تربیت
Tarbiat.Org

فرزندم این چنین باید بود[جلد اول](شرح نامه ۳۱ نهج البلاغه)
اصغر طاهرزاده

انسان سالم

قبل از آن‌که به شرح نامه بپردازم خوب است آن چه را در مقدمه فرمودند بازخوانی کنیم زیرا در آن مقدمه افقی را در مقابل ما قرار دادند که باید تمام نامه را براساس نظر به آن افق بنگریم.
ابتدا باید دید مشكل انسان‌ها كجاست که این همه به بیراهه می‌روند. با دقت به حقیقت انسان می‌فهمیم انسان سالم انسانی است كه قیامت خود را هم‌اکنون احساس كند و واقعاً از بی‌بهره بودن در آن شرایط ابدی نگران باشد. بنده در طول زندگی معلمی‌ام مکرراً تجربه کرده‌ام، جوانانی كه خود را آلوده نکرده‌اند حقیقتاً نسبت به حیات ابدی خود نگرانند و دائماً خود را در آن عالم احساس می‌کنند. سالها پیش دانش‏آموزى داشتم به نام «همّتى» جوان خوبى بود و در دفاع مقدس به شهادت رسید - خدا رحمتش كند - در دبیرستان درست درس نمى‏خواند، به همین خاطر عموماً از او گله‌مند بودند. درس «دینى» آنها با من بود به او مى‏گفتم: «آقاى همّتى درس بخوان!» با این که نشان می‌داد به بنده ارادت دارد، ولى درس دینی را هم نمى‏خواند، هیچ صفت بدى نداشت اما درس نمى‏خواند و بنده هم مثل سایر معلمان از دست او گله‌مند بودم. گذشت تا در سال‏هاى جنگ تحمیلى که بنده سری به جبهه زده بودم، نیمه شب از سنگر بیرون آمدم متوجه شدم یکی از رزمندگان پیشانی‌اش را روى خاك‏ها گذاشته و به شدت گریه مى‏كند و «اِلهى اَلْعَفْوْ» مى‏گوید دقت كردم دیدم همّتى است، خیلى منقلب شدم چون دیدم شاگرد کلاس ما تا کجا رفته و ما هنوز به «ضَرَبَ، ضَرَبا...» مشغولیم. گفت:
عاقل به كنار جو پى پل مى‏گشت

دیوانه پابرهنه از جوى گذشت

آنچه ما گفته بودیم او عمل كرده بود، بنده براى او دلیل وجود معاد را می‌آوردم در حالی‌که او خود را در معاد حس مى‏كرد. به آنچنان شعورى رسیده بود که به خوبی می‌فهمید پشت پرده‌ی دنیا، قیامت به صورت جدى وجود دارد و حالا فریاد مى‏زد كه «الهى العفو». معلوم است که نمى‏توان آن شعورى را كه مرحوم شهید همّتى به دست آورده بود با درس و بحث به‌دست آورد، باید با آزادشدن از هوس‌ها و زیر پاگذاردن دنیا به سیر و سلوك عملى دست زد تا به مرتبه‌ای از وجود برسیم که قیامت را احساس کنیم. ابتدا باید به همان شکلی که حضرت مولی الموحدین(ع) می‌فرمایند بفهمیم كه حقیقت دنیا چیست. چنین فردى اگر در امور دنیا شكست ظاهرى هم بخورد به موفقیت رسیده است، برایش موفقیت و عدم موفقیت در امور دنیا تفاوتى نمى‏كند چون گذرانىِ روزگار را درك كرده و از خدا نجات خودش را خواسته است. امیرالمؤمنین على(ع) هم در این نامه از همین زاویه سخن گفته‏اند، منتهى با وسعتى به اندازه‌ی هستى و با حكمتى متناسب با امامی معصوم، از همین روست كه این چنین در سخنان خود نورافشانى می‌کنند.
امام فرمودند: فرزندم! با بررسىِ جوانب دنیا براى من روشن شد كه دنیا طوری است که هرگز در دست کسی نمی‌ماند پس نمى‏خواهد دنیا را بگیرى بلكه از آن بگذر! که از موجودی سرکش گذر کرده‌ای. عرض کردم نمونه‌ی سركش‌بودن روزگار را مى‏توان در تاریخ انقلاب اسلامى دید. مردم با تلاش زیاد انقلاب كردند و همین كه آمدند نَفَسى تازه کنند جنگ تحمیلى آغاز شد و وقتى جنگ تمام شد مشكلاتِ پس از آن شروع شد، تنها کسانی ضرر کردند که خواستند با انواع سازش‌ها با کفر جهانی، راحتی را در دنیا پیدا کنند. در حالی‌که اگر پذیرفته بودند دنیا جای راحتی نیست به فکر چنین سازش‌هایی نمی‌افتادند.
سخن حضرت روشن می‌کند که زندگى در دنیا همواره با مشكلات گوناگونى همراه است، همین كه انسان یك طرف دنیا را بگیرد، طرف دیگرش از دست او بیرون مى‏رود. انسانى كه به فكر نجات و رستگارى خود ‌باشد باید این خصوصیات را در دنیا ببیند و خود را گرفتار دنیا نکند و این که بنده پیوسته این مطلب را تكرار مى‏كنم به خاطر آن است كه إن‌شاءالله بر قلب خودم و شما اثر بگذارد و حجاب دنیا از مقابل قلبمان کنار رود. در هر صورت این مطلب، مطلب مهمى است و باید براى سالك راه حقیقت حل شود. البته اگر كسى دقت نكند ممكن است از همین مطالب برداشت غلط كند و نتیجه بگیرد پس باید صوفی‌گرى و انزواطلبى اختیار كرد. در حالی که ما به امام على(ع) اقتدا كرده‏ایم و زندگى حضرت براى همگان روشن است. پس هرجا سخنان ما با زندگى امام(ع) منافات داشت دلیل بر اشتباه‌بودن برداشت ما از سخنان آن حضرت است. در عین احساس مسئولیت نسبت به مردم و امور اجتماع، باید بدانیم که در هر صورت، چموشى و ناسازگارى روزگار و از دست رفتن آن و اقبال آخرت مواردى هستند كه امام(ع) بر آن تأکید دارند و انسان باید هر طور كه شده است آنها را به درستى بفهمد تا بتواند به درستى زندگى كند.
امیرالمؤمنین على(ع) هرشب پس از نماز عشاء به نمازگزاران رو می‌کردند و خطاب به آن‌ها مى‏فرمودند: «تَجَهَّزوا رَحِمَكُمُ اللّه‏ُ فَقَدْ نُودِىَ فیكُمْ بِالرَّحیلِ» مجهّز شوید! خدا شما را رحمت كند، كه بانک رحلت در بین شما به صدا درآمد. مردم را متوجه می‌کردند که قیامت پشت گوش آن‌ها است و هركس به میزان شعورى كه پیدا كرده است آن را احساس می‌کند و با تقوای الهی توشه‌ی لازم را برای سفر خود تهیه می‌کند.