تربیت
Tarbiat.Org

مبانی نظری و عملی حبّ اهل‌البیت(ع)
اصغر طاهرزاده

اگر دوست داشتن در انسان بمیرد

مودّت و دوست‌داشتن را در جان ما گذاشتند تا محبوب‌مان را پیدا کنیم و به ثمره‌ای متعالی برسیم، در این راستا اولین ضرر بزرگ وقتی پیش می‌آید که با محبوب‌هایی به‌سر ببریم که کمالات مطلوب ما را در خود نداشته باشند و ما متوجه آن نباشیم و عملاً از ثمره‌ی فراوانِ به‌سربردن با محبوب واقعی محروم شویم. ضرر دومِ پیدانکردن محبوب واقعی، سرخوردگی در محبّت و مودّت است که آسیب‌های فراوانی به بار می‌آورد، زیرا در آن صورت دوست داشتن در انسان می‌میرد و وای اگر دوست داشتن در انسان بمیرد.
خداوند به انسان یک عقل منطقی و استدلالی داده است. این عقل باعث می‌شود که خدا را پیدا کند. اگر عقل را درست به کار ببرد به وجود خدا می‌رسد. ولی خدا علاوه بر عقل، یک دل هم به او داده است. همان که به ما عقل داد تا به وجود خدا پی ببریم، یک دل هم به ما داده است که بتوانیم به خدا عشق بورزیم. از آن طرف دل برای عشق‌ورزیدن نیاز دارد که صورت محبوب خود را در خیال خود متعین کند. تا آن محبت در حدّ مفهوم انتزاعی نماند و با توجه به صورتی که حکایت از او دارد دل را متوجه او نماید. ممکن است هنوز این سؤال برای عزیزان باشد که به چه دلیل عشق ورزیدن به خدا، واسطه می‌خواهد؟ در این مرحله از بحث ممکن است عواطف و احساسات با اصل موضوع مخلوط شود و آن‌طور که لازم است موضوع روشن نگردد و پایه‌های بحث محکم نگردد و اگر پایه‌ی این مباحث محکم نباشد، مسئله‌ای که فوق عقل است، به نام عشق و محبّت، تبدیل می‌شود به مسئله‌ای که دون عقل است یعنی احساسات، در آن صورت نه تنها نتایج لازمی را که می‌توان به دست آورد از دست می‌دهیم، بلکه ممکن است تحت عنوان محبّت به اهل البیت(ع) به آفاتی دچار شویم که درنتیجه‌ی آن، چیزی که باید وسیله‌ی صعود ما باشد عامل سقوط ما گردد.
عرض شد که ما یک عقل منطقی و استدلالی داریم که باید از آن در جایش استفاده کرد ولی نباید غفلت کنیم که خداوند استعداد دیگری هم در ما نهاده است، که آن فوق عقل استدلالی است، آری عقلِ استدلالی ادعایش زیاد است و فکر می‌کند برای همه‌ی زندگی ما کافی است ولی ما نباید غفلت کنیم که استعداد بالاتری هم داریم، به قول حافظ:
عقل‌می‌گفت‌که‌دل‌منزل و مأوای من است

عشق‌خندیدکه یا جای تو یا جای من است

عشق نمی‌خواهد عقل را نفی کند، بلکه متذکر می‌شود که همیشه تو نمی‌توانی میدان‌دار باشی. عقل اگر خواست همه میدان زندگی را بگیرد، عشق روشن می‌کند که نمی‌تواند و برای بعضی از مراحل کم می‌آورد. به قول حافظ:
عاقلان نقطه‌ی پرگار وجودند ولی

عشق داند که در این دایره سرگردانند

اگر انسان جای عشق را در زندگی باز نکند و اگر این عشقی که خداوند در جان انسان گذاشته به صحنه‌ی زندگی نیاورد، احساس کمبود می‌کند.