تربیت
Tarbiat.Org

اسماء حسنا، دریچه‌های نظر به حق(شرحی بر دعای سحر)
اصغر طاهرزاده

سیر توحیدی به سوی مطلق حق

با توجه به مقدماتی که گذشت وقتی در فراز دوم دعای سحر عرضه می‌دارید: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ مِنْ جَمَالِكَ» نظر به اسم جمال او دارید و این‌که هر جمالی مظهر جمال اوست و از نور جمال او تقاضای تجلی می‌کنید تا از طریق نور آن اسم به حق نزدیک شوید و تحت تأثیر قرار گیرید. شرط نظر به ذاتی که با نور جمال تجلی می‌کند نظرکردن به ذات جمال است. مثل وقتی که آدمی می‌فهمد آب عین تری است و به آن نظر می‌کند. در این حال به ذات تری نظر کرده و نه به یک چیزی که تر است. چون تربودن صفت ذات آب است، مثل حرارت برای آب نیست که ذات آب غیر آن باشد. ذات خداوند با صفات او متحد است پس خدا، خدایی نیست که جمال دارد بلکه خداوند همان جمال است، همان‌طور که خداوند همان علم است. پس حضور اسمای الهی در صحنه، عبارت است از حضور حق به صفتی خاص. می‌گویی: خدایا از تو خودت را به نور جمال می‌خواهم چون تو همان جمالی. «اللّهم» یعنی یا الله. عرضه می‌دارید ای الله که به جلوه‌ی جمالت نمایان شده‌ای، من نورِ جمالت را طلب می‌کنم و می‌خواهم با همان نور با تو مأنوس باشم و آن نور به قلب من منعکس شود. وقتی با نظر به جمال حق، آن نور بر قلب شما تجلی کرد احساس می‌کنید طالبِ شدت بیشتری از آن نور هستید و به همین جهت نظر به «اَجمل» آن نور می‌کنید و در نهایت با فنای کامل می‌یابید که همه‌ی جمال او جمیل است.