تربیت
Tarbiat.Org

فرزندم این چنین باید بود[جلد اول](شرح نامه ۳۱ نهج البلاغه)
اصغر طاهرزاده

چهره‌ی‏ دنیا در نگاه امام علی(ع)

با نگاه به برخی از کلمات قصار و حکمت‌ها، نامه‌ها و خطبه‌های نهج‌البلاغه به این نتیجه می‌رسید که در آئینه‏ی پاک چشمان امام علی(ع) تنها جمال حق تعالی پیدا و در دل روشن و مطهّر آن بزرگوار فقط حضور حضرت حق حاضر است. به همین دلیل می‌توان گفت هر چه غیر از خدا باشد در چشم و دل امام علی(ع) بی‏ارزش‌ترین و خوارترین است، اگر چه دنیا باشد.
دنیا با همه‏ی زیبائی‌ها و فریبندگی‌ها و دلربائی‌هایش، نه تنها در چشم حقیقت بین علی(ع) ارزشی ندارد، بلکه خوارترین و پست‏ترین و بی‏ارزش‏ترین آفریده‏ی خدا است. دنیا با همه‏ی قدرت و توانی که در فریب‌دادن انسان‌ها و ذلیل‌کردن آن‌ها دارد، در برابر امام علی(ع) و ایمان و اخلاص و زهد او، ضعیف‏ترین و بی‏ارزش‌ترین مخلوقات است. در چشم و دل امام(ع) به گواهی نهج‏البلاغه، چیزی رنگ‏باخته‏تر و بی‏ارزش‌تر و خوارتر از دنیا، با همه‏ی مظاهر فریبنده‏اش نیست و امام در پرتو عرفان و شناخت هستی، دنیا را به خوبی به طور کامل شناخته و به مردمِ حقیقت طلب شناسانده، تا هرگز فریب جلوه‏ی ناپایدار و لذت گذرای آن را نخورند. چرا که هر کس دل به دنیا سپرد، از حقیقت بازماند و در دام شیطان گرفتار شد و هر انسان خداشناس و زاهدی که به دنیا دل نبست و فریب جلوه‏ها و بازی‌های آن را نخورد، به حقیقت هستی و به کمال مطلوب دست یافت و پرواز روح امام علی(ع) تا ملکوت اعلی و تا جایگاه قرب حق تعالی، به دلیل عدم وابستگی آن حضرت به دنیا و رهایی او از هر چیزی است که رنگ تعلق به دنیا را به همراه دارد.
امام علی(ع) در خطبه‌ی 224 نهج‏البلاغه، در رابطه با هدیه‏ای که اشعث ابن قیسِ منافق به قصد فریب آن حضرت، برای امام(ع) آورده، تا مگر به وسیله‌ی هدیه‌اش آن بزرگوار را به زعم خود از صراط مستقیم به بیراهه بکشاند، حضرت فرمودند: «... إِنَّ دُنْیَاكُمْ عِنْدِی لَأَهْوَنُ مِنْ وَرَقَةٍ فِی فَمِ جَرَادَةٍ تَقْضَمُهَا مَا لِعَلِیٍّ وَ لِنَعِیمٍ یَفْنَى وَ لَذَّةٍ لَا تَبْقَى نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ سُبَاتِ الْعَقْلِ وَ قُبْحِ الزَّلَلِ وَ بِهِ نَسْتَعِینُ‏» دنیای شما در نظر من از برگ جویده شده‏ای که در دهان ملخی باشد، بی‏ارزش‌تر و خوارتر است. علی را با نعمت‌های زوال‏پذیر و لذت و کامرانی ناپایدار چه کار؟ به خدا پناه می‏بریم از غفلت عقل و زشتی لغزش در راه خدا و تنها از او یاری می‏جوئیم.
