که زندگی زمینی اگر بر اساس اسلام حقیقی مدیریت شود، بهشت پاکی‌ها و صمیمیت‌ها و تعالی‌ها است.
حضرت ولی‌عصر(عج) فقط نسبت به کفار معاند مظهر صفات جلال حق می‌باشند که چون آن حضرت قیام کنند قدرت دروغین اهل کفر و نفاق در هم می‌ریزد. همچنان كه قبلاً عرض شد؛ راوی از امام صادق(ع) در بارة سیره و روش حضرت مهدی(عج) سؤال می‌کند؛ حضرت می‌فرمایند: «همان کاری که رسول خدا(عج) انجام داد او هم انجام می‌دهد، آنچه از آثار بدعت و شرک و گمراهی پیش از ظهور او پدید آمده از میان می‌برد، همچنان‌که رسول خدا(ص) اساس جاهلیت را منهدم کرد.»(66)
راستی این بی‌حرمتی به خدا نیست كه تصور كنیم خدا انسان‌ها را با ستمگران واگذارده و برنامه‌ای برای دفع ستمگران و حاکمیت حق نریخته است؟ و آیا این بی‌حرمتی به گوهر انسان نیست كه امنیت ستمگران را به بهانه این‌كه «خشونت به هر شكل مردود است»، پذیرا شویم؟ آیا خداوند جریانی را در این عالم قرار نداده است تا ریشه این شرك و نفاق و عناد را بكَند، تا ما با او همدست و همداستان شویم؟ شما در این سخنان بر این اعتقاد بزرگ باقی مانده‌اید و پای می‌فشارید كه جریانی در عالم هست و این جریان ریشة همه بدی‌ها را می‌كَند و ما در عین آمادگی، در انتظار همراهی با او هستیم، جریانی كه خداوند در بنیه تاریخ بنا نهاده و انسان‌ها منتظر اویند.
امام‌زمان(عج) فریب این شعارها را نمی‌خورد كه «همه جا باید لبخند باشد و دورة خشونت گذشته ‌است». شما می‌دانید كه در دوره امام‌زمان(عج) ستمگران ریاكار اگر توبه هم بكنند توبه‌شان پذیرفته نیست؛(67) دیگر در آن زمان به اهل کفر فرصت داده نمی‌شود، همه آن‌هایی كه تا آن زمان هنوز بر فساد خود باقی‌اند، كشته می‌شوند(68) و همان‌گونه كه افرادِ منتظِر تمام آرزوهایشان را ظهور امام‌زمان(عج) قرار داده‌اند و نمی‌توانند به طرف ایشان جلب نشوند، طرف مقابل هم دیگر نمی‌تواند پابه‌پا و تعلّل كند. آن زمان، زمانی است كه ظلم باید ریشه‌كن شود و نفاق نمی‌تواند حیات داشته باشد. چون بشر طالب شرایطی است که به پاکی زندگی کند و به پاکی عبادت نماید.
فرهنگ معنوی بشر فرهنگی است كه باید به ثمر برسد. شما روی این مطلب فكر كنید كه در زمان ظهور، كارهای نیمه كاره انبیا و اولیا باید به نتیجه نهایی برسد. آن‌جا دیگر قصه، ‌قصة ابوسفیان نیست كه به این طرف خندق بیاید و منافقانه انقلاب پیامبر(ص) را برباید. آن‌هایی كه به خدا چنین گمان زشتی دارند و معتقدند در این دنیا، هم ما هستیم و هم این ستمگران و باید یك طوری با آن‌ها کنار بیاییم و آن‌ها را به رسمیت بشناسیم، آیا به‌جهت چنین پندار زشتی نیست كه چوب ستم را بر سر و پشت خود می‌پذیرند؟ آیا واقعاً خدا چنین كاری را بنا گذاشته است، یا ما خودمان برنامة حاكمیت ستم را پذیرفته‌ایم؟ آیا كسانی كه گمان كرد‌ه‌اند خدا آن‌ها را به ستمگران واگذاشته است و به حیاتی بالاتر نمی‌اندیشند، خودشان بهترین وسیله برای تحقق فرهنگ ستم نیستند؟ مبلّغ حاكمیت ستم كسی است كه معتقد باشد دیگر خدا ما را با همین ستمگران واگذاشته‌است. این شخص قدرت موجود ستمگران را می‌پذیرد، نه قدرت معهودِ الهی را.
