تربیت
Tarbiat.Org

فرزندم این چنین باید بود[جلد اول](شرح نامه ۳۱ نهج البلاغه)
اصغر طاهرزاده

زندگی بر امواجی سهمگین

به جهت اهمیت موضوع، حضرت بعد از آن که به فرزندشان توصیه می‌فرمایند: «به راهی که بیم گمراهی و انحراف می‌رود، قدم مگذار» این‌طور تأكید مى‏کنند: «فَاِنَّ الْكَفَّ عِنْدَ حَیْرَةِ الضَّلالِ خَیْرٌ مِنْ رُكُوبِ الاَهْوال» حقیقتاً در آستانه‌ی گمراهى، بهتر از سوارشدن بر امواج هولناک است. قدم‌گذاشتن در راهی که احتمال گمراهی هست را بهتر از سوارشدن بر امواج سهمناکی می‌دانند که هر جا خواست تو را می‌برد و عنان کارها را از دست تو بیرون می‌کند و انسان را همواره گرفتار انواع ترس‌ها و وحشت‌ها مى‏نماید. در نظر بگیرید كه شما سوار اسب چموشى شده‏اید كه هر آن ممكن است شما را به زمین پرت كند. آیا هیچ احساس راحتى مى‏كنید؟ زندگىِ بسیارى از انسان‌ها همین طور است ولی متوجه نیستند. هیچگاه آرامش ندارند، از این فكر به آن فكر و از این ترس به آن ترس همچنان گرفتارند و نام آن را زندگی گذاشته‌اند چون در جایی پا گذاشته‌اند که باید از ورود به آن جا خودداری می‌کردند. اسیر رودربایستى هستند و از حرف‌هایى كه مردم پشت سرشان مى‏زنند نگرانند. شادى‏شان حقیقتاً غم است و شادی واقعی را گم کرده‌اند، در زندگى سوار بر ترس شده‏اند و ترس‌هایشان هم آنها را به این طرف و آن طرف پرتاب مى‏كند. نمره نیاورده‌اند مى‏ترسند که حالا چه کنند. نمره هم بیاورند مى‏ترسند كه مبادا در ترم بعد نمره‌ی پایین بیاورند. به گفته‌ی مولوی:
در تمام کارها چندین مکوش

جز به کاری که بُوَد در دین مکوش

عاقبت تو رفت خواهی ناتمام

کارهایت ابتر و نان تو خام

قرآن می‌فرماید: «وَلاَ تَقْفُ مَا لَیْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً» به دنبال چیزی که علم نداری راه نیفت. زیرا گوش و چشم و دل مورد بازخواست قرار می‌گیرند که چرا درست عمل نکرده‌اند رسول خدا(ص) می‌فرمایند: «مَنْ عَمِلَ عَلَى غَیْرِ عِلْمٍ كَانَ مَا یُفْسِدُ أَكْثَرَ مِمَّا یُصْلِح‏»(105) کسی که بدون آگاهیِ لازم به کاری دست بزند فسادش بیشتر از اصلاح‌اش می‌باشد. همچنان‌که حضرت صادق(ع) می‌فرمایند: «الْعَامِلُ عَلَى غَیْرِ بَصِیرَةٍ كَالسَّائِرِ عَلَى غَیْرِ الطَّرِیقِ وَ لَا یَزِیدُهُ سُرْعَةُ السَّیْرِ مِنَ الطَّرِیقِ إِلَّا بُعْدا»(106) كسى كه بدون بینائى عمل كند چون كسی است که به بیراهه رود و سرعت رفتن جز پرتى از راه برایش نیفزاید. چقدر کار حساسی است که انسان بتواند به موقع عمل کند.(107)
اگر هر کسی به اندازه‌ی وُسعی که دارد تلاش کند و از یک جهت از اقدام بی‌جا خودداری نماید و از جهت دیگر در عمل نسبت به آنچه آگاهی دارد کوتاهی نکند، جامعه به تعادلِ لازم می‌رسد. وقتی تحصیل می‌کند از یک طرف بیهوده خود را اسیر سایه‏هاى دروغین و افتخارهاى خیالى نكند و از طرف دیگر در بکار گیری استعدادهایش نیز کوتاهی ننماید تا بتواند با مرتبه‌ی عالی‌تر خود روبه‌رو شود، مرتبه‌ای که نه خیالی و وَهمی است و نه مرتبه‌ای مادون مرتبه‌ی حقیقی‌اش می‌باشد.