امام در پرتو شناخت خدا ، دنیا را به خوبی شناخته و چهره‏ی زشت و نامیمون آن را از پس نقاب‌های فریب و جلوه‏های کاذب و فریبا شناسایی کرده و به همین دلیل لحظه‏ای در ستیز با آن آرام نگرفته است و در رابطه با پیکار با دنیا و مظاهر فریبنده‏ی آن، به پیروزی نهایی دست یافته و خود فرموده است: «أَنَا كَابُّ الدُّنْیَا لِوَجْهِهَا وَ قَادِرُهَا بِقَدْرِهَا وَ نَاظِرُهَا بِعَیْنِهَا»(289) من دنیا را با چهره و صورتش به زمین کوبیده‏ام و آن را به درستی اندازه‏گیری کرده و به حقیقت آن بینا و آگاهم. در اندیشه و نظر امام علی(ع) دستیابی به آخرت و بهره‏مندی از رحمت و برکت و فیوضات بی‏پایان الهی در سرای جاویدان آخرت، در کنار برخورداری از دنیا و بهره‏مندی از لذت‌ها و خوشی‌ها و عشرت‌های دنیا، امکان‏پذیر نیست. چرا که دل‏سپاری و روی آوری به هر یک از این دو، باعث پرهیز از دیگری است و در همین رابطه فرمودند: «اِنَّ الدُّنیا وَ الاَخِرَه عُدوَان مُتَفَاوِتَان، وَ سَبِیلانِ مُخْتَلِفَان. فَمَنْ اَحَبُّ الدُّنیَا وَ تَوَلاهَا اَبْغَضُ الاَخِرَه وَ عَادَاهَا وَ هُمَا بِمَنْزِلِهِ الْمَشْرِق وَ الْمَغْرِب وَ مَاشَ بَیْنَهُمَا کُلَّمَا قُربَ مِنْ وَاحِد بُعْدَ مِنَ الاخِرِ وَ هُمَا بُعْدَ ضَرَّتَان»(290) به راستی که دنیا و آخرت دو دشمن متفاوت و دو راه گوناگون می‏باشند. بنابراین هرکس که دنیا را دوست داشته و به آن دل می‏بندد، آخرت را دشمن داشته و از آن نفرت دارد. و این دو در مَثَل مانند مشرق و مغرب‌اند و کسی که در میان این‌دو راه می‏پیماید، چنان است که هرگاه به یکی از آن‌ها نزدیک شود، بی‏گمان از دیگری دور خواهد شد. و در مثالی دیگر، دنیا و آخرت مانند دو زن از یک شوهر می‏باشند، که پیوسته با یکدیگر ناسازگارند.
امام علی(ع) در بیان زشتی و شومی دنیا در چشمان خویش، که جز جمال دوست ندیده و سوای حقیقت را نمی‏جوید، فرموده‌اند: «وَ اللَّهِ لَدُنْیَاكُمْ هَذِهِ أَهْوَنُ فِی عَیْنِی مِنْ عُرَاقِ خِنْزِیرٍ فِی یَدِ مَجْذُوم‏»(291) به خدا سوگند، که دنیای شما در چشم من، از استخوان بی‏گوشت خوک در دست بیماری که گرفتار مرض جذام باشد، خوارتر و بی‏ارزش‌تر است.
امام(ع) دنیا را در چشم و نگاه خردمندان پرهیزگار، به سایه‏ی گذرا و ناپایداری تشبیه کرده و فرموده: (292) بنابراین دنیا در نگاه خردمندان، مانند بازگشت سایه‏ای است که تا آن را گسترده می‏بینی جمع شود و چون آن را زیاده بینی اندک می‏شود.
