تربیت
Tarbiat.Org

تفسیر سوره صاد
حاج شیخ محسن قرائتی

سوره 38. صاد آیه 36-40

آیه
فَسَخَّرْنَا لَهُ الرِّیحَ تَجْرِی بِأَمْرِهِ رُخَآءً حَیْثُ أَصَابَ‏
وَالشَّیَاطِینَ کُلَّ بَنَّآءٍ وَغَوَّاصٍ
وَ آخَرِینَ مُقَرَّنِینَ فِی الْأَصْفَادِ
هَذَا عَطَآؤُنَا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسَابٍ‏
وَإِنَّ لَهُ عِندَنَا لَزُلْفَی‏ وَحُسْنَ مََابٍ‏
ترجمه
پس ما باد را مسخّر او ساختیم که به فرمان او هر کجا می‏خواهد به نرمی و آرامی حرکت کند.
و جن‏های سرکش را (مسخّر او ساختیم) هر بنّا و غوّاصی از آنها را.
و گروه دیگری از جن‏ها که در غل و زنجیر (و تحت سلطه‏ی او) بودند.
(گفتیم:) این بخشش بی‏حساب ماست، به هر کس می‏خواهی ببخش یا امساک کن.
و برای او نزد ما مقامی شایسته و سرانجامی نیک است.
نکته ها
کلمه‏ی «رُخاء» به معنای آسانی است. این باد، تخت سلیمان را بلند و آرام به هر کجا که او اراده می‏کرد فرو می‏نشاند.
مراد از «الشیاطین» یا شیاطین جنّی است که مسخر سلیمان شدند با آنکه طبیعتشان تمرّد و سرکشی است و یا اعم از انسان‏های سرکش و جنّیان متمرّد است، زیرا کلمه شیطان با این مفهوم وسیع نیز در قرآن آمده است. «شیاطین الانس و الجنّ»**انعام، 112.***
خداوند به اعجاز خود، همه نیروهای طبیعی، انسانی و جنّی را تحت سلطه‏ی سلیمان قرار داد. گروهی در خشکی آنچه را او می‏خواست می‏ساختند، «بنّاء» و گروهی نیازهای حکومت او را در دریا بر آورده می‏کردند. «غوّاص»
مراد از «هذا عطاؤنا... بغیر حساب» عطای بی‏حساب الهی به پیامبران است که مورد محاسبه و مؤاخذه قرار نمی‏گیرد.
خداوند در این آیات به الطافی که به حضرت سلیمان داشته اشاره دارد، از جمله: تسخیر باد و بهره‏گیری از نیروی جنّ و مهار کردن نیروهای مخرّب و تفویض اختیار و مقام قرب الهی و آینده‏ای درخشان.
این نعمت‏ها گوشه‏ای از حکومت نمونه‏ای است که او درخواست کرده بود. آری، یک حکومت نمونه باید از نیروهای مخرّب درامان باشد، «مُقرّنین فی الاصفاد» باید مشکل ارتباط سریع و حمل و نقل را حل کند، «سخّرنا له الریح بامره» از تخصّص‏ها استفاده کند، «بنّاء وغوّاص» قدرت تصمیم داشته باشد، «فامنن او امسک» دستش باز باشد، «بغیر حساب» و در عین حال آینده‏ی معنویّت او تأمین باشد. «عندنا لزلفی و حسن مأب»
حکومت لغزشگاهی برای انحراف و بد عاقبت شدن است و لذا حضرت یوسف در چاه و زندان نگفت: «توفنی مسلماً» لیکن همین که به حکومت رسید از خداوند حسن عاقبت و مسلمان مردن را درخواست کرد، «ربّ قد آتیتنی من الملک و علمتنی من تأویل الاحادیث فاطر السموات والارض انت ولیّ فی الدنیا والاخرة توفّنی مسلما والحقنی بالصالحین»**یوسف، 101 .*** و حضرت سلیمان نیز خوش عاقبت شد. «حسن مأب»
پیام ها
1- خداوند دعای صالحان را مستجاب می‏کند. «هب لی ملکاً... فسخّرنا له الریح»
2- اجابت پروردگار، نشانه‏ی روا بودن درخواستِ سلیمان مبنی بر حکومت بی‏نظیر است. «هب لی ملکاً... فسخّرنا له الریح»
3- با اراده‏ی خداوند، طبیعت هم می‏تواند مفید باشد و هم مضر. «بریح صرصر»**حاقّه، 6.***، «سخّرنا له الریح»
4- انبیا دارای ولایت تکوینی هستند. «تجری بامره... حیث اصاب»
5 - در برابر حکومت حضرت سلیمان، هنوز صنعت دنیا بسیار عقب مانده است. «سخّرنا له الریح - والشیاطین کل بنّاء و غوّاص»
6- جنّیان می‏توانند به سود انسان کار کنند. «الشیاطین کل بنّاء و غوّاص»
7- از نیروهای متمرّد نیز می‏توان با مدیریّت صحیح بهره‏برداری کرد. «الشیاطین کلّ بنّاء و غوّاص»
8 - جنّ، دارای عقل و شعور و تخصص است. «بنّاء و غوّاص»
9- انسان علاوه بر قدرت تسلّط بر انسان‏های دیگر و طبیعت، قدرت تسلّط بر جن و شیاطین را نیز دارد. «بنّاء و غوّاص»
10- دریا یکی از منابع ثروت و قدرت است. «و الشیاطین کل بنّاء و غوّاص»
11- در مدیریّت برای اجرای طرح‏های مهم، باید همه‏ی نیروها را بسیج کرد. «کل بنّاء و غوّاص»
12- استفاده از تخصص بیگانگان و غیر مؤمنان مانعی ندارد. «الشیاطین کل بنّاء و غوّاص»
13- در حکومت الهی نیز زندان ضروری است. از اینکه بعضی جنّیان بنّاء و غواص بودند و بعضی در قید و بند، معلوم می‏شود که این دسته اگر آزاد بودند در حکومت سلیمان علیه السلام اخلال ایجاد می‏کردند. «مقرّنین فی الاصفاد»
14- در حکومت‏های الهی، قدرت و اختیارات، از طرف خداوند به حاکم تفویض می‏شود. «سخّرنا - هذا عطاءنا فامنن او امسک»
15- در میان عطا و منع، تقدم با بخشش است. («فامنن» قبل از «امسک» است)
16- حکومتی الهی است که در آن امنیّت، صنعت، مدیریّت و امکانات طبیعی همراه با مقام معنوی باشد. «سخرنا - بناء و غواص - و انّ له عندنا لزلفی»
17- توسعه‏ی مادّی «بنّاء و غوّاص» با مقام قرب الهی منافاتی ندارد. «ثمّ اناب - قال رب اغفر - ان له عندنا لزلفی»
18- اکثر حکومت‏ها در آغاز کار خود چراغ سبز نشان می‏دهند و محبوبیّت نسبی دارند ولی به تدریج از محبوبیّت و قدرت آنها کاسته می‏شود، لیکن حکومت سلیمان خوش عاقبت بود. «حسن مأب»