تربیت
Tarbiat.Org

فرزندم این چنین باید بود[جلد اول](شرح نامه ۳۱ نهج البلاغه)
اصغر طاهرزاده

رابطه‌ی مقام وحدت با شریعت

براى این‌كه تجربیات گذشته، سرمایه و عبرت ما شود نیازمند آن هستیم که به مقام وحدت برسیم و مقام وحدت تنها از طریق شریعت الهی که روح‌ ما را به آن یگانه‌ی مطلق نزدیک می‌کند به‌دست مى‏آید. به همین جهت گفته می‌شود شریعت الهی عامل موحّد نمودن انسان‌ها است. پس اگر كسى به نور شریعت الهی منور نباشد از هیچ حادثه و بلایى كه بر سر خود و گذشتگان آمده باشد، عبرت نمى‏گیرد. تجربه کرده‌اید که مثلاً خانم بی‌حجابی در راستای جواب‌گویی به هوس‌اش، دختر خود را با آرایش به خیابان مى‏آورد و به نمایشِ دید نامحرمان مى‏گذارد با این كه مى‏داند دختر همسایه هم كه منحرف شد و بعد از ازدواج طلاقش دادند به خاطر همین نوع از هوس‏بازى‏ها بود، ولى هرگز نمى‏تواند از سرنوشت دختر همسایه عبرت بگیرد، چون روحیه‌ی جمع و مقام وحدت که تنها با نور شریعت حاصل می‌شود ندارد. تنها دستورات شریعت الهی كه از مقام وحدت مطلق نازل شده، قدرت جمع‌کردن گذشته را در حال دارد و پیام آنچه گذشته است را در حال نمایان می‌کند. هر انسان مؤمن به اندازه‌ی ایمانش به حضرت احدیت و به اندازه‌ی اُنس قلبی‌اش با آن حقیقت یگانه، در شخصیت خود به یک نوع وحدت دست می‌یابد که در اثر آن وحدت، حقیقتِ حوادث گذشته را در حال احساس می‌کند. برعکسِ كسى كه اصلاً در شخصیت خود وحدت ندارد، چون گرفتار شرك است. تقرّب به اللّه‏ از طریق ایمان قلبی به خداوند موجب آنچنان وحدتی می‌شود که علی(ع) در مورد خود از آن خبر دادند، زیرا احد یعنى وحدتى كه مقابل آن كثرتى نیست و لذا قرب به حضرت اَحد موجب تجلی آن نور به قلب انسان می‌شود و برای انسان وحدت شخصیت به همراه مى‏آورد.
كسى كه نور وحدت نصیبش شد هم قیامت را - که به ظاهر مربوط به آینده است- به خوبى حسّ مى‏كند و هم از گذشته به خوبى عبرت مى‏گیرد. شما اگر إن‏شاءاللّه‏ از كثرت‏ها تا حدّى آزاد شدید حقیقت قیامت و حقایق حوادث گذشته را نزد خود احساس می‌کنید، چون به نور حضرت اَحد به وحدت حقه‌ی حقیقیه نزدیک شده‌اید و لذا گذشته و آینده در آن مقام بى‏رنگ‌اند همان‌طور که در وحدت محض الهی اصلاً گذشته و آینده‌ای نیست. گفت:
لامكانى كه در او نور خداست

ماضى و مستقبل و حالش كجاست

ماضى و مستقبلش نسبت به توست

هر دو یك چیزند، پندارى كه دوست

وحدت محض مربوط به خداوند است و از این جهت گذشته و آینده همه در نزد او جمع است و او عالم به «ما کان و ما یکون» خواهد بود. هركس به اندازه‏اى كه به خدا نزدیك است گذشته برایش حال است و به جهت آن‌که در قیامت گذشته و آینده معنا ندارد، دو سالگى شما و ده سالگى و پنجاه سالگى شما همه در نزدتان حاضر است، چون در آن عالم از كثرت بیرون آمده‏اید و وارد مقام وحدت شده‏اید، چون نظام عالم نظامِ «اِلَیْهِ راجِعُون» شده است و همه به سوی خدا برگشت داده شده‌اند. پیامبر اكرم(ص) که در مقام وحدت هستند فرمودند: همین الآن قیامت من برپاست. و بدین لحاظ براى ایشان قیامت همین حالا واقع است، همین طور که گذشته براى ایشان حاضر است. مگر در روایت نداریم که پیامبر خدا به معراج رفتند و قیامتِ افرادی را كه هنوز نیامده‌اند مشاهده نمودند؟ مقام وحدت پیامبر(ص)، مقام وحدت كلّ انسانیت است هر چند وحدت آن حضرت ذاتی‌شان نیست بلکه حضرت به وحدت حضرت حق به چنین وحدتی رسیده‌اند.
مقدمات فوق را عرض کردم تا این جمله‌ی حضرت على(ع) روشن شود که خطاب به فرزندشان فرمودند: آنچنان در احوال گذشتگان سیر کرده‌ام «حَتّى عُدْتُ كَاَحَدِهم» تا این‌که انگار خود را یكى از آن‌ها مى‏بینم. به طوری که گویا با تك‏تك افراد بشر زندگى كرده‌ام و تجربه‏های آن‌ها را آموخته‌ام و سینه‌ی خود را از تجارب تاریخ بشریت پر کرده‌ام و حالا مى‏خواهم آن تجارب را براى تو بازگو کنم. تجاربى كه نه در كتاب‏هاى تاریخى هست و نه تا کسی اهل تقوى شود می‌تواند آن‌ها را احساس كند. ما نیز باید روى این قسمت از فرمایش حضرت فكر كنیم و باب معرفتى را كه حضرت گشوده‏اند بر روى خود باز نگه داریم و غصّه بخوریم از این كه گناهان بر ما غلبه كرده و چشم عبرت‏گیرى ما را بسته است. قرآن خطاب به اهل دنیا می‌فرماید: «أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ»(219) كثرت‏ها شما را بازى داده است. «حَتّى زُرْتُمُ المَقابِر» تا آنجایى كه شما همه چیز را چون قبر و به صورت مرده و بى‏جان مى‏بینید و از اتصال فعّال و زنده‌ با حوادث محرومید.