تربیت
Tarbiat.Org

سلوک ذیل شخصیت امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه)
اصغر طاهرزاده

راز توجه به مردم

شما ممکن است تعجب کنید چرا حضرت امام اینقدر به مردم بها می‌دهند؟ اگر موضوع را درست دنبال کنید متوجه می‌شوید که مردمِ مسلمان و شیعی وقتی در ذیل انقلاب اسلامی قرار گرفتند قلب‌شان محل تجلی انوار الهی می‌شود، برعکسِ قلب بنیانگذاران نهادهای بین المللی که محل تجلی نفس امّاره و القائات شیطان است. اگر بنده توانسته بودم مقدمات لازم را عرض کنم آن وقت متوجه جایگاه سخنان مقام معظم رهبری می‌شدید که چرا این‌همه بر حضور مردم در صحنه‌های انقلاب تأکید می‌کنند. کافی است ما زمانه را با نگاه الهی ببینیم، متأسفانه مواد مخدرِ سیاست‌زدگی نمی‌گذارد ما سخنان رهبری را در جایگاه الهی و اشراقی بنگریم، همین‌طور که ممکن است سخنان همدیگر را هم سیاسی بنگریم. اگر مبانی انقلاب را بشناسید و مبادی عقلی خود را از شخصیت حضرت امام اَخذ کنید ملاحظه می‌کنید رهبری عزیز بر اساس آن مبانی سخن می‌گویند که از یک طرف به نهادهای بین المللی هیچ اعتمادی نیست و از طرف دیگر جایگاه خاصی برای مردم قائل اند.
نگاه اشراقی جایی برای نهادهایی که خاستگاهشان نفس اماره است قائل نیست، اگر صحبت‌های حضرت امام را از اول تا آخر در رابطه با سازمان ملل و حقوق بشر ملاحظه کنید می‌بینید سراسر آن‌ها یک نوع بی‌اعتنایی کامل به آن نهادها است. البته این بی‌اعتنایی کامل غیر از این است که ما از نظر دیپلماسی وظیفه داریم برویم حرف‌هایمان را از آن تریبون‌ها بزنیم. اولین بار که آقای دکتر ولایتی به عنوان وزیر امور خارجه به سازمان ملل رفتند بعضی‌ها به ایشان اشکال کردند که آقا چرا از پایگاه استکبار استفاده می‌کنید، فرمودند: ما از این تریبون‌ها برای این که سخن خودمان را بگوئیم استفاده می‌کنیم. درست است که این تریبون‌ها ساخته شده است تا سخن صهیونیست‌ها از آن‌ها اظهار شود ولی ما باید در آن‌ها تصرف کنیم، امروزه فقط نظام اسلامی است که با زرنگی کامل، ماوراء روح بین المللی، می‌تواند در آن‌ تریبون‌ها تصرف کند و سخن خود را اظهار نماید. این هم به جهت این است که حضرت صاحب الامر که صاحب کل هستی است در پشت این نظام اسلامی‌اند.
وقتی رسیدید به این‌که در نگاه اشراقی، خاستگاه نهادهای بین‌المللی بر مبنای وَهم گذاشته شده و به حقیقت ملکوتی انسان‌ها نظر ندارد، ارزش و اعتبار آن‌ها همچون دود به هوا می‌رود و راه‌کار جایگزین‌کردن چیزی به جای آن نهادها بر قلب شما می‌گذرد و نظر به «مردم» ظهور می‌کند. متأسفانه هنوز موضوعِ رجوع به مردم به عنوان یک حقیقت اشراقی در بین ما پذیرفته نشده است، ولی امام معتقد‌ند خداوند قلب مردم را در اختیار دارد. بنابراین اگر ما خارج از نگاه سودانگارانه با نگاهی که خداوند این قلب‌ها را محل الطاف خودش قرار داده، به مردم نگاه کنیم انقلاب اسلامی مسیر خود را به سرعت طی می‌کند و همواره نوری بر نور آن افزوده می‌گردد. یکی از برادران بسیجی خدمت حضرت امام گزارش داده بود که رفته بودند خانه‌ای را که در آن مشروب می‌سازند تفتیش کنند، بعد از آن‌که کارشان تمام می‌شود می‌بینند که سگ آن خانه نمی‌گذارد به طرف درِ خروجی خانه بروند، آن‌ها را مجبور می‌کند بروند داخل زیر زمین، وقتی وارد زیر زمین می‌شوند ملاحظه می‌کنند به واقع یک اسلحه‌خانه است و یک تیم بسیار قوی برای این که یک کشت و کشتار گسترده‌ای در کشور راه بیندازند آن را مجهز کرده‌اند و بالاخره آن تیم لو می‌روند. حضرت امام در سخنرانی‌شان فرمودند: آن سگ مأمور بود که نگذارد ما ضربه بخوریم.