تربیت
Tarbiat.Org

هدف حیات زمینی آدم ملک، شیطان، هبوط
اصغر طاهرزاده

چه شد زان آشیان بیگانه گشتی؟

خداوند به آدم فرمود: «اَنْبِئْهُمْ بِاَسْمَائِهِمْ» از حقایق و اسمائی كه ملائكه حامل آن هستند خبر بده، و آدم هم بر عكسِ ملائكه كه نتوانستند، از عهدة آن برآمد و لذا می‌فرماید: «فَلَمَّا اَنْبَأَهُمْ بِاَسْمائِهِمْ» چون آدم اسماء آن‌ها را نمایاند و از حقیقت آن‌ها خبر داد، خداوند فرمود: ای ملائكه آیا نگفتم من به غیب آسمان‌ها و زمین و آنچه شما می‌نمایانید و آنچه را پنهان می‌كنید، دانا هستم؟ چون در آخر آیه 30 سوره بقره وقتی ملائكه عرض كردند: شایسته است ما كه تسبیح و تقدیس تو را می‌كنیم، خلیفة تو باشیم، نه آدمی كه فساد می‌كند و خون می‌ریزد. خداوند فرمود: «اِنِّی اَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ» من چیزی می‌دانم كه شما نمی‌دانید و حالا كه آدم حقایق اسماء و حقایق ملائكه را نشان داد، خداوند می‌فرماید: نگفتم كه من چیزی می‌دانم كه شما نمی‌دانید، حتی چیزهایی را می‌دانم كه شما با وجود خود، آنها را پنهان كرده‌اید.
می‌خواهد بفرماید: ببین ای آدم! چه شیرین كاری‌هایی در عالَم بالا از تو سر زده است، حالا چطور می‌شود كه به آن مقام نظر نكنی و به آن حال و هوی دل نبندی. اگر به آن عالم نظر داشته باشی، حتماً دامن آن شریعتی را كه می‌خواهد تو را از ارتباط با عالَم اسماء به نحو بالفعل، برخوردار كند، محکم می‌‌گیری. به همین جهت هم به كسی كه مقابل دین می‌ایستد، كافر می‌گویند، چون حقایق متعالی وجود خودش را پنهان كرده است و متوجه تعلیم همة اسماء در جان خودش نیست. به غیر حقایق ذات خود نظر كرده و لذا حقایق ذات خود را پوشانده است، چون به دنیا، یعنی پایین‌ترین درجه وجود نظر كرده است.
این‌كه می‌فرماید: کل اسماء را به آدم تعلیم دادیم، معلوم می‌شود استعداد یافتن حقیقت كلیِ جامعی نزد انسان است كه می‌تواند با اعمال و افكار و اخلاق، آن را به نمایش بگذارد. این نكته را می‌توان به كمك آیه 21 سوره حجر روشن كرد كه می‌فرماید: «اِنْ مِنْ شَیْءٍ اِلاّ عِنْدَنَا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ اِلاّ بِقَدَرٍ مَعْلُوم»، «هیچ چیزی نیست مگر این‌كه خزائن و اصل آن چیز نزد ما است، و ما نازل نمی‌كنیم آن را مگر به اندازه‌ای معلوم و محدود». معلوم می‌شود كه هر شیی‌ای که در این عالم نازل شده، مثل انسان یا درخت یا حیوان، یك وجود خزینه‌ای و كلی دارد كه آن پیش خدا است، و جنس آن جنس عنداللهی است، نه عندالخلقی و عندالارضی، یعنی هر چیزی یك حقیقت جامع متعالی دارد. اگر دقت بفرمایید؛ فرمود هر چیزی، خزینه‌ها دارد «خزائنُهُ»، و یك جلوة محدود و معلومی از آن نازل و ظاهر می‌شود. پس هر چیزی را كه در این عالم ملاحظه می‌كنیم دارای حقایق غیبی است. همان طور كه حضرت حق به آدم فرمود: ای آدم ! از حقایق ملائكه خبر بده، فرمود: «اَنْبِئْهُمْ بِاَسْمَائِهِمْ»، پس معلوم می‌شود كه حقیقت ملائكه همان مقام عنداللهی ملائكه است، چون فرمود: هر شیئ یك مقام عنداللهی دارد كه آن نزد مااست، و حقیقت ملائكه هم مقام عنداللهی خواهد بود. حالا ملاحظه كنید آدم به كجا دست یافته! به مقام عنداللهی موجودات عالم. پس معلوم می‌شود مقام «عَلَّمَ ادَمَ الاَسْماءَ كُلَّها» یعنی دانایی به مقام عنداللهی اشیاء. حال می‌توان به این نكته رسید كه به گفته علامه‌طباطبایی(ره):
«این اسماء، غیب بوده‌اند و خداوند به وسیله آدم ظاهر كرد و آدم بنا به آیه «عَلَّمَ ادَمَ الاَسْماءَ كُلَّها» مظهریت همة اسماء را دارد، در حالی كه حقیقت همة عالم نیز اسماء الهی است».
چنانچه ملاحظه می‌فرمایید همة این نكات دقیق و عرفانی را با دقت در این چند آیه می‌توان به‌دست آورد. اگر این حقایق از دل قرآن در آید خیلی برای انسان اطمینان بخش‌تر است، تا یك عارفی براساس ظرایف كشف شخصی خودش بگوید. عمده آن است كه متوجه باشیم با تدبّر در قرآن مطالبِ فوق‌العاده ارزش‌مندی به دست می‌آید كه سال‌ها می‌توان از آن‌ها تغذیه كرد و جلو رفت و به سلوك خود حرارت بخشید.
بالاخره تا حدی معلوم شد معنی این‌كه آدم متعلّم به كل اسماء است یعنی چه. به گفته مولوی:
تا ابد هر چه بُوَد او پیش پیش

