تربیت
Tarbiat.Org

فرزندم این چنین باید بود[جلد اول](شرح نامه ۳۱ نهج البلاغه)
اصغر طاهرزاده

مراء؛ دروازه‌ی ورود به اخلاق رذیله

اساتید اخلاق یكی از شاخه‌های خودپسندی را مراء می‌دانند. مراء و جدال یعنی حالتی که انسان بخواهد حرفش را به هر صورتی شده بر كرسی بنشاند با این فرض که از ابتدا در مورد موضوع مورد بحث قضاوت خود را کرده و حالا به دنبال اثبات آن است، بدون آن‌كه ابتدا از طرف مقابل سؤال کند که آیا برداشت او از آن سخن درست است و یا منظور گوینده چیز دیگری بوده است. «مراء» یعنی حرف را بردن و آوردن! مرتب بگوید دو دفعه بشنود و بگرداند دو مرتبه بگوید و كوتاه نیاید. قرآن می‌گوید مراء و جدال از آن شیطان است كه به تو وسوسه می‌كند. «إِنَّ الشَّیاطینَ لَیُوحُونَ إِلى‏ أَوْلِیائِهِمْ لِیُجادِلُوكُمْ»(243) شیطان دوستان خود را به مراء‌و جدال با شما وامی‌دارد. لذا هركس در زندگی خود سعی در مراء و جدال دارد بداند شیطان دوست او، و او دوست شیطان است و بداند كه مراء و جدال كار شیطانی است نه كار رحمانی.
فقیه بزرگ شیعه، شهید ثانى در كتاب «منیةالمرید فى آداب المفید والمستفید» در آفات و نتایج سوء مراء و جدال مى‏گوید:
«باید متوجه باشیم مناظره‏اى كه به منظور غلبه بر دیگران و اسكات طرف و تمایل به اظهار فضل صورت مى‏گیرد، منبع و سرچشمه‌ی همه‌ی خوى‏ها و رفتارهایى است كه از نظر خداوند متعال ناستوده ولى از دیدگاه ابلیس ستوده است. همان‏گونه كه اگر كسى میان شرب خمر و سایر گناهان و زشت‏كارى‏ها مخیّر باشد و شرب خمر را به خاطر ناچیزشمردن جرم آن، بر دیگر گناهان ترجیح دهد و در نتیجه‌ی همین گناه به طرف گناهان دیگر كشیده شود، همین‌گونه نیز اگر بر روحیه‌ی كسى حس علاقه به غلبه بر دیگران و اسكات آن‌ها در مناظره و جاه‌طلبى و مباهات بر دیگران چیره و مستولى گردد، این‏گونه تمایلات او را به اظهار و ارتكاب علنى تمام پلیدى‏ها سوق مى‏دهد و باید دانست كه جدالِ غیرِ احسن و مراء دروازه‌ی ورود به آفات فراوان اخلاقی و روحی است».
حضرت امام باقر(ع) می‌فرمایند: «مَنْ طَلَبَ الْعِلْمَ لِیُبَاهِیَ بِهِ الْعُلَمَاءَ أَوْ یُمَارِیَ بِهِ السُّفَهَاءَ أَوْ یَصْرِفَ بِهِ وُجُوهَ النَّاسِ إِلَیْهِ فَلْیَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ»(244) هرکس علم بجوید، تا به وسیله‌ی آن بر دانشمندان مباهات و فخرفروشی کند، یا با سفیهان، ممارات و جرّ و بحث نماید، یا چهره‌ها را به سوی خود برگرداند، جای خود را در دوزخ آماده سازد.
شیوه‌ی مراء، ناشی از عدم صداقت است و مفهوم آن ، به تعبیر مرحوم نراقی: عبارت است از طعن در سخن دیگری برای آشکارساختن خلل آن، و هدفی جز تحقیر و توهین نیست و مرائی، می‌خواهد برتری هوش خود را بنمایاند.
سیره‌ی ائمه‌ی دین(ع) در این‌که چه وقت با دشمن، بحث می‌کردند و چه موقع، از بحث اعراض می‌نمودند و در چه شرائطی سکوت می‌کردند جهت روشن‌شدن بحث بسیار مهم است. اگر بحث، برای افزایش معرفت و ارشاد گمراهان به نیت کشف حقیقت باشد، خوب است. گرچه شنیدن حرف مخالف، دشوار است، اما تحمل‌کردن و صبوربودن و از کوره، درنرفتن، شجاعت است. تحمل‌ناپذیری نسبت به افکار دیگران، راه را به روی یک بحث آزاد و مناظره‌ی سالم می‌بندد و تکفیر و تفسیق و تهدید، هیچ‌وقت جلوی فکری را نمی‌گیرد و اندیشه‌ای را از رسوخ و نفوذ، باز نمی‌دارد. لیکن؛ باید آمادگی قبول و حسن نیت و قدرت درک طرف مقابل را سنجید و به همان میزان، پیش رفت. به گفته‌ی فردوسی:
مجال سخن تا نیابی، مگوی

چو میدان نبینی، نگهدار، گوی

اگر استعداد پذیرش نباشد، قوی‌ترین بحّاث هم کاری از پیش نمی‌برد و تیغش در میدان جدل نمی‌بُرد و اگر لجاجت و عناد در کار باشد که بدتر! به قول سعدی:
فهم سخن چون نکند مستمع

قوت طبع، از متکلم مجوی

فسحت میدان ارادت بیار

تا بزند مرد سخنگوی، گوی

توصیه‌ی امام صادق(ع) چنین است: «با مردم مخاصمه نکنید، مردم اگر توانائی داشته باشند که ما را دوست بدارند، دوست می‌دارند، خداوند از مردم میثاق و پیمان گرفته و کسی در آن میثاق، هرگز کم و زیاد نمی‌تواند بکند»(245) یعنی بر سر مسائل مکتبی و اعتقادی و پذیرش ولایت ائمه هم، نباید با دیگران که فاقد زمینه‌ی لازم‌اند جرّ و بحث و دعوا کرد.