تربیت
Tarbiat.Org

مبانی نظری و عملی حبّ اهل‌البیت(ع)
اصغر طاهرزاده

زیباترین اطاعت

کسی که حبّ اهل البیت(ع) را هدف محبّت خود قرار داد و از طریق تزکیه‌ی لازم به این مرحله رسید و مقدمات آن محبّت را با رفع حجاب‌ها در خود ایجاد کرد، برایش آنچه را باید از درون خود به مشاهده بنشیند پیش می‌آید. مگر نه این‌که مُحبّ، عاشق چیزی است که در جان محبوبش هست؟ و مگر نه این‌که با تمام وجود به دنبال آن چیزی است که ببیند محبوب‌اش می‌خواهد؟ این همان زیباترین اطاعتی است که با مودّت و محبّت اهل البیت(ع) واقع می‌شود.
در جان امامان معصوم(ع) جز توجه به حق و عبودیت او چیز دیگری نیست و در مقام «الْمُطِیعُونَ لِلَّهِ، الْقَوَّامُونَ بِأَمْرِهِ، الْعَامِلُونَ بِإِرَادَتِهِ»؛(135) هستند، در مقام اطاعت محض خداوند و بر پایدارندگان امر او و عمل‌کننده به خواست اویند، با مودّتی که به چنین انسان‌هایی پیش می‌آید، آن عبودیتِ ناب برای محبّ هم حاصل خواهد شد. به این صورت که انسان با نزدیکی به عبودیتِ امامان معصوم(ع) از طریق مودّت به آن‌ها به عبودیت حق می‌رسد و به خداوند خواهد گفت: «وَاجْعَلْ صَلاتَنَا بِهِ مَقْبُولَه» خدایا! به نور عبودیت حضرت صاحب‌الامر(عج) نماز ما را مقبول خود قرار ده، چون روح محبّ با محبوب یک نوع هم‌سنخی پیدا کرده و با قبول عبادات امام معصوم(ع) عبادات مُحبّین به او هم مورد قبول قرار می‌گیرد و در سیر الی‌اللّهی که محبوب دارد وارد می‌شود و خواهد گفت:
من خس بی سر و پایم که به سیل افتادم

او که می‌رفت مرا هم به دل دریا برد

وقتی غفلت نکرده باشیم که معصومین(ع) هیچ خودی برای خود ندارد، بلکه عبودیت محض‌اند، با مودّت به آن‌ها، در عین این‌که آن‌ها در مقام جانان ما قرار می‌گیرند و جانِ جانِ ما می‌شوند عملاً حقِّ جان خودمان را هم اداء کرده‌ایم، جانی که در فطرت و سرنوشت خود مُهر توحید و خدا پرستی بر آن خورده(136) در این راستا است که تمام محبّت ما به صورت عملی به حق می‌افتد، زیرا نظر جان خود را به کسانی انداخته‌ایم که عین بندگی حق و آینه‌ی تمام‌نمای حق هستند، درنتیجه محبّت به آن‌ها ما را به حق و محبّت به حق و اطاعت از حق می‌کشاند، اطاعت از حقّی که از منظر محبّت به امامان معصوم(ع) واقع می‌شود.
حال ملاحظه فرمائید این نوع مودّت کار انسان را تا کجاها جلو می‌برد و چرا از خدا می‌خواهی: «وَ اجْعَلْ صَلاتَنَا بِهِ مَقْبُولَةً»؛ خدایا! با توجهی که به آن امام داری و از منظر توجه به او، نماز ما را قبول بفرما. این دعا مربوط به قسمت آخر دعای ندبه است. در آن دعا بعد از آن که متوجه مقام امامان معصوم(ع) می‌شوی و موضوع مودّت آن‌ها را متذکر می‌گردی، به مقام حضرت صاحب‌الامر(عج) نظر می‌کنی و چنین تقاضایی را مطرح می‌نمایی. در ابتدای دعای ندبه به سنت خدا در پروراندن پیامبران«صلوات‌الله‌علی‌نبینا‌و‌علیهم» نظر می‌کنی، بعد توجه جانِ خود را به آخرین پیامبر خدا حضرت محمد(ص) می‌اندازی و بعد وارد توجه قلبی به حضرت علی(ع) می‌گردی و اوصیاء پیامبر(ع) را از نظر می‌گذرانی و در انتها، پس از نظر به حضرت امام زمان(عج) و شعله‌ورکردن شیفتگی خود به آن حضرت، تقاضاهایت را مطرح می‌کنی و زندگی عبادی خود را وصل به وجود مقدس آن حضرت می‌نمایی، و از خدا تقاضا می‌کنی: «وَاجْعَل... ذُنُوبَنَا بِهِ مَغْفُورَةً وَ دُعَاءَنَا بِهِ مُسْتَجَابا»؛ و به نور عصمت امام زمان(عج) که محبوب جان ما است، گناهانمان را ببخش- چون در عالم عصمت هر گناهی محو می‌شود- و دعاهای‌مان را مستجاب کن - چون در مقام عصمت، حجاب و غفلتی نیست که مانع استجابت دعا شود-
با مودّت به امامان معصوم(ع) یک نحو اتحادی با جان آن‌ها در روح و روان ما واقع می‌شود و انسان خود را در نفس امام معصوم پیدا می‌کند. به طوری‌که حضرت علی(ع) می‌فرمایند: «مَنْ اَحَبَّنَا فِی اللّهِ حُشِرَ مَعَنَا»؛(137) هرکس برای خدا ما را دوست بدارد با ما محشور می‌شود. گفت:
آب کوزه چون در آب جو شود