امام(ع) در توصیف دنیا و چگونگی احوال آن می‏فرمایند: «فَإِنَّ الدُّنْیَا رَنِقٌ مَشْرَبُهَا رَدِغٌ مَشْرَعُهَا یُونِقُ مَنْظَرُهَا وَ یُوبِقُ مَخْبَرُهَا غُرُورٌ حَائِلٌ وَ ضَوْءٌ آفِلٌ وَ ظِلٌّ زَائِلٌ وَ سِنَادٌ مَائِلٌ حَتَّى إِذَا أَنِسَ نَافِرُهَا وَ اطْمَأَنَّ نَاكِرُهَا قَمَصَتْ بِأَرْجُلِهَا وَ قَنَصَتْ بِأَحْبُلِهَا وَ أَقْصَدَتْ بِأَسْهُمِهَا وَ أَعْلَقَتِ الْمَرْءَ أَوْهَاقَ الْمَنِیَّةِ قَائِدَةً لَهُ إِلَى ضَنْكِ الْمَضْجَعِ وَ وَحْشَةِ الْمَرْجِعِ وَ مُعَایَنَةِ الْمَحَلِّ وَ ثَوَابِ الْعَمَلِ. وَ كَذَلِكَ الْخَلَفُ بِعَقْبِ السَّلَفِ لَا تُقْلِعُ الْمَنِیَّةُ اخْتِرَاماً وَ لَا یَرْعَوِی الْبَاقُونَ اجْتِرَاماً یَحْتَذُونَ مِثَالًا وَ یَمْضُونَ أَرْسَالًا إِلَى غَایَةِ الِانْتِهَاءِ وَ صَیُّورِ الْفَنَاء»(293) آب دنیاى حرام همواره تیره و گل‌آلود است. منظره‏اى دل فریب و سر انجامى خطرناك دارد. فریبنده و زیباست اما دوامى ندارد. نورى است در حال غروب كردن، سایه‏اى است نابود شدنى، ستونى است در حال خراب شدن، آن هنگام كه نفرت دارندگان به آن دل بستند و بیگانگان به آن اطمینان كردند، چونان اسب چموش پاها را بلند كرده، سوار را بر زمین مى‏كوبد، و با دام‏هاى خود آنها را گرفتار مى‏كند، و تیرهاى خود را به سوى آنان، پرتاب مى‏نماید، طناب مرگ به گردن انسان مى‏افكند، به سوى گور تنگ و جایگاه وحشتناك مى‏كشاند تا در قبر، محل زندگى خویش، بهشت یا دوزخ را بنگرد، و پاداش اعمال خود را مشاهده كند. و همچنان آیندگان به دنبال رفتگان خود گام مى‏نهند، نه مرگ از نابودى انسان دست مى‏كشد و نه مردم از گناه فاصله مى‏گیرند! كه تا پایان زندگى و سر منزل فنا و نیستى آزادانه به پیش مى‏تازند.
امام علی(ع) پیش از دوران خلافت خود در نامه‏ای به سلمان فارسی، که خدایش بیامرزد چنین نوشت: «فَإِنَّمَا مَثَلُ الدُّنْیَا مَثَلُ الْحَیَّةِ لَیِّنٌ مَسُّهَا قَاتِلٌ سَمُّهَا فَأَعْرِضْ عَمَّا یُعْجِبُكَ فِیهَا لِقِلَّةِ مَا یَصْحَبُكَ مِنْهَا»(294) دنیا در مَثَل مانند ماری است که دست کشیدن به آن نرم و خوش است، ولی زهری کشنده دارد. بنابراین از آنچه که تو را می‏فریبد دوری و پرهیز کن. زیرا زمان كوتاهى در آن خواهى ماند .
امام(ع) در نامه‏ای که به حارث هَمْدانی در رابطه با زوال‌پذیری و ناپایداری دنیا نوشتند، فرمودند: «وَ اعْتَبِرْ بِمَا مَضَى مِنَ الدُّنْیَا لِمَا بَقِیَ مِنْهَا فَإِنَّ بَعْضَهَا یُشْبِهُ بَعْضاً وَ آخِرَهَا لَاحِقٌ بِأَوَّلِهَا وَ كُلُّهَا حَائِلٌ مُفَارِقٌ ... وَ إِیَّاكَ أَنْ یَنْزِلَ بِكَ الْمَوْتُ وَ أَنْتَ آبِقٌ مِنْ رَبِّكَ فِی طَلَبِ الدُّنْیَا»(295) برای آینده از گذشته پند بگیر، چرا که همه‏ی امور جهان مانند یکدیگر و پایان آنها پیوسته به آغازش و همه زوال‏پذیر و فراق‏انگیز است....و بپرهیز از این‌که مرگ تو را دریابد، در حالی که تو به خاطر فراهم آوردن دنیا از رحمت پروردگارت به دور باشی.
