تربیت
Tarbiat.Org

اسماء حسنا، دریچه‌های نظر به حق(شرحی بر دعای سحر)
اصغر طاهرزاده

مقدمه‌ی مؤلف

باسمه تعالی
1- اساس تفکر دینی با رجوع به اسماء الهی شروع می‌شود و به همان اندازه که انسان‌ها بتوانند از طریق شریعت الهی متوجه حضور و تأثیر اسماء الهی باشند راه دینداری را درست طی کرده‌‌ و به مقصد مطلوب خود می‌رسند و بر این مبنا کتاب « اسماء حسنا، دریچه‌های نظر به حق» ذهن‌ها و اندیشه‌ها را متذکر اسماء الهی می‌کند.
2- درست است که نظر به اسماء الهی قابل تدریس نیست و باید نور آن‌ها در عمق قلب‌ها ظهور کند، ولی تدوین معارفی که منجر به نظر سالک به نور اسماء الهی می‌شود وظیفه‌ی اندیشمندان علوم انسانی است که در حوزه‌ی معارف اسلامی تلاش می‌کنند و حضرت امام خمینی(رض) در همین راستا شرح کتاب «دعای سحر» را تدوین نمودند.
3- بنای توحید، تنها با نظر به اسماء الهی است که در جان انسان‌ها گذارده می‌شود تا از آن طریق نظر انسان به حقیقی‌ترین حقایق، یعنی به حضرت «الله» منتهی شود و معنی بندگی خدا به طور کامل ظهور نماید. در این حالت دیگر انسان بر اساس گفته‌های این و آن معتقد به خداوند نیست، با خداوند از طریقِ اسماء الهی مأنوس است و از انوار پروردگار بهره‌مند می‌شود.
4- انسان‌ها وظیفه دارند از قلبی که خداوند به آن‌ها داده است استفاده کنند و آن را تا نظر به اسماء الهی جلو ببرند و فکر نکنند هرچیزی را می‌توان در منظر قلب قرار داد، وگرنه به قلب خود جفا کرده‌اند.
5- هدف ادعیه و مناجات‌هایی مثل دعای سحرِ ماه رمضان آن است که انسان را تا پیشگاه خدا جلو ببرد و سعادتمندانه‌ترین بازگشت را به او هدیه نماید و این در صورتی ممکن می‌شود که انسان‌ها پس از قانع‌کردن عقل نسبت به وجود اسماء الهی، با قلب خود و از طریق ادعیه به اسماء الهی نظر نمایند تا با مبنای همه‌ی واقعیات عالَم ارتباط برقرار کنند.
6- اگر بنا است آدمیان به توحید ایمان داشته باشند باید توحیدِ حق را در ظهور اسماء الهی جستجو کنند و این است توحیدی که مطلوب ادیان الهی است هر چند زمانه آنچنان ظلمانی شده که بسیاری از متدینین نمی‌دانند توحید الهی چیست.
7- در رجوع به اسماء الهی انسان‌ها مجبورند عقول خود را بپرورانند و قلوبشان را صیقل دهند تا بتوانند اسماء الهی را بالفعل رو در روی خود بیابند و خود را در ذیل آن‌ها قرار دهند و با تمام عالم -که مظهر اسماء الهی است- هماهنگ شوند و این است آن برکاتی که با طرح بحث در رابطه با اسماء الهی می‌توان دنبال کرد.
8- هراندازه که انسان‌ها نتوانند رابطه‌ی خود با حضرت «الله» را از طریق ارتباط با اسماء الهی تحقق بخشند به همان میزان نسبت به کیستی خود و چیستی جهان نادان خواهند بود زیرا نمی‌توانند اشیاء را با اصل و ریشه‌ی خود و از حیث ارتباط‌شان با خدا بشناسند، تنها به ظاهرِ پدیدارها خیره خواهند شد. زیرا اگر اشیاء را در متن الوهیت نشناسند در واقع آن‌ها را نشناخته‌اند.
9- ما همانی هستیم که می‌دانیم، در این صورت هر اندازه که درست بدانیم و با حقیقتِ اشیاء ارتباط داشته باشیم انسان‌تریم و به همان اندازه که در رابطه با حقیقت از دیگران تقلید کنیم از فعلیت‌یافتن فطرت و کمال انسانی دور می‌شویم.
