تربیت
Tarbiat.Org

اخلاق در قرآن جلد سوم
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی‏‏

شهادت و حق الناس

اما در مورد حق الناس، اگر حق کسی با ندادن شهادت، پایمال می شود، در این صورت، فرد آگاه باید به ویژه اگر از او خواسته باشد، به آن چه می داند، شهادت بدهد تا حق حقدار ضایع نشود.
در آداب اسلامی، در بسیاری از موارد، تأکید شده که افراد برای کارهایی که انجام می دهند، باید شاهد بگیرند. حتی در کارهایی مثل قرض دادن، در طولانی ترین آیات قرآن، به تفصیل سفارش شده که وقتی به کسی پولی قرض می دهید، از وام گیرنده، رسید دریافت کنید و دو نفر را نیز شاهد بگیرید.
در موارد دیگر، غیر از قرض دادن نیز گرفتن شاهد مطلوب و در بعضی از موارد، لازم و ضروری است؛ یعنی مواردی هست که قوام آن به حضور شاهد و شهادت او خواهد بود؛ مانند طلاق که گرفتن شاهد در آن، از نظر فقهی امری است واجب تا در مواردی که
﴿ صفحه 409﴾
معمولا پیش می آید، از شهادت آنان استفاده شود؛ مثلاً در مواردی که میان زوجین پس از طلاق، اختلافی پیش می آید، می توان از شهادت آن ها در حل و فصل اختلاف آن دو استفاده کرد. اگر در چنین مواردی، شهود شهادت ندهند به این که طلاق در حضور آنان واقع شده است، مفاسد بسیاری را به دنبال خواهد داشت.
اصولاً در همه مواردی که در شرع اسلام، به مسلمانان توصیه شده که شاهد بگیرند، این تأکید و توصیه، به این معنا است که بر شاهدها لازم است تا در موقع نیاز به شهادت آنان، از دادن شهادت مضایقه نکنند و کسی که دیگران را بر حادثه ای شاهد می گیرد، معنایش این است که شما را شاهد می گیریم تا هر وقت از شما خواستم به آن چه دیده اید، شهادت بدهید نه این که فقط ببینید و بعد هم بروید دنبال کار خودتان. کسی که قبول می کند تا شاهد یک جریان باشد، قبول او به منزله تعهد او بر این کار خواهد بود که به هنگام لزوم، شهادتش را ادا خواهد کرد و در واقع، تحمل شهادت، مقدمه ادای شهادت است و چنین کسانی وظیفه سنگین تری برای ادای شهادت دارند. کسانی که دادن شهادت برایشان مشکل است و از دادن شهادت ابا دارند، از اوّل نباید تحمل شهادت را بپذیرند تا شخص، چاره دیگری برای مشکل خود بیندیشد.
خداوند در این باره می فرماید:
(وَلاتَکْتُمُوا الْشَّهادَةَ وَ مَنْ یَکْتُمْها فَاِنَّهُ اثِمٌ قَلْبُهُ)**بقره/ 283.***.
شهادت را کتمان مکنید (و از اظهار آن خودداری نکنید) که هر کس کتمان کند و از دادن شهادت خودداری کند، در دل گنهکار خواهد بود.
و در بیان اوصاف ستایش آمیز مؤمنان می فرماید:
(وَالَّذِینَ هُمْ بِشَهاداتِهِمْ قائِمُونَ).**معارج/ 33.***
(مؤمنان) کسانی هستند که به دادن شهادت (و ادای شهادت) قیام می کنند.
این آیات اشاره به یک ارزش مهم در مورد رفتار شاهدان می کنند که در هر جا لازم است شهادت بدهند، حقیقتی را که می دانند، کتمان نکنند و از دادن شهادت خودداری نورزند تا حق کسی تضییع نشود. این نخستین ارزش مربوط به رفتار شهود است.
﴿ صفحه 410﴾
دومین ارزش مربوط به رفتار شهود آن است که وقتی تصمیم به ادای شهادت می گیرند، باید کاملاً مراقب باشند و دقت کنند که شهادت آن ها به حق باشد و شهادت باطل ندهند. آیات دیگری نیز در قرآن داریم که به این ارزش دوم اشاره دارند؛ مانند:
(کُونُواْ قَوّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلّهِ)**نساء/ 135.***.
و در آیه دیگری این دو جمله را جابه جا کرده، می فرماید:
(کُونُوا قَوّامِینِ لِلّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ)**مائده/ 8.***.
در هر دو مورد از شاهدان و کسانی که تحمل شهادت کرده اند و از یک حادثه آگاهی دارند، می خواهد که براساس قسط و در چارچوب عدالت، شهادت بدهند و شهادت ظالمانه و غیر واقعی یا شهادت به چیزی که باطل است و حقیقت ندارد و اتفاق نیفتاده یا طور دیگری اتفاق افتاده است، ندهند.
در آیه دیگری، خداوند با بیانی دیگر، مؤمنان را به خاطر رعایت ارزش دوم ستایش می کند:
(وَالَّذِینَ لایَشْهَدُونَ الْزُّورَ)**فرقان/ 72.***.
«زور» به معنای باطل است و مؤمنان کسانی هستند که شهادت زور؛ یعنی شهادت به باطل و به ناحق نمی دهند و حق کسی را باشهادت خود تضییع نمی کنند.
هم چنین غیر از آیات مذکور، که ویژه شهادت بودند، آیات دیگری نیز داریم که مخصوص شهادت نیستند؛ ولی از اطلاق و توسعه ای برخوردارند که شامل شهادت نیز می شوند؛ از جمله، مطلقات عدل و قسط، به ویژه، آن جا که خداوند می فرماید:
(وَاِذا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا)**انعام/ 152.***.
هنگامی که می گویید، به عدالت بگویید.
«گفتن» در آیه بالا اعم است و شامل هرگفتاری می شود و به ویژه، شامل سخنی می شود که در مقام شهادت ادا شود و یا در مقام صدور حکم و قضاوت گفته شود.