تربیت
Tarbiat.Org

رمضان دریچه رؤیت (سیر الی الله در سایه‌ی جوع، صوم و ماه رمضان)
اصغر طاهرزاده

عالی‌ترین نتیجه‌ی وَرع

بی‌تقوایی حالتی است که انسان را از حضور در محضر حق غافل می‌کند و موجب می‌گردد تا افراد نسبت به حرام الهی غفلت کنند و آن را به چیزی نگیرند. غفلت از حرام خدا همان عدم نگهبانی و تمرکزی است که باید در مقابل حضرت پروردگار داشته باشیم. وقتی به کسی می‌گوئید مشروب نخور، نگاه به نامحرم نکن و دروغ نگو، در واقع دارید او را از سر به هوایی به تمرکز و نگهبانی دعوت می‌کنید و می‌خواهید به او بفهمانید سر به هوایی خسارت زیادی به همراه دارد، کسی می‌فهمد سر به هوایی چه اندازه ضرر دارد که برکات ورع و تقوا را بفهمد. انسان‌هایی که به هر کاری دست می‌زنند ابتدا پذیرفته‌اند که نسبت به هیچ عملی و هیچ صفتی نباید تمرکز داشته باشند و خود را مواظبت کنند و به عبارت دیگر با سر به هوایی‌ها خود را وارد هلاکت کرده‌اند. پس می‌توان گفت: ورع یعنی دوری از عوامل غفلت نسبت به آنچه موجب هلاکت انسان و اجتماع می‌شود و باید نسبت به آن حساسیت نشان داد و متمرکز شد. اگر انسان نسبت به افکار و اعمال خود حساس شد می‌رسد به این که این حساسیت را به بهترین نحو مدیریت کند و آرام‌آرام به مرحله‌ی تقوا و ورع وارد می‌شود و قلب او طوری شکل می‌گیرد که متوجه حضور حق در عالم می‌گردد همین‌طور که اگر توانست خود را در محضر حق احساس کند مرتکب گناه نمی‌شود. پس از یک طرف نگهبانی نسبت به محرمات الهی قلب انسان را شایسته حضور در محضر حق می‌کند و از طرف دیگر احساس حضور حق، انسان را از انجام محرمات باز می‌دارد. با توجه به این امر می‌توان نتیجه گرفت با تمرکز و توجه نسبت به دوری از حرام الهی، آسان‌ترین راه جهت توجه به حضور در محضر حق را برای خود پدید آورده‌ایم و آنقدر نتیجه‌ی کار بزرگ است که وقتی به آن رسیدیم باورمان نمی‌شود با رعایت این دستورات این‌همه نتیجه حاصل ‌شود. مسلّم دستوالعمل رسول خدا(ص) به امیرالمؤمنین(ع) در رابطه با ورع از محارم الهی، نتیجه‌ای کم‌تر از احساس حضور در محضرش ندارد و دستورالعمل آیت الله بهجت(رض) که در ذیل شریعت محمدی(ص) می‌فرمایند: «گناه نکن» از همین جنس است، ظاهرش یک دستورالعمل ساده است ولی چون ریشه در تکوین عالم دارد، نتیجه‌اش قابل تصور نیست. چون انسان با رعایت آن دستورالعمل به بصیرتی می‌رسد که گناه را می‌شناسد و راه را از چاه تشخیص می‌دهد. دستورالعملی که رسول خدا(ص) و یا علمای بالله در ذیل شریعت محمدی(ص) می‌دهند، برای ما حکم استاد راهنمایی را دارد که به مقصدمان می‌رساند. کار استاد خیلی مهم است، زیرا او تصور ما را نسبت به اعمال دینی تصحیح می‌کند. شما هزار بار هم بگویید «لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّی كُنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ»(92) آن نتایجی که باید بگیرید نمی‌گیرید ولی اگر استادِ ره رفته‌ای شما را به عالَم این ذکر ببرد، هر چه این ذکر را بگویید نتیجه می‌گیرید. پس معلوم است از استاد خیلی کار برمی‌آید، حال استادی مثل آیت الله بهجت(رض) می‌فرمایند: «علم تو استاد تو است» زیرا می‌دانند که با تحقق انقلاب اسلامی و حضور شخصیت حضرت امام خمینی(رض) در منظر انسانها، شما در شرایطی هستید که اگر به آنچه می‌دانید عمل کنید، نوری جلوی شما گشوده می‌شود که قلبتان می‌تواند مسیر خود را پیدا کند، کافی است عزم ما گناه نکردن و دوری از اعمال شبهه‌ناک بشود و جمله‌ی پیامبر خدا(ص) به امیرالمومنین(ع) برای رسیدن به چنین ملکه‌ای است که با نگهبانی و تمرکز، از ورعِ خود محافظت نمایند. تا آدم وارد آن نوع نگهبانی و کنترل نشود نتیجه‌اش را نمی‌فهمد، تصوری که در ابتدا دارد با آن چه پیش می‌آید فرق می‌کند، دنیا برایش معنی دیگری پیدا می‌کند، به یک نوع حضور خاصی در محضر حق می‌رسد و توحید را درست می‌فهمد. این را ما از حرکات و گفتار بزرگان دین می‌توانیم بفهمیم که چگونه با دوری از حرام الهی و امور شبهه‌ناک در دنیای دیگری زندگی می‌کنند.