حضرت علی(ع) در وصف حضرت مهدی(عج) می‌فرمایند: «او میل‌ها و هواهای نفسانی را به هدایت و رستگاری برمی‌گرداند، موقعی که مردم هدایت را به هوای نفس تبدیل کرده باشند، و رأی را به قرآن برمی‌گرداند موقعی که مردم قرآن را تابع رأی و میل خود قرار داده باشند».(69) پس ملاحظه می‌فرمایید که خداوند به ما افق دیگری را نشان داده‌است كه در آن افق، برتری با اولیای خداست و نه با دغل‌كاران و خون‌ریزان. لذا با تمام امید می‌گوییم:
«اَیْنَ مُعِزُّ الْاَوْلیاء وَ مُذِلُّ الْاَعْداء»
كجاست آن‌ کسی‌كه اولیای خدا را عزیز و دشمنان خدا را خوار می‌كند؟
«اَیْنَ جامِعُ الْكَلِمَةِ عَلَی التَّقْوی»
كجاست آن‌كسی كه مردم را بر گرد نور تقوی و ایمان جمع می‌كند؟
کجاست آن کسی که فرهنگ انسانِ با تقوی را جهت مناسبات انسان‌ها در جامعه، تدوین می‌کند؟ زیرا ما نمی‌توانیم فرهنگ كفر را به عنوان فرهنگ اصلی تاریخ بپذیریم و نسبت به حاكمیت حق بی‌تفاوت باشیم. در چنین فرهنگی است كه انسان اگر نتواند وضع كفر را به‌هم بزند لااقل هرگز همرنگ كفر نمی‌شود و در آن صورت یك قدم به سوی رهایی به جلو برداشته است و می‌فهمد حاكمیتی در پیش است كه حكم خدا را از آسمان برای بشر می‌آورد و نمی‌گذارد همانند وضع موجود، راه بشر به سوی آسمان بسته شود، بلكه جهان را براساس تقوی حركت می‌دهد.
غفلت از دو چیز فاجعه‌آمیز است. غفلت از ناپایداربودنِ فرهنگ ظلم، و غفلت از حتمی‌بودن حاکمیت جهانی اسلام. این دو غفلت موجب سستی در تصمیم‌گیری و عامل ادامة بحران خواهد بود و در نتیجه به آن شرایطی که زمینة ظهور تمدن اسلامی توسط حضرت مهدی(عج) است دست نمی‌یابیم و در فرازهای اخیر دعا خود را از این خطر می‌رهانیم، چون می‌دانیم خداوند چنین سرنوشتی را برای جهان اسلام اراده کرده است که اولیاء الهی عزیز و دشمنان خدا ذلیل و شرایط حاکمیت تقوا فراهم گردد. پس باید خود را هرچه بیشتر برای تحقق آن شرایط آماده کنیم، شرایطی که امام سجاد(ع) در وصف افراد آن می‌فرمایند: «وقتی که قائم آل محمد«صلوات‌الله‌علیهم» قیام کند خداوند( هرگونه نقاهت و بی‌حالی را از شیعیان ما برطرف می‌کند و دل‌هایشان را همچون قطعات آهن سخت و محکم می‌گرداند که نیروی هریک از آنان نیروی چهل مرد می‌باشد و آنان فرمانداران و بزرگان روی زمین‌اند».(70) و یا همان‌طور که امام باقر(ع) می‌فرمایند: «وقتی که امر ما انجام گیرد و مهدی ما آید، هریک از شیعیان ما از شیر دلیرتر و از نیزه چابک‌تر و مؤثرترند، و دشمنان ما را به زیر دو پای خود می‌آورند و پایمال می‌کنند ...».(71)