تربیت
Tarbiat.Org

اخلاق در قرآن جلد سوم
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی‏‏

میانه روی در اعتماد

بعضی در اعتماد به دیگران، افراط و زیاده روی می کنند و اساس اعتمادشان را چیزهایی قرار می دهند که عقلایی نیست. این گونه اعتماد افراطی، از یک روح کودکانه سرچشمه می گیرد؛ همانند کودکانی که بدون چون و چرا، در هر چیزی از پدر و مادر خود پیروی می کنند. اینان در هنگامی که باید با تکیه بر عقل و منطق و قدرت درک خود، خوب و بد را تشخیص دهند، در مسائل مهم زندگی، باز هم بدون اتکا و اعتماد به عقل و منطق خویش، از دیگران دنباله روی می کنند.
این حالت، در همه جوامع، به ویژه در جوامع منحط وجود داشته و دارد و قرآن کریم
﴿ صفحه 367﴾
هم درباره این مسئله مکرراً سفارش فرموده که منطق اقوام منحط از نظر فرهنگ و علم، در برابر انبیا این بود که ما به راهی می رویم که پدرانمان رفته اند. یا وقتی انبیا مردم را دعوت به دین حق می کردند، آنان در پاسخ دعوت ایشان می گفتند: راه پدرانمان برایمان کافی است. آیات بسیاری به نکوهش این پدیده منحط اجتماعی پرداخته اند؛ مانند:
(وَ اِذا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما اَنْزَلَ الْلّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما اَلْفَیْنا عَلَیْهِ آبائَنا اَوَ لَوْ کانَ آبائُهُمْ لایَعْقِلُونَ شَیْئاً وَلا یَهْتَدُونَ)**بقره/ 170.***.
و چون به آنان گفته شود: از کتابی که خدا فرستاده است، پیروی کنید، گویند که از آن چه پدرانمان را بر آن یافته ایم، پیروی می کنیم و آیا هر چند که پدرانشان چیزی ندانند و هدایت نیافته باشند؟
(وَ اِذا قِیلَ لَهُمْ تَعالَوْا اِلَی ما اَنْزَلَ الْلّهُ وَ اِلَی الْرَّسُولِ قالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَیْهِ آبائَنا اَوَ لَوْ کانَ آبائُهُمْ لایَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ لا یَهْتَدُونَ)**مائده/ 104.***.
هنگامی که به آنان گفته شود: بیایید به سوی کتاب خدا و فرستاده خدا، گویند: آن چه پدران خود را بر آن یافته ایم، برای ما کافی است. آیا و هر چند که پدرانشان چیزی ندانند و هدایت نیافته باشند؟
(وَ اِذا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما اَنْزَلَ الْلّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما وَجَدْنا عَلَیْهِ آبائَنا اَوَ لَوْ کانَ الشَّیْطانُ یَدْعُوهُمْ اِلَی عَذابِ الْسَّعیرِ)**لقمان/ 21.***.
هنگامی که به آنان گفته شود: از آن چه خدا فرو فرستاده است، پیروی کنید، گویند: بلکه ما از آن چه پدرانمان را بر آن یافته ایم، پیروی می کنیم. آیا و هر چند که شیطان آنان را به سوی آتش فروزان دعوت کند؟
(وَ کَذلِکَ ما اَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ فی قَرْیَة مِنْ نَذِیر اِلاَّ قالَ مُتْرَفُوها اِنّا وَجَدْنا آبائَنا عَلی اُمَّةِ وَ إِنّا عَلی آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ * قُلْ اَوَ لَوْ جِئْتُکُمْ بِاَهْدی مِمّا وَجَدْتُمْ عَلَیْهِ آبائَکُمْ قالُوا اِنّا بِما اُرْسِلْتُمْ بِهِ کافِرُونَ * فَانْتَقَمْنا مِنْهُم فَانْظُرْ کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ الْمُکَذِّبینَ)**زخرف/ 23 ـ 25.***.
﴿ صفحه 368﴾
این گونه بود که ما پیش از تو هیچ رسولی در هیچ شهری نفرستادیم، جز آن که ثروتمندان و اعیان و اشراف آن شهر به او می گفتند: ما پدرانمان را بر این اعتقاد و راه و روش یافته ایم و به راه و روشی که از آن ها مانده است، اقتدا می کنیم به آن ها بگو: آیا و اگر چه ما برای شما دینی آورده باشیم که شایسته تر و هدایت کننده تر از آن باشد که پدرانتان را بر آن یافته اید؟ آن ها در پاسخ می گفتند: ما به آن چه شما آورده اید، کافر هستیم و نمی پذیریم. پس ما هم از ایشان انتقام گرفتیم. پس بیندیش و تأمل کن که سرانجام تکذیب کنندگان چگونه است.
در سوره صافّات هم آمده است که «بازگشت عده ای به جهنم و آتش است؛ زیرا آنان پدران خود را گمراه یافتند و باز از پی آن ها شتافتند.»**صافات/ 68 ـ 70.***
این آیات، زیاده روی در پیروی از دیگران، اطاعت کورکورانه از دیگران و به کار نبستن عقل و اندیشه فطری خویش را به شدت نفی کرده و افراد و گروه ها را در برابر این صفت نکوهش می کنند و با استدلال، سعی در بیدارکردن عقل و فطرت آن ها دارد و با تهدید، آنان را از عواقب تلخ و ناخوشایند این اطاعت کورکورانه و پیرویِ جاهلانه، به ویژه در آن جا که سرنوشت نهاییِ انسان مؤثر باشد و سر از تکذیب خدا و انبیا و ادیان الهی در آورد، به شدت، انسان ها را از آن برحذر می دارد.