محو در وی گردد و او جو شود

درست است که این راه علاوه بر آن‌که طول می‌کشد زحمت هم دارد، ولی اگر به نتیجه‌ی فوق‌العاده‌ی آن توجه فرمایید به‌راحتی به سختی‌های راه تن می‌دهید. گفت:
رنج راحت شد چو شد مطلب بزرگ

گَردِ گله توتیای چشم گرگ

آیا این بهای کمی است که همه‌ی ابعاد وجودی ما تحت تأثیر امامان معصومی قرار بگیرد که سراسر وجود مقدسشان عبودیت و محبّت به حق است؟ آیا نزدیک‌شدن به قلّه‌های نهایی انسانیت که همه‌ی وجودشان مُذَکّر حق است و حق را در وجود خود به نمایش گذاشته‌اند، چیز کمی است که به راحتی از آن بگذریم و بخواهیم ساده به دست آید؟
هر که مانَدْ زین قیامت بی‌خبر

تا قیامت وای او، ای وای او

هر که ناگه از چنان مَه دور ماند

ای خدایا! چون بُوَد شب‌های او

خیمه در خیمه، طناب اندر طناب

پیش شاه عشق و لشکرهای او

خیمه‌ی جان را ستون از نورِ پاک

نور پاک از تابش سیمای او

عشقْ شیر و عاشقان اطفال شیر

در میان پنجه‌ی صدتای او

در کدامین پرده پنهان بود عشق

کس نداند، کس نبیند جای او

عشق، چون خورشید ناگه سر کند

برشود تا آسمان غوغای او(138)