درس كرد از عَلَّمَ الاسماء خویش

یعنی در جان همة انسان‌ها علم به حقایقِ همة عالم گذاشته شده است، به همین جهت ما در عالمی زندگی می‌كنیم كه از حقایق آن عالَم بیگانه نیستیم، مگر اینكه از خود بیگانه شده باشیم. یعنی خلیفة خدایی هستیم كه خالق همة هستی است و ما را با تعلیم كل اسماء، به باطن همه عالم كه همان مقام خزینه عنداللهی همة اشیاء است، راه داده است. آری عمده آن است كه به خود آییم و از خود بیگانه نباشیم و خودمان را به دنیا نفروشیم و به خود بگوییم:
چه شد زان آشیان بیگانه گشتی

چو دونان، مرغ این ویرانه گشتی

و فراموش نكنیم كه آدم توان مظهریت همة اسماء الهی را دارد، آن هم اسماء حسنا را، چرا كه برای خدا جز اسماء حسنا، اسمی نیست، و لذا همان اسماء حسنا را به آدم تعلیم فرمود. چنانچه در سوره حشر آیه 24 به همین اسماء اشاره دارد كه می‌فرماید: همة اسماء حسنا از آن خداست و پشت پردة این موجودات اسماء الهی هستند كه حقیقت این موجودات‌اند. می‌فرماید: «هُوَ اللهُ الْخالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الاَسْمَاءُ الْحُسْنَی، یُسَبِّحُ لَهُ مَا فِی السَّمَواتِ وَ الْاَرْضِ وَ هُوَ الْعَزیزُ الْحَكِیمُ»؛ او همان «الله» است كه آفریدگار عوالم وجود و پدیدآورندة موجودات و تصویر كننده صورت‌ها است، و برای اوست «اسماء حسنی»، همة آنچه در آسمان و زمین است به تسبیح او مشغول‌اند و اوست عزیز و حكیم. هم او جامع جمیع اسماء است - یعنی الله- هم او خالق و پدیدآورنده و صورت‌دهندة عالَم است، و همة اسماء حسنا و حقایق غیبی عالَم از آن اوست و این مخلوقات همه ظهور آن اسماء حُسنا هستند كه همه و همه از اوست. حال انسان ظرفیت یافتن و ارائه آن اسماء را داراست و می‌تواند در این عالم طوری زندگی کند که با هر چیز که روبه‌رو می‌شود به حقایق آن چیز منتقل گردد و از حقیقت هیچ چیز بیگانه نباشد.
خدا إن‌شاء‌الله به من و شما توفیق بدهد كه بتوانیم گردی از معارف قرآنی را بر قلب‌مان برسانیم و از آن طریق جای خودمان را در این هستی بشناسیم تا بتوانیم معنی خودمان را آن طور كه خدا به ما تفهیم كرده است، بفهمیم و استعدادهای خودمان را ضایع نگردانیم.
«والسلام علیكم و رحمةالله و بركاته»