تربیت
Tarbiat.Org

نظریه سیاسی اسلام جلد اول
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی‏‏

. 6قرائت سنّتى، تنها قرائت اصیل از اسلام

مى‌گویند بله ما هم همان اسلام را قبول داریم؛ امّا آن اسلام قرائت‌هاى مختلفى دارد. شما یك قرائتش را بیان مى‌كنید، اشخاص دیگرى هم هستند كه برداشت‌ها و قرائت‌هاى دیگرى دارند. این هم یكى از میوه‌هاى فرهنگ غربى است كه براى متون دینى قرائت‌ها و برداشت‌هاى مختلفى را تجویز مى‌كنند. چنانكه قبلا عرض كردم، چندى پیش فرقه‌اى از
( صفحه 207 )
فرقه‌هاى مسیحیّت در كانادا تأسیس شد، از كشیشى كه آن فرقه را تأسیس كرده بود سؤال شد كه نظر شما در مورد همجنس‌بازى چیست؟ گفت من فعلاً اظهار نظر نمى‌كنم، ولى به شما مى‌گویم كه انجیل را باید از نو قرائت كرد! چون در تورات و انجیل صریحا نسبت به این موضوع نكوهش شده، همان‌طور كه در اسلام نكوهش شده است. وقتى از او سؤال كردند شما كه به كتاب مقدّس احترام مى‌گذارید نظرتان نسبت به این مسأله چیست؟ او كه موافق همجنس‌بازى بود و نمى‌خواست نظرش را صریحا بگوید، گفت كه باید انجیل را دوباره قرائت كرد! این آقایان هم مى‌گویند: اسلام و قرآن را باید از نو قرائت كرد.
عرض مى‌كنیم ما از جمله كسانى هستیم كه قرائت 1400 ساله عُلماى شیعه و سنّى را معتبر مى‌دانیم اسلامى كه ما دَم از آن مى‌زنیم، اسلامى است كه ائمه اطهار علیهم‌السلام قرائت كرده‌اند و به دنبال آن، 14 قرن عُلماى اسلام قرائت كرده‌اند؛ ما آن قرائت را ملاك قرار مى‌دهیم. اگر قرائت‌هاى جدیدى پیدا شود كه طبق آن همه اسلام و احكامش باید تغییر كند و اسلام نو آفریده شود، ما با آن اسلام كارى نداریم و نمى‌پسندیم و فكر نمى‌كنم مردم مسلمان ما هم دلبستگى به چنین اسلامهاى نوینى كه «باب‌ها» و «مارتین لوترها» بیاورند، داشته باشند.
اسلامى كه ما سراغ داریم و از آن دم مى‌زنیم و به حمایت آن مى‌پردازیم، منبعش قرآن، سنّت پیامبر (صلى‌الله‌علیه‌و‌آله) و ائمه اطهار علیهم‌السلام است كه 1400 سال فُقهاى شیعه و سنّى احكام ضرورى و قطعى آن را تبیین كرده‌اند؛ بخصوص آن احكامى كه در آنها هیچ اختلافى بین شیعه و سنّى وجود ندارد. این اسلام به ما مى‌گوید، همان‌طور كه شما در خوردن و آشامیدن باید رعایت حدود و مقررات را كنید، در سخن گفتن نیز حدود و مقررات باید رعایت شود. دین لباس نیست كه امروز بپوشید و فردا عوض كنید، باید تحقیق كرد و دین حقّ را پذیرفت.
در دارالاسلام، آن‌قدر دلایل براى اثبات حقّانیّت اسلام وجود دارد كه كسى نمى‌تواند بگوید امر بر من مشتبه شده است، یا نتوانستم حق را تشخیص بدهم؛ مگر آن كه در تحقیقْ كوتاهى كرده باشد. اگر كسى در جزیره‌اى از جزایر میكرونیزى بگوید: من حقّانیّت اسلام را نشناختم، شاید از او پذیرفته شود؛ اما در دارالاسلامى كه در طول 1400 سال بزرگترین عُلماى اسلام ارزشمندترین و بهترین كتابها را درباره اسلام نوشته‌اند، اگر كسى بگوید من نتوانستم حقّ را تشخیص بدهم، فكر نمى‌كنم از او پذیرفته شود.
به هر حال، اسلامى كه ما سراغ داریم مى‌گوید همان‌طور كه شما در خوردن و آشامیدن
( صفحه 208 )
