تربیت
Tarbiat.Org

به سوی او
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی‏‏

ترس محرومیت از نگاه خداوند!

نوعى دیگر و مرتبه‌اى دیگر از خوف این است كه فرد مى‌ترسد از نعمت هاى الهى و آخرت محروم شود. نعمت هاى الهى نیز در یك تقسیم كلى بر دو نوع است: نعمت هاى مادى و نعمت هاى معنوى. كسانى كه معرفت كاملى نسبت به خدا داشته باشند بزرگ ترین نعمت معنوى خداوند را توجه و اعتناى الهى به خود مى‌دانند. از این رو آنان بیشترین ترسشان از این است كه خداوند در عالم آخرت، این نعمت خود را از آنان دریغ بدارد و به آنها اعتنا ننماید. خداى متعال نیز هنگامى كه مى‌خواهد بالاترین عذابش را نسبت به برخى از انسان ها كه بسیار پست
( صفحه 354)
هستند و شدیداً از مقام انسانى خود سقوط كرده‌اند بیان كند، مى‌فرماید: وَ لا یُكَلِّمُهُمُ اللّهُ وَ لا یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ(527) و خدا روز قیامت با آنان سخن نمى‌گوید، و به ایشان نمى‌نگرد. این افراد آن قدر پست شده‌اند كه روز قیامت خداوند با آنان حرف نمى‌زند و نگاهشان نمى‌كند! البته این‌كه سخن گفتن و نگاه كردن خداوند در آن روز چگونه است و چه مفهومى دارد، ما از درك آن عاجزیم، اما به هر حال اگر كسى سررشته‌اى از همین محبت هاى انسانى و این دنیایى داشته باشد، مى‌داند براى یك محب هیچ چیز دردناك‌تر از این نیست كه محبوبش به او بى اعتنایى نماید، قهر كند و حرف نزند. حتى كودكان نیز در عالم خودشان این معنا را مى‌فهمند. بزرگ ترین ناراحتى و غصه یك كودك این است كه مادرش با او قهر كند، به او نگاه نكند و هر چه او خودش را براى مادر لوس مى‌كند، مادر به او اعتنایى نداشته باشد. در مورد افراد بزرگ‌تر نیز همین مسأله صدق مى‌كند. كسانى كه معرفت كامل دارند، از این‌كه خداى متعال از آنها روى بگرداند و به آنها اعتنا نكند بالاترین عذاب را مى‌كشند. فرض كنید مادرى با كودكش قهر كند و كودك هر چه خود را به دامان مادر مى‌اندازد، مادر اعتنا نكند؛ كودك چه حالى پیدا مى‌كند؟ یكى از عذاب هاى خداوند در روز قیامت نسبت به كافران و گناه كاران همین است كه به آنها بى اعتنایى مى‌كند. اگر آیات قرآن نبود بیان این مطلب براى ما بسیار دشوار بود، اما قرآن گواه بر این مطلب است: وَ لا یُكَلِّمُهُمُ اللّهُ وَ لا یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ(528) و خدا روز قیامت با آنان سخن نمى‌گوید، و به ایشان نمى‌نگرد. از این رو عده‌اى خوفشان این است كه نكند خداوند به آنها توجه ننماید. البته عموم مردم كمتر به این مسأله توجه مى‌كنند، یا به سادگى بر این تصور هستند كه خداوند حتماً آنها را دوست دارد و حتماً به آنان عنایت خواهد كرد!
آنان كه در مراتب عالى معرفت هستند، هنگامى كه در مقام عبادت برمى آیند دوست دارند در حال عبادت، خداوند به آنها توجه كند و وقتى «یا الله» مى‌گویند، «لبیك» الهى را نیز بشنوند! آرى، به راستى هستند كسانى كه در مناجات هایشان با خدا، لبیك حضرت حق را به گوش دل مى‌شنوند و از لذت آن از خود بى خود مى‌شوند! یكى از خواسته هاى حضرات معصومین(علیهم السلام) در مناجات هایشان همین است كه از خداوند درخواست مى‌كنند هنگامى كه با او سخن مى‌گویند لبیك خدا را بشنوند و خداوند به آنان توجه كند: وَ اسْمَعْ نِدائى اِذا نادَیْتُكَ
( صفحه 355)
وَ اَقْبِلْ عَلَىَّ اِذا ناجَیْتُكَ(529) خدایا! آن گاه كه تو را ندا مى‌كنم صدایم را بشنو، و آن گاه كه با تو نجوا مى‌كنم روى خود را به سوى من بدار! خدا كه پشت و رو ندارد! و هرجا كه روى كنیم «وجه الله» است: فَأَیْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ(530) پس به هر سو رو كنید، آن جا روى [به]خدا است؛ پس معنى این دعا چیست؟! هم چنین قطعاً خداى متعال بر همه چیز آگاه است و همه صداها را مى‌شنود؛ پس این دعا به چه معنا است كه: «خدایا آن گاه كه تو را ندا مى‌كنم صدایم را بشنو»؟! پاسخ این است كه این شنیدن، شنیدنى دیگر است؛ شنیدنى است كه از سر محبت و عنایت است. خداى متعال همه صداها را مى‌شنود امّا این گونه نیست كه همه آنها از روى محبت و عنایت باشد. آرى، مسأله این جا است كه شنیدن داریم تا شنیدن! گاهى ما سخن كسى را گوش مى‌كنیم در حالى كه اخم كرده و از او روى گردانیده ایم؛ این شنیدن، نوعى عذاب و شكنجه براى طرف مقابل است. اما گاهى شنیدن با لبخند و نگاه و گوشه چشمى از محبوب همراه است؛ این شنیدن براى محب بالاترین لذت را در پى دارد. حضرات ائمه معصومین(علیهم السلام) در دعاهایشان چنین شنیدنى را از خداى متعال مسألت دارند. در نماز نیز پس از سر برداشتن از ركوع مى‌گوییم: «سَمِعَ اللّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ»؛ یعنى خداى متعال حمد و سپاس كسى كه او را ستایش مى‌كند، مى‌شنود؛ مقصود همین شنیدن از سر مهر و محبت است.
در هر حال یك نوع «خوف از خدا» هم این است كه كسانى از این بیم دارند كه مبادا مورد بى اعتنایى خداوند قرار گیرند و خدا با آنها حرف نزند و صدایشان را نشنود. این بى اعتنایى براى آنها از عذاب جهنم دردناك‌تر است. كودكى كه مادرش با او قهر كرده، التماس مى‌كند كه: «مادر مرا بزن و هر بلایى كه مى‌خواهى بر سرم بیاور اما با من قهر مكن»! كسانى هم هستند كه به خداى متعال عرض مى‌كنند! «خدایا ما را به آتش جهنمت بسوزان اما نگاه و عنایتت را از ما دریغ مدار!» اینان ترسشان از این است كه از نگاه و توجه خداوند محروم بمانند.
«هر چه كنى بكن، مكن ترك من‌اى نگار من».