ائمه‌ی معصومین(ع) ـ که مودّت به آن‌ها به ما توصیه شده است ـ همه و همه هدیه‌ی حق‌ به بشریت‌اند و نهایتِ کمالِ بالفعل انسان‌ها هستند، خودشان به جهت دلسوزی و لطفی که دارند با انواع روش‌ها ما را دعوت می‌کنند که بیایید تا از طریق ما آنچه باید بشوید، بشوید. اصبغ بن نباته می‌گوید: « كُنْتُ جَالِساً عِنْدَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ(ع) فَجَاءَ ابْنُ الْكَوَّاءِ فَقَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ «مَنِ الْبُیُوتُ» فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- «وَ لَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى‏ وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوابِها»(139) قَالَ عَلِیٌّ(ع) نَحْنُ الْبُیُوتُ الَّتِی أَمَرَ اللَّهُ بِهَا أَنْ تُؤْتَى مِنْ أَبْوَابِهَا، نَحْنُ بَابُ اللَّهِ وَ بُیُوتُهُ الَّتِی یُؤْتَى مِنْهُ فَمَنْ تَابَعَنَا وَ أَقَرَّ بِوَلَایَتِنَا فَقَدْ أَتَى الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوابِها وَ مَنْ خَالَفَنَا وَ فَضَّلَ عَلَیْنَا غَیْرَنَا فَقَدْ أَتَى الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِها-فَقَالَ: یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ! «وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ یَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِیماهُمْ»(140) فَقَالَ عَلِیٌّ(ع): «نَحْنُ أَصْحَابُ الْأَعْرَافِ نَعْرِفُ أَنْصَارَنَا بِسِیمَاهُمْ وَ نَحْنُ الْأَعْرَافُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ بَیْنَ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ وَ لَا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ عَرَفَنَا وَ عَرَفْنَاهُ وَ لَا یَدْخُلُ النَّارَ إِلَّا مَنْ أَنْكَرَنَا وَ أَنْكَرْنَاهُ وَ ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَوْ شَاءَ عَرَّفَ لِلنَّاسِ نَفْسَهُ حَتَّى یَعْرِفُوهُ وَحْدَهُ وَ یَأْتُوهُ مِنْ بَابِهِ وَ لَكِنَّهُ جَعَلَنَا أَبْوَابَهُ وَ صِرَاطَهُ وَ بَابَهُ الَّذِی یُؤْتَى مِنْهُ فَقَالَ فِیمَنْ عَدَلَ عَنْ وَلَایَتِنَا وَ فَضَّلَ عَلَیْنَا غَیْرَنَا فَإِنَّهُمْ عَنِ الصِّراطِ لَناكِبُون‏»؛(141) خدمت حضرت امیر(ع) نشسته بودم كه ابن كوّاء آمد و گفت: اى امیرالمؤمنین، منظور خداوند عزّوجلّ از «بیوت» در آیه‌ی «وَ لَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى‏ وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوابِها»(142) كیست؟. فرمود: ما آن بیوتى هستیم كه خداوند امر فرموده كه از درهاى آن‌ها وارد شوید، ما باب‌هاى خداوند و خانه‏هایى هستیم كه از ما وارد مى‏شوند، پس هركه با ما بیعت نموده و به ولایت ما اعتراف نماید بى‏شك از درهاى آن خانه وارد شده، و هركه با ما مخالفت نموده‏ و دیگرى را بر ما تفضیل دهد به آن خانه‏ها از پشت وارد شده است.
ابن كوّاء پرسید: اى امیرالمؤمنین تفسیر آیه‌ی «وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ یَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِیماهُمْ»(143) چیست؟
حضرت فرمودند: مائیم اصحاب أعراف، یاران خود را از سیمایشان مى‏شناسیم و در روز قیامت مائیم آن اعرافى كه میان بهشت و دوزخیم، و هیچ‌كس به بهشت وارد نشود جز آن‌كه ما را شناخته و ما نیز او را بشناسیم، و كسى به دوزخ نرود جز آن‌كه منكر ما بوده و ما نیز او را انكار كنیم، و اگر خداوند خواسته بود كه خود را به مردم تعریف كرده تا او را به یكتایى شناخته و از باب او در آیند همین كار را مى‏كرد، ولى پروردگار متعال ما را ابواب و صراط و سبیل خود و همان بابى كه از آن در آیند قرار داده است و در باره‌ی كسانى كه از ولایت ما سرباز زده و دیگرى را بر ما تفضیل دهند فرموده است كه اینان «عَنِ الصِّراطِ لَناكِبُونَ»(144) از راه راست منحرف شدند.