(85) این را عرض کردم تا ملاحظه فرمائید با این که حضرت امام خودشان اشراقشان را که همان انقلاب اسلامی است، می‌شناسند ولی با این خبر متوجه جلوه‌ای از نور اشراقی خود در آن صحنه می‌شوند که چگونه آن بسیجیان مظهر ظهور آن مدد الهی شدند. و معنی «المؤمن مرآت المؤمن» به همین صورت است. در عالم شهود و اشراق هر چه شواهد بیشتر باشد انسان بیشتر مطمئن می‌شود که حضرت حق نظرِ رحمت به انسان دارد، تا آنجایی که در خبر داریم در کربلا امام حسین(ع)وقتی به بعضی از افراد نفرین می‌کنند و تأثیر آن را در همان لحظه می‌یابند، آن را شاهد بر حقانیت مسیر می‌گیرند و امیدوار می‌شوند. امام حسین(ع)دستور دادند در گودالِ پشت لشكرگاه آتش افروختند تا فقط از یك سو با دشمن بجنگند. سواره‌ای از سپاه عمر سعد به نام «ابن ابی جویریه» چون نگاهش به آتش‌های برافروخته افتاد، ندا داد: ای حسین و ای یاران حسین! بشارتتان باد به آتش، در دنیا به سوی آتش شتاب كردید. امام پرسیدند این مرد كیست. گفتند ابن ابی جویریه است و امام او را چنین نفرین كرد: خدایا در دنیا عذاب آتش را به او بچشان. چنین نقل شده كه اسب او رمید و او را در آن آتش افكند و سوخت. مرد دیگری از سپاه عمر سعد به نام «محمد بن اشعث» بیرون آمد و گفت: ای حسین پسر فاطمه! تو نسبت به پیامبرِ خدا چه حرمتی داری كه دیگران ندارند؟ امام فرمود: این مرد كیست؟ گفتند او محمد بن اشعث است و امام دست به آسمان بردند و عرض داشتند: خدایا! امروز، ذلت و خواری را به محمد بن اشعث نشان بده، ذلتی كه پس از امروز هرگز روی عزت نبیند. چنین نقل شده كه ابن اشعث نیاز به قضای حاجت پیدا كرد، از لشكرگاه بیرون آمد، عقربی او را گزید و در حالی كه عورت او آشكار بود از دنیا رفت. عبدالله بن حوزه تمیمی ازسپاه عمر سعد با صدای بلند داد می‏زد و می‏پرسید: حسین در میان شماست؟ «أفیكم حسین؟» كسی به او جواب نمی‏داد و او باز هم تكرار می‏كرد تا در مرتبه‌ی سوم كه تكرار كرد یكی از یاران امام حسین(ع)در حالی كه به امام اشاره می‏كرد گفت: حسین این است چه می‌خواهی؟ با كمال پرروئی و بی‌ادبی جسارت كرد و گفت: یا حسین! تو را به آتش دوزخ مژده باد! امام(ع)در پاسخ او فرمود: تو دروغ می‏گویی، من بر خدای آمرزنده‌ی كریم و شفاعت‏پذیر كه امرش مطاع است وارد می‏شوم، تو كیستی؟ گفت من پسر حوزه‌ام. پس از آن‌كه خودش را معرفی كرد، امام(ع)دست‌هایشان را به سوی آسمان بلند نمودند، به اندازه‏ای كه سفیدی زیر بغل‌شان ظاهر شد و او را به تناسب اسمش نفرین كردند و فرمودند: «اللَّهُمَّ حُزْهُ‏ إِلَی‏ النَّار»(86) خداوندا! او را به جانب آتش بكش. پسر حوزه كه نفرین امام را شنید خشمگین شد، تازیانه‏ای بر اسب خود زد تا از نهری كه جلویش بود بپرد و به امام حمله كند، با پریدن اسب از پشت زین افتاد و یكی از پاهایش در ركاب گیر كرد، اسب رم كرد و او را به این‌طرف و آن‌طرف زد، پایش از چند جا شكست و جدا شد و هنوز پای دیگرش در ركاب آویزان بود، اسب بدن نیمه جانش را بر هر سنگ و بوته‏ای می‌زد تا بالاخره اسب به سوی خندقی كه در آن آتش افروخته بودند دوید و بدن تكه‌تكه‏اش را در آتش انداخت و بدین‌وسیله قبل از آتش آخرت، به آتش دنیا نیز گرفتار گردید. و دعای امام مستجاب گردید.
حضرت سید الشهداء(ع)شکر نمودند که خداوند چقدر زود دعایشان را مستجاب کردند. حضرت در نگاه اشراقی خود به بهترین شکل حقانیت خود را در این صحنه‌ها دیدند، چون انوار اشراقی گاهی شدید است و گاهی اَشدّ و حضرت ملاحظه کردند که حضرت حق به شدیدترین وجه نظر به نهضت کربلا دارد و با انعکاس صحنه‌های مختلف عزم حضرت از شدید به اَشدّ سیر می‌کند و می‌فرمایند این همان وعده است که خداوند به رسولش داده. چون در اشراق، حقیقت به حالت وجودی ظهور می‌کند و نه به حالت ماهیتی، مثل موبایل نیست که انسان از طرف بپرسد صبح چی خوردی، در نگاه اشراقی نوع صبحانه مشخص نیست ولی طرف می‌فهمد فرزندش سیر است و لذا برای این که این اشراق جوانبش ظاهر شود باید به صورت‌های مختلف انعکاس یابد.
عرض ما به این جا ختم شد که: جنس نگاه اشراقی به عالَم آن است که صاحب آن نگاه به نهادهای معمولِ دنیای ظلمانی هیچ توجهی ندارد و به آن‌ها امیدی نمی‌بندد، او به مردم رجوع می‌کند و به همین جهت جز تشکیل بسیجِ مردمی در منظرش نمی‌آید. در سایر امور نیز از کارهای سطحی و از مشهورات بی‌پایه و اعتباریات خالی از نفس الأمر پرهیز دارد. و یکی از عوامل رسیدن به وحدت حقیقی و تفاهم، توجه به این امر است در ذیل شخصیت حضرت امام(ره).
خداوندا! به حقیقت آن نوری که شهداء را به سیر صحیح راهنمایی کردی ما را از هدایت‌های قدسی خودت محروم مگردان.
«والسلام علیكم و رحمةالله و بركاته»