تربیت
Tarbiat.Org

بر درگاه دوست(شرح فرازهایی از دعاهای افتتاح، ابوحمزه و مکارم الاخلاق)
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی‏‏

برترین عبادت

در روایتى از امام صادق (ع) نقل شده است كه فرمود:
«العِبادَةُ ثَلاثَةٌ: قَوْمٌ عبدوا اللّه عَز و جلّ خوفاً؛ فتلك عبادَةُ العبید. و قَومٌ عَبَدُوا اللّه تبارَكَ و تَعالَى طَلَبَ الثَّوابِ؛ فَتِلكَ عبادة الأُجَرَاءِ. و قَوْمٌ عَبَدُوا اللّه عَزَّ و جَلَّ حُبّاً لَهُ؛ فَتِلكَ عبادَةُ الأحْرارِ. و هِىَ أَفْضَلُ العِبادَةِ.»(193)
عبادت كنندگان سه دسته‌اند: گروهى خداوند را از ترس عذاب جهنم عبادت مى‌كنند؛ این عبادت بردگان است و گروهى خداوند را به طمع بهشت عبادت مى‌كنند؛ این عبادت مزدبگیران است و گروهى خداوند را از روى عشق و محبت به او عبادت مى‌كنند؛ این عبادت آزدگان است، و این بهترین عبادت هاست.
( صفحه 288)
با معرفت و ایمان ضعیف نمى‌توان از خود انتظار نیّتى خالص داشت. آنچه انسان را به كار وادار مى‌كند انگیزه اوست و انگیزه تابع معرفت و ایمان انسان است و معرفت و ایمان حقیقت نیت را تشكیل مى‌دهند. پس براى به دست آوردن نیت خالصانه، لازم است معرفت و ایمان انسان تقویت شوند. نیت خالص عمل صالح را با خود به همراه مى‌آورد، زیرا بهترین اعمال آن است كه با بهترین نیّات همراه باشد؛ بنابر این، كلید همه كمالات كسب معرفت و قوى ساختن ایمان است.
انسان تا حدّى مى‌تواند خودكاوى كند و درباره انگیزه و نیّت اعمال خود به تفكر بنشیند، كه اگر جهنم و بهشتى وجود نمى‌داشت، آیا حاضر مى‌شد نیمه هاى شب بستر گرم را رها سازد و نماز شب بخواند یا گرسنگى روزه ماه رمضان را تحمل كند و خود را از لذایذ مادى محروم سازد تا رضاى خدا را به دست آورد؟ و آیا به خاطر محبت خدا و شكر نعمات الهى از گناهان دورى مى‌جست؟
معرفت بعضى از انسان ها به حدّى مى‌رسد كه اگر جهنم نیز نمى‌بود، به شوق بهشت و نعمات فراوان آن خدا را عبادت مى‌كردند؛ كسانى نیز یافت مى‌شوند كه نه از ترس جهنم و نه به شوق بهشت، بلكه چون خدا سزاوار پرستش است او را پرستش و عبادت مى‌كنند، تا به او نزدیك تر شوند، محبت او را به دست آورند و نعمات او را شكر گویند.
باید براى به دست آوردن نیت والا تلاش بىوقفه اى را آغاز كرد؛ با عمل صالح و تفكر در راز هستى و در این حقیقت كه همه هستى از خداست و دوست داشتنى تر از او كسى نیست و تنها اوست كه سزاوار
( صفحه 289)
پرستش است و با استمداد از خدا بر ایمان و یقین خود افزود و به نیّت خالص دست یافت.
البته خلقت بهشت و جهنم و انذار از عذاب الهى و وعده بهشت، لطف بزرگى از جانب خدا بر بندگان است، زیرا بسیارى از انسان ها به آن معرفت عالى دست نمى‌یابند كه خدا را تنها به خاطر محبت به او پرستش كنند، ولى به شوق بهشت یا ترس از جهنم او را عبادت مى‌كنند و اگر بهشت و جهنمى نمى‌بود، این گروه از نتایج عبادت و ترك گناه بى بهره مى‌ماندند و به كمال آن نیز دست نمى‌یافتند.
«اللهم وَفِّرْ بلطفِك نیّتى و صَحِّحْ بما عِندكَ یَقینى، واسْتَصْلِحْ بِقُدرتِكَ ما فَسَدَ مِنّى»
خدایا! با لطف خودت نیت من را عالى سازد و یقینم را یقین حقیقى قرار بده [و مگذار یقینم به شك آلوده شود ]و با قدرت خودت راه جبران آنچه را كه در گذشته خراب كرده ام به من عطا كن [تا آن ها را جبران كنم ].
خدایا! من نمى‌توانم با ضعف خودم به نیت عالى دست یابم؛ اسباب این امر را باید تو برایم فراهم سازى. منظور از «بلطفك» نعمتهاى خاص و ویژه الهى است؛ یعنى، باید من را با رأفت و رحمت خودت حمایت كنى تا به نیّت صحیح و كامل دست یابم. نیّت كامل آن است كه خدا فقط براى شكرگزارى و اداى وظیفه بندگى عبادت شود؛ عبادت براى نیل به ثواب یا ترس از عذاب آخرت هر چند نیت صحیح شمرده مى‌شود، ولى نیّت كامل نیست.
امام (ع) در ابتداى این دعا، فصلى به منزله دیباچه كه فهرست كلى
( صفحه 290)
