تربیت
Tarbiat.Org

مبانی نظری و عملی حبّ اهل‌البیت(ع)
اصغر طاهرزاده

عدم تفکیک دینداری از محبّت به اهل‌البیت(ع)

در موضوع رسیدن به محبّت اهل البیت(ع) و روبرو شدن با ثمره‌های غیر قابل توصیف آن، در ابتدا ممكن است انسان با شك به آن نگاه كند، و گمان کند دینداری چیز دیگری است و مودّت و محبّت به اهل البیت(ع) چیز دیگر و از خود بپرسد چرا قرآن با تأکید می‌فرماید: ای پیامبر به مؤمنان بگو: اجر رسالت من چیزی نیست جز مودّت فی‌القربی و باز تأکید می‌کند؛ ای انسان‌ها این مودّت برای خود شماست و كسی را كه می‌خواهد به سوی خدا راهی پیدا كند، به سوی آن مقصد راه می‌برد. در ابتدا ممکن است انسان موضوع دینداری و محبّت به اهل‌البیت(ع) را دو موضوع جدا از هم بگیرد، ولی اگر به قرآن اطمینان کند و با جدّیت تمام راه مودّت به خاندان پیامبر(ص) را دنبال نماید و در این راه حوصله و صبر لازم را به خرج دهد، احساس می‌کند پس از مدّتی وارد میدانی از دیانت می‌شود که تازه می‌فهمد معنی دین و دستورات آن یعنی چه، در آن حالت است که با تمام وجود خواهد گفت: «هَلِ الّدین اِلاَّ الْحُبّ» آیا دین جز حبّ معنی می‌دهد، آن هم حُبّ به انسان‌های کامل؟ و یقین می‌کند هیچ راهی برای دینداری واقعی جز ولایت اهل‌البیت(ع) وجود ندارد. با توجه به چنین بصیرتی است که در زیارت آن‌ها ندا سر می‌دهی: «السَّلامُ عَلَى الدُّعَاةِ إِلَى اللَّهِ وَ الْأَدِلاءِ عَلَى مَرْضَاةِ اللَّهِ ...»؛(177) سلام بر شما که مردم را به سوی خداوند می‌خوانید و به سوی رضایت الهی راهنمایی می‌کنید.
در راستای آن که انسان از طریق محبّت به اهل البیت(ع) بصیر می‌شود و متوجه ذوات مقدسی می‌گردد که عین هدایت به سوی حقیقت‌اند حضرت باقر(ع) می‌فرمایند: «عَلِیٌّ هُوَ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِیم‏»؛(178) على(ع) به خودی خود همان صراط مستقیم است یا حضرت امام سجاد(ع) می‌فرمایند: «نَحْنُ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِیمُ»؛(179) مائیم صراط مستقیم و از طریق آن‌ها صورت متعینِ مسیر رسیدن به پروردگار را مشاهده می‌کنی و در راستای محبّت به آن‌ها و اتحادی که پیرو آن پدید می‌آید، تکویناً خود را در مسیر حرکت به سوی حضرت ربّ قرار می‌دهی و جان خود را در عالَمِ سیر الی الله وارد می‌کنی و تشیع خود را از تشریع به سوی تکوین جلو می‌بری. در روایت داریم که مفضّل از حضرت صادق(ع) در رابطه با «صراط» سؤال کرد، حضرت فرمودند «هُوَ الطَّرِیقُ إِلَى مَعْرِفَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُمَا صِرَاطَانِ، صِرَاطٌ فِی الدُّنْیَا وَ صِرَاطٌ فِی الْآخِرَةِ وَ أَمَّا الصِّرَاطُ الَّذِی فِی الدُّنْیَا فَهُوَ الْإِمَامُ الْمُفْتَرَضُ الطَّاعَةِ مَنْ عَرَفَهُ فِی الدُّنْیَا وَ اقْتَدَى بِهُدَاهُ مَرَّ عَلَى الصِّرَاطِ الَّذِی هُوَ جِسْرُ جَهَنَّمَ فِی الْآخِرَةِ وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ فِی الدُّنْیَا زَلَّتْ قَدَمُهُ عَنِ الصِّرَاطِ فِی الْآخِرَةِ فَتَرَدَّى فِی نَارِ جَهَنَّم‏»(180) «صراط» راهى به سوى شناختن خداى بزرگ است، و صراط دوگونه است: یکی صراطِ در این دنیا، و دیگری صراط در قیامت. اما صراط در دنیا امامی مى‏باشد كه فرمانبردارى از او واجب است، هركس در دنیا او را شناخت و رهنمودهاى او را به‌كار بست، در آخرت از صراط، كه پلى است به روى جهنّم خواهد گذشت و هركس در این جا امام خود را نشناخت، هنگام گذشتن از صراطِ آخرت گامش خواهد لغزید و در آتش دوزخ خواهد افتاد.
با رسیدن به محبّت اهل‌البیت(ع) «دین» برای انسان به صورت حقیقتی جلوه می‌کند که تجسم عینی آن‌ امامان معصوم(ع) هستند، دیگر شریعت الهی برای انسان در حدّ تشریع و اعتبار باقی نمی‌ماند بلکه انسان متوجه حقیقت تکوینی آن می‌گردد.
عرض شد محبّت به امامان معصوم(ع) جهت‌دادن محبّت است و محبّت به لیوان ضایع‌كردن محبّت است، و عرض شد خداوند اراده کرده است تا افرادی را در طهارتِ تكوینی بپروراند تا انسان بتواند از طریق طهارتِ آن‌ها به طهارت و پاکی معنوی برسد و برای طی چنین مسیری محبّت آن‌ها را توصیه فرمود و از این طریق شرایط کمال انسانی را تماماً فراهم کرد و اگر کسی در این مسیر قدم بگذارد به بابرکت‌ترین راهِ ممکن قدم گذاشته است و به‌واقع این یک هدف ایده‌آل و خیالی نیست كه انسان فقط آرزویش را داشته باشد، بلکه یك راه شدنی است و بركاتش هم فوق‌العاده است و قرآن و پیامبر(ص) هم به همین جهت بر آن بسیار تأكید كرده‌اند.