تربیت
Tarbiat.Org

فرزندم این چنین باید بود[جلد اول](شرح نامه ۳۱ نهج البلاغه)
اصغر طاهرزاده

شنیدن‌های بی‌حاصل

آیا حضرت از این طریق نمی‌خواستند ما را از مهلکه‌ی شنیدن‌های بی‌حاصل و گفتن‌های غیر مفید برهانند؟ چرا باید به دنبال علمی باشیم که فقط به درد آن می‌خورد که در محافلِ اهل دنیا بتوانیم با اظهار نظر، خودنمایی کنیم؟
به اندازه‏اى كه روى این مطلب تأمل كنیم و آن را جدّی بگیریم، توصیه‌ی حضرت بیشتر در جانمان نفوذ مى‏كند. عمده توجّه كامل داشتن به علم مفید و شناختن آن است و این‌که خطرات علم غیرمفید را كه عمر ما را خاكستر مى‏كند درست بشناسیم.
متأسفانه در جهان امروز و تحت تأثیر فرهنگ غرب بشریت در بسیاری موارد گرفتار «علمِ لایَنْفَع» شده و آن به جهت غفلت از هدف اصلی زندگی است، اولین چیزى كه گریبان‌گیر غرب شد بى‏هدفى حیات بود. زندگى را به گونه‏اى شناختند كه به هدفی متعالی‌تر از لذات جسمانی نظر نداشتند و از این جهت چون خواستند آثار سوء بى‏هدفىِ خود را پنهان كنند براى خود انواع سرگرمی‌ها را تراشیدند و از این طریق دانش‌هایی به وجود آمد تا مبادا صدای درون خود را بشنوند که از آن می‌پرسد: «پس مقصد حیات چه بود؟»
فرهنگ اسلام به نقّاشى اهمیت زیادى نمى‏دهد زیرا نقش‌ها بر خلاف صورت‌های واقعی‌شان قدرت انتقال به ملکوت را ندارند. آری وقتی بلبلى روى شاخه‌ی درختى نشسته و آواز مى‏خواند، زیبائی‌های فراوانی را ظاهر می‌کند و اگر کسی با عالم ملکوت آشنایی مختصری داشته باشد با دل‌دادن به آن صحنه به عالم ملکوت - که منبع اصلی آن زیبایی‌ها است- منتقل می‌شود ولی اگر بیاییم عكس آن بلبل را که روی درخت آواز می‌خواند نقاشى كنیم و به دیوار اتاق خود نصب كنیم، چه کار از آن نقاشی می‌آید؟ این نقاشی كه فقط شكل آن بلبل روى درخت است نه خود آن. به قول یكى از اهل نظر «كسى كه هنرِ دیدنِ طبیعت را ندارد عكس طبیعت را به داخل خانه مى‏برد» و این همان سرگرمى است که عرض کردم و بیشتر به درد آن می‌خورد که ما از آن طریق معنای زندگی را فراموش کنیم. تندیس حضرت موسى(ع) که آن را میکل‌آنژ ساخته و تفسیرهای مختلفی هم بر روی آن گذارده‌اند، آیا جز یک سرگرمی طولانی مدت است که یک هنرمند خود را با آن سرگرم کرده است؟ حضرت موسى(ع) براى این نیامده بودند که تندیس ایشان را هنرمندانه بسازند. وقتى ملّتى بى‏هدف شد، علم و هنرش هم غفلت او را اضافه مى‏كنند. كارهاى بزرگ، امّا در ساحتى پوچ و بى‏هدف، بزرگِ بزرگ، امّا پُر از هیچى. اگر هم عده‌ای می‌گویند تأثیر عمیقی بر آن‌ها می‌گذارد، تأثیری است در راستای حکایت سرگردانی آن‌ها و لاغیر.