حضرت در رابطه با پرهیز از دنیا و دلبستگی به آن، طی خطبه‌ی 111 زشتی‌های دنیا را بیان فرموده، که بنده به دلیل پرهیز از طولانی شدن مطلب، تنها فرازی از آن خطبه را نقل می‏کنم که حضرت می‌فرمایند : «أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّی أُحَذِّرُكُمُ الدُّنْیَا فَإِنَّهَا حُلْوَةٌ خَضِرَةٌ حُفَّتْ بِالشَّهَوَاتِ وَ تَحَبَّبَتْ بِالْعَاجِلَةِ وَ رَاقَتْ بِالْقَلِیلِ وَ تَحَلَّتْ بِالْآمَالِ وَ تَزَیَّنَتْ بِالْغُرُورِ لَا تَدُومُ حَبْرَتُهَا وَ لَا تُؤْمَنُ فَجْعَتُهَا غَرَّارَةٌ ضَرَّارَةٌ حَائِلَةٌ زَائِلَةٌ نَافِدَةٌ بَائِدَةٌ أَكَّالَةٌ غَوَّالَةٌ لَا تَعْدُو إِذَا تَنَاهَتْ إِلَى أُمْنِیَّةِ أَهْلِ الرَّغْبَةِ فِیهَا وَ الرِّضَاءِ بِهَا أَنْ تَكُونَ كَمَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَى سُبْحَانَهُ- كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِیماً تَذْرُوهُ الرِّیاحُ وَ كانَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَیْ‏ءٍ مُقْتَدِراً لَمْ یَكُنِ امْرُؤٌ مِنْهَا فِی حَبْرَةٍ إِلَّا أَعْقَبَتْهُ بَعْدَهَا عَبْرَةً وَ لَمْ یَلْقَ فِی [مِنْ‏] سَرَّائِهَا بَطْناً إِلَّا مَنَحَتْهُ مِنْ ضَرَّائِهَا ظَهْراً- وَ لَمْ تَطُلَّهُ فِیهَا دِیمَةُ رَخَاءٍ إِلَّا هَتَنَتْ عَلَیْهِ مُزْنَةُ بَلَاء»(296) پس از حمد و ستایش خدا و درود بر پیامبر گرامی او، من شما را از گرایش به دنیا پرهیز می‏دهم. چرا که دنیا به کام دنیاخواهان شیرین و در چشم آنها با طراوت و سر سبز است. دنیا به شهوت‌ها و خواهش‌های زودگذر پوشیده شده است و با آنچه که به زودی از میان می‏رود اظهار دوستی می‏کند و با زیورهای اندک دل شما را به شگفت می‏آورد و با آرزوهای شما خود را می‏آراید و با فریب و نیرنگ، جلوه‏گری می‏کند. شادی دنیا پایدار نیست و کسی از درد و اندوه آن در امان نبوده و بسیار فریبا و زیان‏بخش است. دنیا دگرگون‌کننده‏ی احوال است و زوال‏پذیر، نابود کننده است و کشنده و شکمباره‏ای است که همه را هلاک می‏کند. هنگامی که آرزوی دنیاطلبان و آن‌ها که به دنیا خشنودند، به نهایت برسد، دنیا از این که هست تجاوز نمی‏کند و به فرموده‏ی خدای سبحان: «مثل دنیا مانند گیاه زمین است، که با آبِ فرو فرستاده از آسمان در آمیخت و سر سبز شد، ولی به زودی چنان خشک شد که بادها آن را به هر سوی پراکنده می‏سازند. و خدای بزرگ به انجام هر کاری توانا است» هیچ کس از دنیا شادمان نبوده، مگر این‌که در پی آن گریه‌ا‏ی گلوگیر به او روی آورده است و از خوشی‌های دنیا به کسی نرسیده، مگر این‌که پس از آن از بدی‌های آن به وی زیانی رسیده است. باران فراخی و فراوانی نعمت و خوشبختی دنیا کسی را تر نکرده، مگر این‌که ابر بلا و محنتِ پیاپی بر او باریده است.