10- سنت فکری قرآنی اقتضا می‌کند که جایگاه و معنی اسماء الهی را بشناسیم تا امکان تدبّر در کتاب الهی میسّر گردد و در این صورت است که تفکر اسلامی احیاء می‌شود و افقِ نظر به تمدن اسلامی گشوده می‌گردد و به همین جهت بنیان‌گذار انقلاب اسلامی حضرت امام‌خمینی(رض) آموزه‌های دینی خود را بر اساس نظر به اسماء الهی قرار دادند تا دینداریِ دینداران به زنده‌ترین شکل ظهور کند و توان شکافتن ظلمات آخرالزمان را بیابد و ما در این کتاب همه‌ی مقصد خود را در تبیین چگونگی تجلی اسمای الهی براساس سلوک انسان سالک گذاشته‌ایم.
11- تفکر راستین یعنی دیدن همه‌ی پدیده‌ها در ارتباط با خدا و این با نظر به اسماء الهی و مظاهر آن اسماء تحقق می‌یابد. اگر انسان‌ها چیزها را تحت سایه‌ی حضور الهی در عالم نبینند، آن‌ها را بر اساس میل خود می‌شناسند و به‌کار می‌گیرند در حالی‌که خداوند اشیاء را بر اساس اسماء‌شان وجود بخشیده و فهم اسماءِ واقعی اشیاء کلید فهم جهان و روح است.
12- برای آن‌که بفهمیم ضرورت شناخت عالم بر اساس اسماء الهی چقدر است کافی است به نگاهی که علم جدید به عالم انداخته نظر کنیم تا معلوم شود چگونه علم جدید از مبادی رازآلودی که جهان را مدیریت می‌کند به‌کلّی غافل است و با همه‌چیز مثل ماشین رفتار می‌کند و جهان را سرد و بی‌عاطفه می‌یابد و از همه‌ی معانی جهان چشم می‌پوشد مگر از بی‌اهمیت‌ترین معانی. علم جدید متوجه حیات و رحمت الهی و آگاهی موجودات در دل هر ذرّه‌ از جهان نیست، این‌ها همه آفات غفلت از حضور اسماء الهی در عالم است.
13- به همان اندازه که معنای انسانیت در کیفیاتی چون عشق و مهر و حکمت و فهم و عفو و عدالت، بیشتر محقق است تا در شکل و وزن انسان‌ها، کیفیاتِ نامشهود جهان که همان اسماء الهی است بیشتر در شناخت حقیقت جهان مؤثرند تا آنچه علم مدرن به عنوان شناخت جهان در اختیار بشر قرار داده است.
14- باید از خود پرسید جهان واقعی کجاست؟ در این صورت است که نظرها متوجه حضور اسماء الهی در عالم می‌شود و می‌فهمیم نحوه‌ی حضور توحید الهی در عالم چگونه است.
15- نگاه به طبیعت به عنوان شئ خارجی یعنی ایجاد حجابی غلیظ که مانع بینش توحیدی ما می‌گردد و توانایی ارتباط ما را با جهان واقعی قطع می‌کند و توانایی انسانی ما را برای تجربه‌ی طبیعت از طریق ارتباط با اسماء الهی، تخریب می‌نماید.
16- ما نه می‌توانیم جهان طبیعت را بدون نظر به اسماء باطنی آن بشناسیم و نه می‌توانیم بدون نظر به اسماء الهی جایگاه خود را در طبیعت بیابیم و به همین جهت فرهنگ غربی گرفتار تخریب طبیعت شد زیرا امکان‌های انسان‌شدن را در طبیعت فراموش کرد.
17- نظریه‌پردازی جهت تدوین علوم انسانی که مطابق اهداف انقلاب اسلامی باشد، زیرساخت‌های فکری مخصوص به خود را می‌طلبد که ریشه در سنت‌های جامعه‌ی ما دارد و ما اصل زیرساخت‌های فکری خود را باید از اندیشه‌های همه‌جانبه و جهانی حضرت امام خمینی(رض) استنباط کنیم که نظر به اسماءُ‌الله دارد و همه‌چیز را از آن منظر می‌نگرد.
امید است در این کتاب راه را برای فهم اندیشه‌ی حضرت امام خمینی(رض) هموار کرده باشیم. إن‌شاءالله
طاهرزاده