تربیت
Tarbiat.Org

مبانی نظری و عملی حبّ اهل‌البیت(ع)
اصغر طاهرزاده

اتحاد مقام عشق و مقام عصمت

بر اساس نکات فوق است که بزرگان می‌فرمایند: «در مقام عشق و محبّت، جای چون و چرا نیست، صفت عاشق این است که به محبّوبش نمی‌گوید چرا چنین کردی؟ و چرا چنان نکردی؟ چون او را عین خود می‌داند و در میل او مستغرق است». محبوب حقیقی طوری است که مُحبّ میل او را میل اصلی خود می‌داند، به طوری که در برابر او از خود میلی ندارد که احساس دوگانگی کند و نظر به میل خود داشته باشد. در نظر به محبوب میلی برای محبّ نمی‌ماند.
وقتی امامان معصوم(ع) نهایتِ خواستن ما باشند و در عمق جان خود آن‌ها را تصدیق کردیم ناخودآگاه هر چه می‌گویند همان چیزی است که ما می‌خواهیم، چون زبان حال محبّ به محبوب آن است که همه‌ی ابعاد وجودی تو آن چیزی است که من می‌خواهم. از این‌رو هرگز پیش نمی‌آید که در عشق حقیقی عاشق به محبوبش بگوید چرا چنین کردی و چرا چنین گفتی؟ عین این نوع دلدادگی و یگانه‌شدن در نسبت بین انسان و امام معصوم واقع می‌شود.
هم در مقام عشق و محبّت، جای چون و چراکردن نیست و هم در مقام رویارویی با انسان‌های معصوم، در هر دو حال چرا چنین کردی و چرا چنین گفتی معنی ندارد، چون انسان‌های معصوم جز آنچه صحیح و حق است انجام نمی‌دهند. پس در واقع مقام اعتقاد به امام معصوم و مقام عشق به هم می‌رسند، به این معنی که تنها با ارتباط با مقام انسان معصوم است که می‌توان آن عشق حقیقی را به دست آورد. اگر انسان بخواهد به عشق حقیقی دست یابد باید محبوب خود را انسان‌های معصوم قرار دهد تا دیگر هیچ دغدغه‌ای جز عشق‌ورزیدن و آزادشدن چون و چرا، برای او پیش نیاید و این اوج آرامش و توکل و اطمینان خاطر است تا دیگر معنی نداشته باشد به امام(ع) بگویی چرا چنین کردی و چرا چنین گفتی.