تربیت
Tarbiat.Org

مبانی نظری و عملی حبّ اهل‌البیت(ع)
اصغر طاهرزاده

امامان معصوم(ع)؛ آینه‌ی محبّت به خدا

با توجه به آیاتی که بحث شد می‌توان نتیجه گرفت، اگر خدا تمام محبّت خود را به اهل البیت(ع) نداده بود هرگز به ما نمی‌گفت نتیجه‌ی دینداری شما باید مودّت به آن خانواده باشد، این نشان می‌دهد که آن‌ها از یک طرف در جان خود در سوز و گدازِ مودّت به حق‌اند و از طرف دیگر سیره و سنت آن‌ها برای دیگران نمایش و راه و رسم محبّت به حق می‌باشد و از طریق محبّت به آن ها به عالَمی وارد می‌شویم که عالَم قرب به خداوند است. به همین جهت است که تأکید می‌کنم مودّت به مقامات معصوم(ع) اولاً: به دست آوردن مودّت حقیقی و جهت‌دادن به آن مودّت است. ثانیاً: مودّت به آن‌ها عین مودّت به حق است و چیزی جز مودّت و تقرب به حق در میان نمی‌ماند، چون آن‌ها چیزی از خود ندارند جز آن‌که ‌«وَ التَّامِّینَ فِی مَحبّةِ اللَّهِ»؛(116) هستند و در آینه‌ی وجود آن ها اوج محبّت به خدا را می‌توان دید و شناخت و دنبال کرد. اگر خداوند تماماً مودّتش را به این‌ها نداده بود هرگز به ما نمی‌فرمود اوج دینداری را با محبّت به این خانواده به دست آورید.
گاهی خدا به من و شما لطفی می‌کند و حبّ خودش را به ما می‌دهد ولی هر کمالی از یک طرف صورت تامّ و کاملی دارد و از طرف دیگر صورت‌های نازله، که آن صورت نازله به تبع صورت تامّ و کامل معنی می‌یابند، مثل نَم و رطوبت که صورت نازله‌ی آب است، پارچه‌ای که رطوبت دارد بهره‌ای از آب دارد ولی صورت تامّه‌ی آب نیست، صورت نازله‌ی آن است. از آن‌جایی که هر نازله‌ای دارای ذاتی است که آن ذات در جای خود کامل و تمام است، خداوند محبّت تامّ به خود را به اهل البیت(ع) داده و به ما می‌گوید با محبّت به آن‌ها، مسیر قرب به خدا را برای خود مدیریت کنید و خود را از بی‌ثمری برهانید، زیرا از یک طرف زندگی بی‌مودّت و محبّت بی‌ثمر است، از طرف دیگر مودّت به هرکس و هرچیز هم نتیجه‌بخش نیست.
در راستای این‌که زندگی غیر دینی بی‌ثمر و پوچ است و باید زندگی را به سوی حبّ اهل‌البیت(ع) سوق داد از حضرت کاظم(ع) داریم که: «لَمَّا قَضَى رَسُولُ اللَّهِ (ص) مَنَاسِكَهُ مِنْ حَجَّةِ الْوَدَاعِ رَكِبَ رَاحِلَتَهُ وَ أَنْشَأَ یَقُولُ لَا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كَانَ مُسْلِماً فَقَامَ إِلَیْهِ أَبُوذَرِّ الْغِفَارِیُّ«رَحِمَةاللَّهُ» فَقَالَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ! وَ مَا الْإِسْلَامُ فَقَالَ(ص) الْإِسْلَامُ عُرْیَانٌ وَ لِبَاسُهُ التَّقْوَى وَ زِینَتُهُ الْحَیَاءُ وَ مِلَاكُهُ الْوَرَعُ وَ كَمَالُهُ الدِّینُ وَ ثَمَرَتُهُ الْعَمَلُ وَ لِكُلِّ شَیْ‏ءٍ أَسَاسٌ وَ أَسَاسُ الْإِسْلَامِ حبّنَا أَهْلَ الْبَیْت»؛(117) رسول خدا(ص) بعد از پایان مراسم حج در حجةالوداع، بر مركبش سوار شده و ‌فرمود: به بهشت نمی‌رود مگر مسلمان. ابوذر از جا برخاسته و عرض كرد اى رسول خدا! اسلام چیست؟ حضرت فرمودند؛ اسلام برهنه است و پوشش آن تقوى، و زیورش حیاء، و قوام و هستى آن پارسائى، و كمالش دین و بهره‏اش عمل است، و هر چیزى را بنیادی است و بنیاد اسلام دوستى خاندان ماست.
حضرت رسول اکرم(ص) اساس اسلام را حبّ اهل‌البیت(ع) معرفی می‌کنند، چون این نکته را به خوبی احساس کرده‌اید که زندگی بدون محبّت و مودّت زندگی پوچ و بی‌ثمری است، همچنان که محبّت به چیزی که ارزش محبّت‌ورزیدن ندارد، سراسر همراه با زحمت و رنج است و چون اسلام آمده است که زندگی‌ها را از پوچی و رنج‌ها نجات دهد ما را متوجه محبّت به اهل‌البیت(ع) می‌کند.