تربیت
Tarbiat.Org

خودشناسی برای خودسازی
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی‏‏

پیوند دستگاه ادراک با دستگاه اراده

انگیزش هر میل، مسبوق به احساس خاصی است که با آن، سنخیت و هماهنگی دارد؛ چنان که اشتهای غذا مسبوق به احساس گرسنگی است. این پیوند به قدری قوی است که معمولاً حالت واحدی به نظر می‌رسد.
ارضا و اشباع امیال و خواسته‌های غریزی نیز متوقف بر ادراکات متناسبی است و کمک دستگاه ادراکی، به دستگاه تحریکی در این مرحله، به قدری روشن است که نیازی به توضیح ندارد و در راه ارضای یک میل ممکن است نیروهای ادراکیِ متعددی در سطح وسیعی همکاری کنند؛ چنان که دقت در تهیه غذایی که با وسایل متعارف امروز طبخ می‌شود، نشان می‌دهد که چه فعالیت‌های ادراکیِ دامنه داری، از حسی و خیالی و فکری، در آن سهیم بوده اند.
ولی ارتباط این دو دستگاه، منحصر به همین دو بخش نیست، بلکه نوع دیگری از ارتباط میان آن‌ها وجود دارد که برای بحث ما حائز اهمیت خاصی است و آن عبارت است از تأثیر بعضی از ادراکاتی که در انگیزش میل و اراده یا نفرت و اشمئزاز، رابطه طبیعی با میل خاصی ندارند؛ چنان که دیدن منظره‌ای یا شنیدن صدایی یا احساس بویی، موجب برانگیخته شدن اشتهای غذا یا شهوت جنسی یا دیگر امیال می‌گردد و یا توجه به رنگ و وضع خاصی، موجب نفرت و بی میلی به غذا یا شیئ دیگری می‌شود.
تأثیر بعضی از این امور به قدری عادی و آشکار است که انسان
﴿ صفحه 106﴾
می پندارد رابطه طبیعی با انگیزش میل دارد؛ مانند احساس بوی غذا و برانگیخته شدن اشتها. برعکس، تأثیر بعضی دیگر، پنهان و غیر جالب توجه است، به طوری که انسان می‌پندارد که برخی از امیال، اتفاقی و بدون سبب برانگیخته می‌شوند و یا در مقام تعلیل آن‌ها متحیر می‌ماند.
شناختن این گونه روابط، برای منظور ما کاملا اهمیت دارد؛ زیرا با دقت در آن‌ها معلوم می‌شود که گاهی یک نگاه یا یک صدا چه تأثیری عجیبی در سرنوشت انسان دارد و چگونه موجب انگیزش میل و اراده‌ای می‌شود که به خوشبختی یا بدبختیِ شخص می‌انجامد.
سرّ این رابطه، در تداعیِ مدرکات و معانی، نهفته است؛ یعنی ذهن انسان طوری آفریده شده است که تقارن مکرر و ادراک، موجب به خاطر آوردن هر یک با توجه به دیگری می‌شود؛ مثلاً غذایی را که بامزه و رنگ و بوی مخصوصی درک کرده، هنگام احساس بوی آن، به یاد مزه اش می‌افتد و اشتهایش تحریک می‌شود.
اگر در علل پیدایش اراده‌های خود، کاوش کنیم، خواهیم فهمید که ادراکات حسی، مخصوصاً دیدنی‌ها و شنیدنی ها، چه نقش مهمی را در تخیّلات و افکار ما بازی می‌کنند و به نوبه خود، چه آثاری در صدور افعال ارادی دارند. از این جا نتیجه می‌گیریم که یکی از بهترین وسایل تدبیر امیال و خواست‌ها و سرانجام، تسلط بیش تر بر خود و پیروزی بر هواهای نفسانی و وساوس شیطانی، کنترل ادراکات و قبل از همه، کنترل چشم و گوش است:
«اِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤادَ کُلُّ اُوْلئِکَ کانَ عَنْهُ مَسئُولا.»**اسراء/ 36.***
همانا گوش و چشم و دل، درباره همه آن‌ها سؤال خواهد شد.
﴿ صفحه 107﴾
چنان که یکی از بهترین وسایل انگیزش اراده خیر، دیدن اشخاص صالح و شنیدن داستان‌های ایشان و قرائت قرآن و مطالعه کتاب‌های مفید و زیارت معابد و مشاهد و امکنه‌ای است که انسان را به یاد خدا و به یاد بندگان برگزیده خدا و هدف‌های مقدس و راه‌هایی که پیموده اند، می‌اندازد:
«فیهِ آیاتٌ بَیِّناتٌ مَقامُ اِبْراهیمَ.»**آل عمران/ 97. ***
(در مسجدالحرام) نشانه‌های روشنی است (از جمله) مقام حضرت ابراهیم.
و از این جا حکمت بسیاری از احکام واجب و مستحب یا حرام و مکروه اسلام روشن می‌شود؛ مانند حج و زیارت مشاهد مشرفه یا چشم فرو بستن از مناظر شهوت انگیز و کراهت نشستن در جایی که با نشستن زن بیگانه‌ای گرم شده و هنوز حرارتش باقی است. هم چنین اهمیت نقشی که رفیق در سعادت یا شقاوت انسان بازی می‌کند.
«یا وَیْلَتَی لَیْتَنی لَمْ اَتَّخِذْ فُلاناً خَلیلا لَقَدْ اَضَلَّنی عَنِ الذِّکْرِ بَعْدَ اِذْ جاءَنی.»**فرقان/ 28 ـ 29.***
ای وای، کاش فلانی را دوست نگرفته بودم. همانا مرا گمراه کرد بعد از آن که کتاب خدا به من رسید.
«اِذْ اَرادَ اللّهُ بِعَبْد خَیْراً رَزَقَهُ خَلیلا صالِحاً اِنْ نَسِیَ ذَکَرَهُ وَ اِنْ ذَکَرَ اَعانَهُ.»
هرگاه خدا اراده خیری به بنده اش داشته باشد، دوست شایسته‌ای نصیب او می‌کند. اگر فراموش کرد (خدا را) او متذکر کند و اگر بیاد باشد او را یاری کند.
«قَالَ الْحَوَارِیُّونَ لِعیسَی بْنِ مَرْیَمَ: یا رُوحَ اللّهِ مَنْ نُجالِسُ؟ قالَ مَنْ یُذَکِّرُ کُمُ اللّهَ رُؤْیَتُهُ وَ یَزیدُ فی عِلْمِکُمْ مَنْطِقُهُ وَ یُرَغِّبُکُمْ فی الآخِرَةِ عَمَلُهُ.»
حواریون به عیسی گفتند: با چه کسی هم نشینی کنیم؟ فرمود با کسی که دیدنش شما
﴿ صفحه 108﴾
را به یاد خدا بیندازد و گفتارش بر علم شما بیفزاید و رفتارش شما را راغب به آخرت کند.
هم چنین تأثیری که اعمال و اقوال انسان در دیگران می‌گذارد و نقشی که رفتار ما به عنوان سرمشق و الگو در سعادت یا شقاوت خانواده یا جامعه دارد و از این رو مسؤولیت دیگری را متوجه ما می‌سازد:
«کُونُوا دُعاةَ النَّاسِ بِغَیْرِ اَلْسِنَتِکُمْ.» مردم را بدون زبان دعوت کنید.
﴿ صفحه 109﴾