وقتی انسان متوجه شد اهل البیت(ع) راه‌های قرب الهی‌اند و عالی‌ترین نحوه‌ی بودنِ ما هستند و تمام جذبه‌ی دل باید به آن‌ها باشد، به راحتی دعوت آن‌ها را با جان و دل می‌پذیرد و احساس می‌کند شخصیت آن‌ها برای او همچون آب گوارایی است که جان تشنه از حقیقت را سیراب می‌کند و لذا حضرت صادق(ع) در رابطه با آیه‌ی 16 سوره‌ی جنّ که می‌فرماید: اگر مؤمنین بر طریق ایمان پایدار باشند ما آب گوارایی به آن‌ها می‌نوشانیم، می‌فرمایند: یعنی اگر بر ولایت علی(ع) پایدار باشند دل‌های آن‌ها را از آب ایمان شاداب می‌کنیم.(145) به همین منظور عرض می‌کنم: این‌ها لطف خدا به بشریت هستند و در این رابطه و با توجه به معرفت به مقام آن‌ها و مودّت به آن‌ها ذکر عظیم شما می‌شود: «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد»؛(146) در خبر داریم که ابی‌علقمه می‌گوید: «صَلَّى بِنَا رَسُولُ اللَّهِ(ص) الصُّبْحَ- ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَیْنَا فَقَالَ مَعَاشِرَ أَصْحَابِی - رَأَیْتُ الْبَارِحَةَ عَمِّی حَمْزَةَ بْنَ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ - وَ أَخِی جَعْفَرَ بْنَ أَبِی طَالِبٍ- وَ بَیْنَ أَیْدِیهِمَا طَبَقٌ مِنْ نَبِقٍ - فَأَكَلَا سَاعَةً فَتَحَوَّلَ إِلَیْهِمَا النَّبِقُ عِنَباً - فَأَكَلَا سَاعَةً فَتَحَوَّلَ الْعِنَبُ رُطَباً - فَدَنَوْتُ مِنْهُمَا فَقُلْتُ بِأَبِی أَنْتُمَا أَیُّ الْأَعْمَالِ أَفْضَلُ - فَقَالا وَجَدْنَا أَفْضَلَ الْأَعْمَالِ الصَّلَاةَ عَلَیْكَ - وَ سَقْیَ الْمَاءِ وَ حبّ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (ع)»؛(147) پیغمبر(ص) نماز بامداد را براى ما خواند، سپس به ما رو كرد و فرمود: اى همه‌ی گروه‌هاى اصحابم! شب گذشته عمویم حمزة ابن‌عبدالمطلب و برادرم جعفربن‌ابى‌طالب را در خواب دیدم و در پیش آن‌ها طبقى بود از میوه‌ی درخت سدر و ساعتى از آن خوردند، و آن میوه انگور شد و ساعتى از آن خوردند و آن انگور رطب شد و من نزدیك آن‌ها رفتم و گفتم: پدرم قربان شما كدام اعمال برتر است؟ گفتند ما برترین اعمال را صلوات بر تو و نوشاندن آب و دوستى على‌بن‌ابى‌طالب(ع) یافتیم.
التفات بفرمایید که توجه به مقام پیامبر و آل او(ع) چطور حبّ آن‌ها را در جان انسان نهادینه می‌کند که در قیامت یعنی در شرایطی که باطن‌ها ظاهر می‌شود، آنچنان کارساز است. ما در ذکر صلوات می‌گوییم خدایا! درود و صلوات خود را بر این خانواده نثار کن زیرا از طریق مودّت به آن‌ها درجاتی بس عظیم نصیب ما شد و از بیراهه‌رفتن نجات یافتیم.
حتی آن روایاتی که امامان معصوم می‌فرمایند: شیعیان ما از گِلی که خدا ما را آفریده، آفریده شده‌اند(148) یا می‌فرمایند شاخه‌هایی از شجره‌ی طوبی در منزل شیعیان ما است(149) می‌خواهند بگویند یک نوع هم‌سنخی و اُنس بین جان ما و شیعیان ما برقرار است، به این معنی که قلب شیعه می‌تواند وارد حیطه‌ی نوری اهل البیت(ع) شود و نسبت به حقیقت آن‌ها غریبه نیست.
بر اساس ارتباط روحی که هرکس با امام خود دارد به ما دستور می‌دهند مثلاً وقتی به زیارت حضرت ثامن الحجج(ع) در مشهد مقدس می‌روید به نیابت امام زمان(عج) آن حضرت را زیارت کنید، به این معنی که از منظر قلب مبارک امام زمان(عج) به زیارت حضرت ثامن الائمه(ع) بروید. زیرا وقتی مودّت آن‌ها را پیدا کردیم از آن‌جایی که یک نوع هم‌سنخی بین مُحبّ و محبوب برقرار می‌شود، می‌توانیم وارد حیطه و منظر امام گردیم تا آن حدّی که به نیابت حضرت صاحب‌الزمان(عج) به زیارت برویم و یا حج به جا بیاوریم تا هم‌سنخی شدت یابد و نیز عمل به صورت کامل‌تری انجام گیرد و با جان جانتان که امام معصوم است در میدان عبادت وارد شوید و نه با خودتان. همان‌طور که اگر قرآن را از منظر امام معصوم بخوانید چیز دیگری است و برکات خاص خود را دارد. همه‌ی این دستورات بعد از محبّت و مودّت عملی خواهد شد و معنی خاص خود را پیدا می‌کند.