مطالب دعا یا محورهاى اصلى خواسته هاى امام (ع) را در این دعا مشخص مى‌كند بیان كردند؛ ملاك ارزش در اسلام، ایمان و عمل صالح است و براى آنكه آنچه به آن ها ایمان داریم در مقام عمل به عرصه ظهور برسد مقدماتى لازم است. لازمه ایمان كامل اعتقاد یقینى است و آنچه ایمان را به عمل مربوط مى‌كند نیّت است. خوردن، تلاش و كوشش، امساك از غذا، قرض دادن و قرض گرفتن و... همواره با ایمان ارتباط ندارند؛ هر كسى ممكن است چنین كارهایى را انجام بدهد. زمانى عمل انسان بهترین عمل محسوب مى‌شود و با ایمان ارتباط پیدا مى‌كند كه واسطه آن نیّت الهى باشد. بهترین نیّت ها ارزشمندترین اعمال را به دنبال مى‌آورد.
ایمان كامل، اعتقاد در حدّ بالاترین مراتب یقین، بهترین نیت خالصانه و ارزشمندترین اعمال، چهار محور اساسى و سرفصل هاى مطالب دعاى مكارم الاخلاق هستند.
درخواستهاى امام (ع) در این دعا قابل تشبیه به یك هرم مربع القاعده است. ابتدا محورهاى این فضایل و ارزشهاى بلند را به چهار مطلب خلاصه مى‌كند، كه به منزله وجوه جانبى این هرم هستند. همه این جوانب به یك نقطه منتهى مى‌شوند. آن، نقطه قرب به خداست. جوانب این هرم بالاترین ایمان، برترین نوع یقین، ارزشمندترین نیّت و بهترین عمل هستند. این، روى بیرونى هرم است. این چهار عنصر ارزشمند در درون هرم با یكدیگر ارتباط دارند و در یكدیگر اثر مى‌گذارند و صفات ارزشمند دیگرى را به وجود مى‌آورند.
( صفحه 291)
(2)
چون فطرت انسان به خیر و سعادت خود تمایل دارد، وقتى انسان توجه كند كه براى چه آفریده شده و به چه منظور سرمایه حیات در اختیار او قرار داده شده است و مسیر سعادت او در چه سویى است، همه توان خود را براى رسیدن به قله سعادت و كمال خود به كار مى‌گیرد.
بعد از آن چهار محور اصلى كه ذكر شد، اولین مسئله این است كه باید تمام همّ خود را صرف رسیدن به هدف خلقت، یعنى آنچه موجب كمال و سعادت مى‌شود نمود؛ بدین منظور لازم است فعالیت هاى روزمره، تحصیل، تلاش براى به دست آوردن روزى، ارتباط با دیگران و... موجب غفلت انسان از سیر الى الله نشوند. در این فصل، امام (ع) از خدا مى‌خواهد كه او را موفق بدارد تا تمام توانش را براى رسیدن به قرب الهى صرف كند و آنچه نبود آن مانع حركت یا موجب كندى حركت او مى‌شود تأمین نماید.
«اللَّهم صَلِّ عَلى محمد و الِهِ وَاكْفِنِى ما یشغَلُنِى الاِهتِمامُ بِهِ و استَعْمِلْنى بما تَسأَلُنى غداً عَنْه»
... خدایا! آنچه موجب دل مشغولى من است از سر راه من بردار، تا دل من تنها متوجه تو باشد و من را به انجام وظایفى كه در فرداى قیامت در مورد آن ها از من سؤال مى‌كنى موفق بدار.
( صفحه 292)
موانع فكرى و قلبى، انسان را از اندیشیدن به مسئولیتهاى خود در قبال خداوند باز مى‌دارد. تهیه وسایل زندگى، تجملات، مشكلات و... موجب مى‌شوند كه انسان نتواند به وظایفى كه برعهده اوست فكر كند.
برطرف ساختن نیازهاى ضرورى انسان یك تكلیف الهى است و انجام تكلیف براى رضاى خدا عبادت است و عبادت در رسیدن انسان به كمال مؤثر است؛ ولى آیا هر فردى كه در صدد تحصیل روزى برمى آید، تنها به انجام واجب اكتفا مى‌كند و آن را تنها به نیت اطاعت از خدا انجام مى‌دهد؟ كسى كه ازدواج مى‌كند فقط براى رضاى خدا همسر اختیار مى‌كند و به لوازم آن پایبند مى‌شود؟ یا نه، دلخواه او نیز هست؟ آیا این ها دل مشغولى براى او به وجود نمى‌آورند و مانع عبادت و توجه او به خدا نمى‌شوند؟ و آیا همه فعالیتهاى اجتماعى و سیاسى مؤمنى كه قدم در وادى اجتماع و سیاست مى‌گذارد براى خداست؟ كسانى كه در وادى اجتماع و سیاست وارد مى‌شوند، اگر امور اجتماعى و سیاسى موجب دل مشغولى آنان شود، فراغتى پیدا نمى‌كنند تا با خدا راز و نیاز كنند و به او توجهى نمایند؛ چه رسد به اینكه بخواهند همه نیروهاى خود را صرف عبادت كنند. پس باید براى علاج این مشكل، از خدا خواست تا نیازهاى ما را تأمین نماید و یا ما را موفق بدارد تا به سادگى این نیازها را برطرف سازیم، به گونه اى كه ما را از انجام وظایف بندگى و توجه به خدا و انجام عبادت خالصانه باز ندارند.