تربیت
Tarbiat.Org

سلوک ذیل شخصیت امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه)
اصغر طاهرزاده

بهترین تفکر

عرض شد اگر مقامِ اشراقی را درست بشناسیم و تفاوت آن را با تعقل مشخص کنیم و مشخص شود مبادی انسان‌ها عموماً فوق تفکر است و تفکر در بستر مبادی و فرهنگ‌ها پیش می‌آید، روشن می‌شود بهترین تفکر در بهترین مبادی ظهور می‌کند. و بهترین مبادی وقتی پیش می‌آید که آن مبادی دارای جامعیت باشد تا رشددهنده‌ی همه‌ی ابعاد انسان باشد. و با توجه به این‌که نور اشراقی دارای جامعیت است و جواب همه‌ی نیازهای انسان را می‌دهد، اگر رسیدیم به این‌که انقلاب اسلامی یک حقیقت اشراقی است که بر قلب حضرت امام تجلی کرده، می‌توان گفت با پذیرفتن شخصیت اشراقی حضرت امام(ره) و انقلاب اسلامی، بهترین مبادی را انتخاب کرده‌ایم و عملاً صاحب بهترین فکرها خواهیم شد. البته این به شرطی است که در حضورِ نور اشراقی برویم نه این‌که آن را در فکرمان بیاوریم.
امیرالمؤمنین(ع)می‌فرمایند: «قِیمَةُ كُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُه»(90) قیمت هرکس به آن چیزی است که آن را خوب می‌داند. پس اگر آن چیزی را که انسان خوب می‌داند، چیز ارزشمندی باشد، آن انسان هم ارزشمند است و اگر آن چیز، چیز ارزشمندی نباشد، او هم انسان ارزشمندی نیست. به نظر می‌رسد این کلام نظر به مبادی انسان‌ها دارد زیرا انسان‌ها براساس مبادی خودشان اشیاء را به خوب و بد تقسیم می‌کنند و پیرو آن در مورد آن چیز تفکر می‌کنند و به عبارت دیگر هرکس به اندازه‌ای که بخواهد و دوست دارد بر روی موضوعی فکر کند، فکر می‌کند یعنی فکر، تابع دل است و هرکس تفکرِ دل‌خواهِ خود را دارد، و بر این اساس، تفکر ریشه در وضعِ حضوری انسان در جهان هستی دارد و در همین راستا است که ملاحظه می‌کنید انسان‌ها هر استدلالی را نمی‌پذیرند و با هر استدلالی ترغیب و قانع نمی‌شوند. به همین جهت تأکید می‌کنیم حساسیت بر روی حقانیت مبادی جامعه و افراد، مهم‌تر از حساسیت بر روی صحت استدلال است. ابتدا باید مشخص شود انسان‌ها به چه شخصی یا عالَمی و یا حزب و هویتی باید رجوع داشته باشند که در فضای آن عالَم، استدلال را بپذیرند یا رد کنند. انسان‌ها قبل از استدلال چیزی را پذیرفته‌اند و آن چیز ملاک پذیرش و یا عدم پذیرش استدلال خواهد بود. بعضی مواقع ممکن است تعجب کنید که چگونه می‌شود یک استدلال با این‌که قانع‌کننده است بعضی افراد به نتایج آن رغبت نمی‌کنند و یا ملاحظه می‌کنید بعضی‌ها به یک استدلال گوش شنوا دارند ولی نسبت به استدلالِ دیگر بی‌تفاوت هستند، این به جهت آن است که متوجه نقش مبادی افراد نیستیم، ما باید از خود تعجب کنیم که برای مبادی افراد جایی باز نکرده‌ایم. درست است آن استدلال عقل را قانع یا آرام می‌کند ولی فراموش نکنیم انسان‌ها ابتدا شکار عالَمی می‌شوند که پسندیده‌اند و برای رسیدن به عمق آن عالم، استدلال می‌کنند و یا استدلال‌های بقیه را می‌شنوند. راز انسان‌ها جهانی است که در آن زندگی می‌کنند، همان‌طور که راز انسانِ موحد ایمانِ به خدا است و در فضای آن ایمان هر سخنی را ردّ یا قبول می‌کند، انسان موحد از طریق نور فطرت، عالَمی را شناخته و آن ایمان دلپذیرش شده و لذا هر سخنی که در آن عالم جای نداشته باشد به آن سخن رغبت نخواهد داشت. پس بیشتر به سخن مولی‌الموحدین(ع)فکر کنید که می‌فرمایند: قیمت هرکس آن چیزی است که آن را خوب می‌داند و به آن رغبت نشان می‌دهد.
وقتی روشن شد که انسان‌ها برای فکر کردن مبادی دارند و میزان حقانیت تفکر آن‌ها به میزان حقانیت مبادی آن‌ها ربط دارد، ضرورت نظر به شخصیت اشراقی حضرت امام به عنوان مبادی جامعه، آشکار می‌شود و متوجه روحی قدسی خواهیم شد که امام را تحت تربیت و تأثیر خود قرار داده و شما آثار آن روح را از سن 27 سالگی ایشان در کتاب شرح دعای سحر و یا کتاب مصباح الهدایه ملاحظه می‌کنید. از همان ابتدا به روشنی معلوم است که این روح به عنوان روحی خاص برای پرورش انسانی که شخصیت او می‌تواند مبادی تفکر یک ملت باشد، ایشان را تحت تأثیر قرار داده است. ایشان در ذیل قرآن و سیره‌ی رسول خدا و ائمه‌ی هدی(ع) می‌توانند مبادی علمی و فعلی مسلمانان باشند. اگر به شخصیت حضرت امام توجه کنید ایشان مثل یک عالم اخلاق نمی‌آیند توصیه کنند بلکه می‌آیند تا نگاه انسان را به عالم و آدم شکل دهند و این همان مبادی دادن به انسان‌ها است.
در رابطه با روح حضرت امام جهت القاء نور اسلام در مبادی جامعه، حضرت آیت الله جوادی«حفظه‌الله» می‌فرمودند: حضرت امام در درس فقه هم آن‌جایی که موضوعی با دو نظر مورد بررسی قرار می‌گرفت، یکی با نظر به اجتماع اسلامی و یکی با نظر به امور فردی، عمده‌ی نظرهای فقهی ایشان بر امور اجتماعی گرایش داشت تا امور فردی. مثلاً در فقه داریم اگر از اهل کتاب در جامعه اسلامی عمل خلافی مشاهده شد، آیا بر اساس قوانین اسلامی باید محاکمه شوند یا طبق احکام دین خودشان؟ عده‌ای از علماء نظر می‌دهند به هر دو شکل ممکن است ولی حضرت امام می‌فرمایند فقط باید طبق حکم اسلام محاکمه شوند. آیت الله جوادی«حفظه‌الله» می‌خواستند نتیجه بگیرند که امام از اول نظر به جهانی بودن اسلام داشتند و این که لازم است مبنای جهان بشری احکام اسلامی باشد. به همین جهت بنده عرض می‌کنم مواظب باشید شخصیت اشراقی امام به این‌که ایشان با ایجاد انقلاب اسلامی خواستند شکل نظام سیاسی کشور تغییر کند، محدود نشود و از این موضوع مهم غفلت شود که شخصیت حضرت امام می‌تواند آن چیزی باشد که هرکس آن را دلپذیر می‌داند «مَا یُحْسِنُه» و جزء مبادی خود قرار می‌دهد و با تحقق چنین مبادی و حقانیتی که این مبادی به همراه دارد، به بهترین تفکر برسد.