تربیت
Tarbiat.Org

رمضان دریچه رؤیت (سیر الی الله در سایه‌ی جوع، صوم و ماه رمضان)
اصغر طاهرزاده

وَرع؛ شالوده‌ی اسلام

رسول خدا(ص) در وصیت خود به علی(ع) می‌فرمایند: «یَا عَلِیُّ ثَلَاثَةٌ مَنْ لَقِیَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِنَّ فَهُوَ مِنْ أَفْضَلِ النَّاسِ مَنْ أَتَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِمَا افْتَرَضَ عَلَیْهِ فَهُوَ مِنْ أَعْبَدِ النَّاسِ وَ مَنْ وَرِعَ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ فَهُوَ مِنْ أَوْرَعِ النَّاسِ وَ مَنْ قَنِعَ بِمَا رَزَقَهُ اللَّهُ فَهُوَ مِنْ أَغْنَى النَّاسِ ثُمَّ قَالَ یَا عَلِیّ ثَلَاثٌ مَنْ لَمْ یَكُنَّ فِیهِ لَمْ یَتِمَّ عَمَلُهُ وَرَعٌ یَحْجُزُهُ عَنْ مَعَاصِی اللَّهِ وَ خُلُقٌ یُدَارِی بِهِ النَّاسَ وَ حِلْمٌ یَرُدُّ بِهِ جَهْلَ الْجَاهِلِ إِلَى أَنْ قَالَ یَا عَلِیّ الْإِسْلَامُ عُرْیَانٌ وَ لِبَاسُهُ الْحَیَاءُ وَ زِینَتُهُ الْعَفَافُ وَ مُرُوءَتُهُ الْعَمَلُ الصَّالِحُ وَ عِمَادُهُ الْوَرَع‏»(89) اى على! سه چیز است كه هر كه با آن‌ها خدا را ملاقات كند از بهترین مردم باشد: هركه انجام دهد آنچه را خدا بر او واجب كرده است از عابدترین مردم باشد، و هر كه از حرام‌هاى الهى پرهیزكند از با ورع ترین مردم باشد، و هركه قناعت و كفایت كند به آنچه خدا روزیش كرده است از بى‏نیازترین مردم باشد. سه چیز است كه هر كه دارا نباشد عملش تمام و كامل نمى‏شود: ورعى كه از معاصى الهى بازش دارد و خُلقى كه به آن با مردم مدارا کند و حلمى كه به آن جهلِ جاهل بر طرف شود، تا این‌كه فرمود: اى على! اسلام برهنه است و جامه‏اش حیا و شرم است و زیورش پاكدامنى است و مردانگی‌اش عمل صالح است و شالوده‏اش ورع است‏.
تفکر دینی همان تفکر و تمرکز بر روی حقایق است برای این که ملکه‌ی نگهبانی ما نسبت به نواهی الهی قوت بگیرد و آن نوع نگهبانی و تمرکز که از طریق ورع و توجه به حرامِ خدا در قلب انسان ایجاد می‌شود، به صحنه ‌آید و توحید انسان، توحیدی قلبی ‌شود که آن توحید شالوده و پایه‌ی همه‌ی اسلام است. وقتی دل متوجه حرام الهی شد دیگر برخورد انسان با موضوع فرق می‌کند و نحوه‌ی پرهیزکاری انسان از جنس سیر به سوی حقیقت است و ورع برای انسان منجر به رجوع الی الله می‌شود، چون وقتی دل مواظب حرام الهی بود آرام‌آرام راه می‌افتد و سیر انسان شروع می‌شود.
برای این‌که موضوع درست تصور شود عنایت داشته باشید که در رعایت حرام‌های خداوند یعنی ورع، نگهبانیِ عمیقِ همه جانبه‌ای در میان می‌آید که اصطلاحاً به آن «حواس جمعی» می‌گوئیم که در مقابل آن مشغله‌هایی است که در زندگی‌های روزمرّه برای روح و روان انسان‌ها پیدا می‌شود. بعد از رسیدن به این نوع حواس جمعی که با نظر به حکم خدا و نگهبانی از آن حکم، شروع می‌شود، مرحله‌ی بعدی یعنی نگهبانی از حکم خدا زیر نظر حضرت حق به میان می‌آید و این است آن وَرع حقیقی.
قهرمانان ورزشیِ دنیا آدم‌هایی هستند که در امور مربوط به رشته‌ی ورزشی خود فوق‌العاده تمرکز دارند و تا در رشته‌ی ورزشی خود وارد عالَم تمرکز نشوند قهرمان نمی‌شوند زیرا قهرمان‌شدن در یک رشته غیر از ورزشکار شدن است. قهرمانان در رشته‌ی خود نگهبانی خاصی دارند، آن‌ها بر روی یک فن و حرکتی خاص تمرکز می‌کنند و بعد بدنشان را برحسب آن شکل می‌دهند و تربیت می‌کنند تا آن حرکت به آن شکلِ خاص برایشان ملکه شود و بتوانند در هنگام مسابقه با رقیب، حرکاتشان مطابق ملکاتشان اجرا شود. مثلاً ابتدا بر روی حرکت خاصی که باید ماهیچه‌های خود را طبق آن تربیت کنند متمرکز می‌شوند، سپس طبق آن حرکت، بدن خود را به کار می‌گیرند و مدت‌ها براساس آن صورت ذهنی، بدن خود را به حرکت وا می‌دارند، بعد از مدتی شکل ماهیچه‌ها همان‌طور می‌شود که می‌خواستند، از این به بعد بدن آن‌ها را آن صورت ذهنیه می‌تواند مدیریت‌ کند. در مورد نگهبانیِ قلب جهت دوری از محرمات و آن چه شبهه‌ناک است، اگر انسان وارد این نوع از تمرکز شود می‌تواند قلب خود را شکل دهد تا قلب او بر اساس آن حضوری که نسبت به محرمات دارد همواره متذکر باشد. به همین جهت عرض می‌شود تمرکز، شرط ورود به ملکه‌ی ورع است، در ورع، انسان یک نوع نگهبانی خاصی نسبت به حرام خدا دارد. اولش کمی مشکل است و اگر فرمودند ورع اَشدُ العباده است، ورود به این نوع نگهبانی را مدّ نظر داشته‌اند. نمونه‌اش حضور قلب در نماز است که بسیار مشکل‌تر از انجام حرکات و الفاظ نماز است و بهترین جا برای اینکه ببینیم چقدر در وادی‌ نظر به حضرت حق هستیم، نماز می‌باشد. البته بنده معتقدم اگر ورود به ملکه‌ی وَرع، درست انجام بشود إن‌شاءالله آن چیزی را که گاهی از به‌دست‌آوردن آن مأیوس می‌شوید، در نماز به دست می‌آورید. مشکل ما این است که چگونگی موضوع و راه تحقق آن را نمی‌شناسیم ولی می‌خواهیم آن را به‌دست آوریم و چون موفق نمی‌شویم مأیوس می‌گردیم.