محدودیّت دارید، در صحبت كردن هم محدودیّت دارید؛ حقّ ندارید هر چه خواستید بگویید. باید تابع مقررات اسلام باشید، اگر خارج از مقررات اسلام عمل كنید به ضرر جامعه اسلامى است. چنانكه مى‌دانید، یكى از محرّماتى كه در رساله‌هاى عملیّه هم به آن اشاره شده، خرید و فروش كُتب ضالّه و گمراه كننده است. اسلام به هر كس، بخصوص كسانى كه هنوز قدرت تشخیص حقّ و باطل را ندارند، حقّ نمى‌دهد به هر جایى سر بكشند و به هر سخنى گوش دهند، یا هر نوشته‌اى را بخوانند؛ چنانكه آیه شریفه صریحا مى‌فرماید:
«وَ إِذَا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِى ایَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتّى یَخُوضُوا فِى حَدِیثٍ غَیْرِه...»(99)
آن‌گاه كه كسانى را دیدى كه به خرده‌گیرى و طعن در آیات ما مى‌پردازند، از آنها روى برگردان تا در سخنى دیگر وارد شوند.
و یا در باره مؤمنین مى‌فرماید: اگر كسانى را دیدید كه دین را زیر سؤال مى‌برند، با آنهامجالست و همنشینى نكنید:
«وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَیْكُمْ فِى الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ ایَاتِ اللَّهِ یُكْفَرُ بِهَا وَ یُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلاَ تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتّى یَخُوضُوا فِى حَدِیثٍ غَیْرِهِ إِنَّكُمْ إِذَاً مِثْلُهُمْ إِنَّ اللَّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِینَ وَ الْكَافِرِینَ فِى جَهَنَّمَ جَمِیعا...»(100)
در كتاب الهى این دستور بر شما فرستاده شد كه چون شنیدید آیات خدا را تكفیر مى‌كنند و به استهزاء مى‌گیرند، با آنها مجالست نكنید، تا در حدیثى دیگر داخل شوند كه (اگر هنگامى كه قران و آداب مسلمانى را استهزاء كنند با آنها همنشین شوید) شما هم به حقیقت مانند آنها منافق هستید و خدا منافقان را با كافران در جهنم جمع خواهد كرد.
پس كسانى كه دم از اسلام مى‌زنند، اما با دشمنان اسلام رابطه برقرار مى‌كنند و حرفهاى دشمنان اسلام را ترویج مى‌كنند، همان منافقینى هستند كه جایگاهشان همچون كافران، جهنم است.
بار دیگر تأكید مى‌كنم كه اسلام مى‌فرماید: بروید حقیقت را بشناسید و با دشمنان بحث
( صفحه 209 )
كنید كه با حقایقى كه اسلام به شما مى‌آموزد، آنها را مغلوب خواهید كرد. اما تا هنگامى كه توان لازم، براى دفاع از عقاید و ارزش‌هایتان را، به دست نیاورده‌اید، با گمراهان و شیاطین بشرى همراه و همدل نشوید؛ مثل این كه به ورزشكارى سفارش كنند كه اول تمرین كند و سپس در میدان كشتى حضور پیدا كند و كشتى بگیرد. نوجوانى كه هنوز تمرین نكرده است، نباید با یك پهلوان كشتى بگیرد؛ چرا كه زمین مى‌خورد و كمرش خرد مى‌شود. این به معناى مبارزه با آزادى نیست، این نصیحت به جوان است كه برود علوم و معارف اسلامى را بیاموزد و پس از آن با دشمنان بحث كند.
به هر حال، اسلامى كه ما مى‌شناسیم آزادى‌هایش محدود است و استناد به این استدلال را كه چون متقضاى طبیعت انسان سخن گفتن است باید سخن گفتن آزاد باشد صحیح نمى‌داند و الاّ در انسان غرایز دیگرى نیز وجود دارد و آنها نیز حقّ طبیعى او به شمار مى‌رود؛ از قبیل غریزه جنسى، خوردن و آشامیدن كه باید آنها را اِعمال كند و هیچ محدودیتى نداشته باشد. همان طور كه نامحدود بودن خوردن و استفاده از هر خوردنى مورد قبول هیچ انسان عاقلى نیست؛ در سخن گفتن هم همین‌طور است. پس این كه سخن گفتن مقتضاى فطرت است، دلیل نمى‌شود كه هیچ مرز و حدودى نداشته باشد. عقل و دین باید مرزى را مشخص كنند و مرزش مصالح مادّى و معنوى جامعه است كه دین آنها را شناسایى و معرفى كرده است.