تربیت
Tarbiat.Org

اصول کافی جلد 4
ابی‏جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی

باب دل بدست آورندگان‏

بَابُ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ
1- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ وَ عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ یُونُسَ عَنْ رَجُلٍ جَمِیعاً عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ ع قَالَ الْمُؤَلَّفَةُ قُلُوبُهُمْ قَوْمٌ وَحَّدُوا اللَّهَ وَ خَلَعُوا عِبَادَةَ مَنْ یُعْبَدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لَمْ تَدْخُلِ الْمَعْرِفَةُ قُلُوبَهُمْ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَتَأَلَّفُهُمْ وَ یُعَرِّفُهُمْ لِكَیْمَا یَعْرِفُوا وَ یُعَلِّمُهُمْ‏
@@اصول كافى جلد 4 صفحه:136 روایة:1@*@
ترجمه :
حضرت باقر (ع) فرمود: «مؤلفة قلوبهم» مردمى بودند كه خدا را بیگانگى شناختند و از پرستش آنچه بجز خدا پرستش مى‏شود دست برداشته بودند ولى در دل آنها شناختن اینكه محمد رسولخدا است وارد نشده بود، و شیوه رسولخدا(ص) این بود كه دل آنها را بدست آورد (و آنها را بخود نزدیك كند) و (با نشان دادن براهین و معجزات دین اسلام و رسالت خود را) بآنها مى‏فهماند تا بفهمند و (شرایع و دستورات دین را) بآنها یاد مى‏داد.
شرح:
مجلسى (ره) گوید: بدانكه «مؤلفة قلوبهم» یك دسته از مستحقین زكاة هستند كه خداوند در قرآن بیان فرموده است، و از این اخبار ظاهر گردد كه اینها مردمى بودند كه اظهار اسلام مى‏كردند ولى پابرجا در آن نبودند پس آنها یا منافق بودند و یا در شك بودند، خداى تعالى سهمى از زكات و غنیمتها بآنها اختصاص داد تا دلشان باسلام الفت گیرد و در دین پابرجا شوند، و در جهاد با مشركین از آنان كمك گرفته شود تا آنكه گوید: و مشهور میان اصحاب ما آنست كه ایشان كفارى بودند كه براى جهاد از آنان دلجویى مى‏شد.
2- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ قَالَ هُمْ قَوْمٌ وَحَّدُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ خَلَعُوا عِبَادَةَ مَنْ یُعْبَدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ شَهِدُوا أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ ص وَ هُمْ فِى ذَلِكَ شُكَّاكٌ فِى بَعْضِ مَا جَاءَ بِهِ مُحَمَّدٌ ص فَأَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ نَبِیَّهُ ص أَنْ یَتَأَلَّفَهُمْ بِالْمَالِ وَ الْعَطَاءِ لِكَیْ یَحْسُنَ إِسْلَامُهُمْ وَ یَثْبُتُوا عَلَى دِینِهِمُ الَّذِى دَخَلُوا فِیهِ وَ أَقَرُّوا بِهِ وَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص یَوْمَ حُنَیْنٍ تَأَلَّفَ رُؤَسَاءَ الْعَرَبِ مِنْ قُرَیْشٍ وَ سَائِرِ مُضَرَ مِنْهُمْ أَبُو سُفْیَانَ بْنُ حَرْبٍ وَ عُیَیْنَةُ بْنُ حُصَیْنٍ الْفَزَارِیُّ وَ أَشْبَاهُهُمْ مِنَ النَّاسِ فَغَضِبَتِ الْأَنْصَارُ وَ اجْتَمَعَتْ إِلَى سَعْدِ بْنِ عُبَادَةَ فَانْطَلَقَ بِهِمْ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص بِالْجِعْرَانَةِ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَ تَأْذَنُ لِى فِى‏الْكَلَامِ فَقَالَ نَعَمْ فَقَالَ إِنْ كَانَ هَذَا الْأَمْرُ مِنْ هَذِهِ الْأَمْوَالِ الَّتِى قَسَمْتَ بَیْنَ قَوْمِكَ شَیْئاً أَنْزَلَهُ اللَّهُ رَضِینَا وَ إِنْ كَانَ غَیْرَ ذَلِكَ لَمْ نَرْضَ قَالَ زُرَارَةُ وَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَا مَعْشَرَ الْأَنْصَارِ أَ كُلُّكُمْ عَلَى قَوْلِ سَیِّدِكُمْ سَعْدٍ فَقَالُوا سَیِّدُنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ ثُمَّ قَالُوا فِى الثَّالِثَةِ نَحْنُ عَلَى مِثْلِ قَوْلِهِ وَ رَأْیِهِ قَالَ زُرَارَةُ فَسَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ فَحَطَّ اللَّهُ نُورَهُمْ وَ فَرَضَ اللَّهُ لِلْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ سَهْماً فِى الْقُرْآنِ‏
@@اصول كافى جلد 4 صفحه:136 روایة:2@*@
ترجمه :
زراره گوید: از امام محمد باقر (ع) (از تفسیر) گفتار خداى عزوجل پرسیدم (كه فرماید): «و المؤلفة قلوبهم» (سوره توبه آیه 60) فرمود: ایشان مردمى بودند كه خداى عزوجل را بیگانگى شناختند و از پرستش آنچه جز خداوند پرستش شود دست برداشته بودند، و گواهى دادند، كه معبودى جز خداى یگانه نیست و محمد(ص) رسولخدا است، ولى با این حال در برخى از آنچه پیغمبر(ص) آورده بود شك داشتند، پس خداى عزوجل به پیغمبر خود دستور داد بوسیله مال و عطا(ى بآنها) آنانرا با اسلام الفت دهد تا اسلام آنها نیكو شود، و بر این دین كه بدان درآمده‏اند و بدان اعتراف كرده‏اند پابرجا شوند، و همانا رسولخدا(ص) در جریان جنگ حنین بهمین وسیله از رؤساى عرب از قریش و سایر قبایل مضر دلجوئى كرد، و از آن جمله ابوسفیان بن حرب و عیینة بن حصین قزارى بودند، پس انصار (از این جریان) خشمگین شدند و نزد سعد بن عباده (رئیس انصار) گرد آمدند، و سعد آنها را در جعرانة (كه محلى میان مكه و مدینه بود) خدمت پیغمبر(ص) آورد و عرضكرد: اى رسولخدا اجازه سخن بمن مى‏دهید؟ فرمود: آرى، پس عرضكرد: اگر این كار (كه انجام دادى) یعنى این اموال كه میان قوم خود قسمت كردى كارى بود كه خداوند دستور داده بود ما رضایت دادیم، و اگر نه اینست ما رضایت ندهیم؟ زراره گوید: شنیدم از حضرت باقر (ع) كه فرمود: پس رسولخدا(ص) فرمود: اى گروه انصار آیا همه شما با گفتار بزرگ (و رئیستان) سعد هماهنگ هستید؟ گفتند: بزرگ و سید ما خدا و رسول اوست، (و تا سه مرتبه این پرسش و جواب تكرار شد) و در مرتبه سوم گفتند: ما هم برأى و قول او هستیم (و همان را گوییم كه او گفت) زراره گوید: شنیدم حضرت باقر (ع) مى‏فرمود: پس خداوند نور ایمان آنها را (براى این حرفشان) تنزل داد، و براى «مؤلفة قلوبهم» در قرآن سهمى مقرر داشت.
شرح:
حنین نام دره وسیعى است میان مكه و طائف كه در آنجا در سال هشت هجرى میان لشكر اسلام و قبیله هوازن و ثقیف كه مردمانى مشرك و جنگجو بودند جنگى واقع شد و آن جنگ را بنام آن مكان جنگ حنین نامیدند، و در آغاز جنگ لشكر اسلام بواسطه دلیرى و شهامت دشمن گریختند، و بیارى خداوند باز گشتند و دشمن رو بفرار نهاده با وطاس و طائف و بطن نخله گریختند مسلمانان از پى هزیمت شدگان رفته و پس از جنگ و گریزهاى مختصرى مسلمین اموال زیادى از آنان بغنیمت گرفتند و از مردان و زنان و كودكان آنها ششهزار نفر باسیرى بردند و در میان اسیران شیماء دختر حلیمه (و خواهر رضاعى رسول خدا (ص) ) بود كه آن حضرت مسلمانان بیشتر آن اسیران را بسبب وساطت شیماء آزاد كردند و اموال را تقسیم كردند.
3- عَلِیٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ یُونُسَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ الْمُؤَلَّفَةُ قُلُوبُهُمْ لَمْ یَكُونُوا قَطُّ أَكْثَرَ مِنْهُمُ الْیَوْمَ
@@اصول كافى جلد 4 صفحه:138 روایة:3@*@
ترجمه :
حضرت باقر (ع) فرمود: هیچ زمانى «مؤلفة قلوبهم» بیشتر از امروز نبوده‏اند.
شرح:
فیض علیه الرحمة گوید: این فرمایش حضرت بخاطر اینست كه دیانت بیشتر مسلمانان در هر زمان روى دنیاى آنها پایه‏گذارى شده اگر وضع دنیا آنها خوب شد (و بنوائى رسیدند) بدین خود خوشنود شوند و تن در دهند، و اگر چیزى از دنیا بآنها نرسید نگران شوند و پشت پا بدین زدند.
4- عَلِیٌّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِیدِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ غَالِبٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع یَا إِسْحَاقُ كَمْ تَرَى أَهْلَ هَذِهِ الْ‏آیَةِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْها رَضُوا وَ إِنْ لَمْ یُعْطَوْا مِنْها إِذا هُمْ یَسْخَطُونَ قَالَ ثُمَّ قَالَ هُمْ أَكْثَرُ مِنْ ثُلُثَیِ النَّاسِ‏
@@اصول كافى جلد 4 صفحه:138 روایة:4@*@
ترجمه :
اسحاق بن غالب گوید: حضرت صادق(ع) بمن فرمود: بنظر تو چقدر مردم اهل این آیه هستند (كه خدا فرماید): «اگر از آن صدقات بآنها داده شود خوشنود شوند و اگر بآنها داده نشود از آن ناگهان خشم كنند» (سوره توبه آیه 58)؟ گوید: (خود) آن حضرت فرمود: آنان بیش از دو سوم مردم هستند.
توضیح:
شیخ طبرسى (ره) و دیگران گویند: چون پیغمبر (ص) غنیمتهاى حنین را چنانچه گذشت تقسیم فرمود حرد قوص بن زهیر (یكى از آنانكه بعدها از سران خوارج شد) یا دیگرى از منافقین بآن حضرت ایراد و خرده‏گیرى كردند و گفتند بتساوى قسمت نكرد؟ یا گفتند آیا این عدالت است (كه بما چیزى ندهى و بآنها تقسیم كردى؟) سپس این آیه نازل شد: «و منهم من یلمزك فى الصدقات فان اعطوا منها....» یعنى و برخى از ایشان بتو درباره صدقات خرده گیرند پس اگر بآنها داده شود....» و مقصود حضرت اینست كه بیشتر مردمان این زمان هم اینگونه هستند.
5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ رَجُلٍ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع مَا كَانَتِ الْمُؤَلَّفَةُ قُلُوبُهُمْ قَطُّ أَكْثَرَ مِنْهُمُ الْیَوْمَ وَ هُمْ قَوْمٌ وَحَّدُوا اللَّهَ وَ خَرَجُوا مِنَ الشِّرْكِ وَ لَمْ تَدْخُلْ مَعْرِفَةُ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ ص قُلُوبَهُمْ وَ مَا جَاءَ بِهِ فَتَأَلَّفَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ تَأَلَّفَهُمُ الْمُؤْمِنُونَ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص لِكَیْمَا یَعْرِفُوا
@@اصول كافى جلد 4 صفحه:138 روایة:5@*@
ترجمه :
حضرت باقر (ع) فرمود: هیچگاه «مؤلفة قلوبهم» بیش از امروز نبوده‏اند و آنها مردمانى بودند كه خدا را بیگانگى شناختند، و از شرك بیرون آمدند، ولى معرفت رسالت محمد (ص) و آنچه (از جانب خدا آورده بود) در دلهاى آنان استوار نشد، و رسول خدا (ص) از آنان دلجویى كرد و همچنین مؤمنین پس از رسولخدا(ص) با آنها الفت گرفتند تا آنكه معرفت پیدا كنند.