تربیت
Tarbiat.Org

فرزندم این چنین باید بود[جلد اول](شرح نامه ۳۱ نهج البلاغه)
اصغر طاهرزاده

گسیختن رشته‌های علایق تاریک

وقتی قلبِ جوان تا این اندازه هر بذرى را که در آن بكارى مى‏پذیرد باید با برنامه‌ریزی کامل با جوانانِ خود روبه‌رو شویم و با او ارتباط برقرار کنیم و به این دلیل از تلویزیون کارها و حرف‌ها را مى‏پذیرد که تلویزیون با او ارتباط برقرار كرده است ولى ما با او ارتباط برقرار نكرده‏ایم، او را به تلویزیون ارجاع داده‌ایم. والدین و معلمینى كه بتوانند با جوانان ارتباط برقرار كنند خیلى راحت حرفشان پذیرفته مى‏شود. امّا اگر ارتباط لازم برقرار نشود هرچه هم نصیحت كنند هیچ فایده‏اى ندارد. مشکل تلویزیون برنامه‌های سطحی آن است و این‌که ظرفیت ارائه‌ی مطالب را در سطوح عالى ندارد. معلم خوب كسى است كه از سطح پایین شروع مى‏كند ولى كار را به جاهاى عمیق مى‏كشاند. مثلاً با روش سقراطى یك موضوع را با دانش‌آموزان در میان می‌گذارد و در نهایت نظر صحیح را از زبان خود آن‌ها بیرون می‌آورد. همچنین پدرهاى موفق پدرانی هستند که در برخورد با فرزندانشان نه تندی می‌کنند و نه به صورت سطحى ارتباط برقرار می‌کنند. پدرى كه مى‏خواهد تنها بر فرزندانش حكومت كند عموماً با فرزندانش قهر است و نتیجه‌ی این حکومت آن است که همیشه مجبور است به فرزندانش بگوید «نکنید»، زیرا همه‌ی كارهایى كه فرزندانش انجام می‌دهند از نظر او غلط است. این‌ نوع پدران عملاً ارتباطشان با فرزندانشان نزدیک به صفر است. بعضى از پدران هم متأسفانه جایگاه پدری خود را فراموش کرده‌اند، در حدّی که عقل پدر و فرزند در یک سطح و در یک اندازه است، این نوع پدران با فرزندان‌شان ارتباط برقرار مى‏كنند ولى هیچ وقت نمى‏توانند آن‌ها را هدایت كنند، چون تربیت باید جدّی و گرم باشد که در این نوع ارتباط‌ها واقع نمی‌شود زیرا حرف جدّی در بین آن‌ها مطرح نیست، حرف‌هایی که نظر به حقابق داشته باشد. پدران موفق راز موفقیت خود را باید در تقوا جستجو کنند، در این حال نهی پدران بر مبنای وظیفه‌ی الهی صورت می‌گیرد و بدون آن‌که داد و فریاد راه بیندازند، آرام‌آرام و با تدبیر و با حفظ ارتباط صمیمی، فرزندشان را متوجه اوامر و نواهی الهی می‌کنند. مثل كارى كه حضرت مولی الموحدین(ع) از طریق این نامه انجام دادند، هم ارتباط برقرار کردند و هم هدایتِ لازم را انجام دادند، بدون آن‌که فرزند خود را تنها در همان سطحى كه هست تأیید كنند، بلكه با حفظ ارتباط، او را متوجه اعمال و افکار و مسئولیت‌های بزرگ‌تری می‌نمایند و مسئله را با خودِ فرزندشان در میان مى‏گذارند و به او متذکر می‌شوند که آمادگى‏ لازم جهت توجه به حقایق بزرگی را دارد. در این راستا به او می‌فرمایند مى‏خواهم این آمادگى را به ثمر برسانم و بیداری و مراقبت را که خط مستقیمی است در این دنیای پیچاپیچ، به او گوشزد کنند تا بداند گسیختن رشته‌های علایق تاریک راه دقیقی را می‌طلبد که باید آن راه را پیدا کرد. زیرا این زندگی فردایی در پی دارد که باید در آن فردا سرافراز بود و اگر این نگاه در جوانی در انسان‌ها نهادینه نشود جوانان برده‌ی نفس امّاره‌ی خود می‌شوند.