تربیت
Tarbiat.Org

سلوک ذیل شخصیت امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه)
اصغر طاهرزاده

ملاصدرا و تمدن اسلامی

حضرت امام(ره) به زبان حکمت صدرایی سخن می‌گویند چون بنا دارند انقلاب اسلامی را در ذیل فرهنگ مهدویت به صورتی تمدن‌ساز درآورند تا حالت نظام‌ساز به خود بگیرد. در همین راستا مقام معظم رهبری نشست‌های «اندیشه‌های راهبردی» را برگزار می‌کنند تا مبانی فکری حضرت امام به صورت نظام‌ساز و تمدن‌ساز در آید، لازمه‌ی چنین کاری آن است که آن اندیشه به زبان خاص خودش ارائه شود. عرفای گذشته با توجه به شرایطی که در آن قرار داشتند چون امکان نظام‌سازی براساس دید عرفانی برایشان نبود، به اصلاح فردی خود و اطرافیانشان می‌پرداختند و لذا واژه‌های تمدن ساز به کار نمی‌بردند ولی ملاصدرا با حاکمیت دولت صفوی متوجه شد زمانه ظرفیت جدیدی پیدا کرده، زیرا ظهور حکومت شیعه حکایت از تحقق وعده‌ی جهانی‌شدن اسلام دارد، آن‌طور که رسول خدا(ص) وعده داده‌اند. ملاصدرا در این منظر در زمان خودش سعی دارد پایه‌ی تمدنی اسلام را بر مبنای عقل‌گرایی تدوین کند، زیرا متوجه است پدیده‌ی اخباری‌گری توسط ملا محمد امین استرآبادی که در دربار صفوی نیز دارای نفوذ است، خطر انحراف حکومت شیعه را پیش آورده بود. ملاصدرا تلویحاً علمای اخباری را به محدثان حنبلی تشبیه می‌کند. ملاصدرا که می‌داند پس از قرن‌ها، شیعه‌ی دوازده امامی، صاحب حکومتی مستقل شده ترجیح می‌دهد به هر نحوِ ممکن پایه‌های عقلی و عرفانی این حکومت را تدوین کند و در همین راستا ترجیح می‌دهد از معرکه به دور باشد و توان خویش را در پروراندن اندیشه‌ای بگذارد که مسلّم اسلام در موقع تمدن‌سازی به آن نیازمند ‌است. بدیهی است که فردی با چنین استعدادی نباید خود را درگیر مجادلات بی‌ثمر و مناقشات بی‌اثر و بلکه مضر با اخباریون بکند.
ظهور نهضت اخباری‌گری به همراه تفکر تجربه‌گرای مسیحی با ورود جهانگردان و مبشران مسیحی در ایران و به ویژه در دربار، دلیلی است بر این که ملاصدرا با افکاری نو به جای حضور در بین علماء و درگیری با آن‌ها به تدوین تفکر خود بپردازد. پرورش شاگردانی چون فیض و فیاض نشان می‌دهدکه روش سیاسی ملاصدرا واقع‌گرایانه است، تا آن دو شاگرد بتوانند در موقع مناسب آن اندیشه را از اجمال به تفصیل آورند و زمینه‌ی نظام‌سازی فرهنگ مهدویت را فراهم سازند. پیرو ملاصدرا، حضرت امام خمینی(ره) مبنای تمدنی تفکر شیعه را در شرایط معاصر شکل دادند و بر همین اساس بزرگان دنیا معتقدند تفکر صدرایی تمدن‌ساز است. به گفته‌ی دکتر دینانی: «ملاصدرا مانند دریایی بزرگ بود، که تاریخ را عوض کرد. زیرا ملتی که فلسفه دارد، دین را بهتر می‌فهمد و در مقایسه‌ی اجمالی، دینداری ایرانیان و عربستان سعودی ما را به این نتیجه می‌رساند، دین ایرانیان از سعودی‌ها - صرف نظر از شیعه و سنی‌بودن- آگاهانه‌تر است»(278) و به همین جهت به جای به کار بردن «وحدت و کثرت» که در عرفان مطرح است، واژه‌های «وجود و ماهیت» را به کار می‌بریم زیرا با این زبان می‌توان گفتمان جهانی تمدن اسلامی را بیان نمود. وقتی گفته می‌شود باید از کثرت به وحدت رجوع داشت، یک نوع رجوع فردی مدّ نظر می‌آید، اما وقتی گفته می‌شود باید از ماهیت به وجود رجوع داشت و لازم است اصالت را به وجود داد، یک نوع اندیشه‌ی راهبردی به میان می‌آید و می‌توان از این طریق با سایر اندیشمندان هم‌زبان شد و به هم‌اندیشی و تفاهم رسید. واژه‌های عرفانی، بیشتر نظر به تجربه‌ی درونی افراد دارد. حضرت امام بنا دارند مکتب فکری تمدن اسلامی را به صحنه بیاورند و لذا با زبان اصالت وجودی که ملاصدرا تدوین کرده سخن می‌گویند.(279)