تربیت
Tarbiat.Org

اخلاق در قرآن جلد سوم
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی‏‏

حد و مرز امر به معروف

از سوی دیگر، این مسئله مطرح است که آیا دایره امر به معروف و نهی از منکر، ارشاد جاهل و تعلیم و آموزش را هم در برمی گیرد و یا این که ارشاد و تعلیم، از مقوله دیگری است و ربطی به امر به معروف و نهی از منکر ندارد؟
بعضی از بزرگان فرموده اند: امر به معروف و نهی از منکر، بر موارد ارشاد ضالّ و تعلیم جاهل صدق نمی کند و حتی موارد نصیحت و موعظه مؤمن را نیز در مورد کسی که فاعل منکر یا تارک معروف است، شامل نمی شود؛ زیرا امر به معروف و نهی از منکر، دارای شرط یا شرایطی هستند که در ارشاد، تعلیم، نصیحت و موعظه، وجود ندارند؛ به عنوان مثال، یکی از این شرایط آن است که امر و نهی باید به صورت استعلا باشد؛ یعنی
﴿ صفحه 347﴾
کسی آمرانه و با قدرت به دیگری بگوید: این کار واجب را انجام بده یا آن کار منکر را ترک کن، در حالی که در ارشاد و تعلیم و موعظه و نصیحت، چنین حالتی و چنین آمریت و استعلایی متصور نیست. بنابراین، نمی توانند در دایره امر به معروف و نهی از منکر قرار گیرند و احکامی جداگانه دارند.
از سوی دیگر، این پرسش مطرح می شود که آیا پیشگیریِ قهرآمیز از منکرات نیز در دایره امر به معروف و نهی از منکر و مشمول آن است یا این که امر به معروف و نهی از منکر، صرفاً از طریق سخن است و شامل جلوگیریِ عملی و قهرآمیز از منکرات نمی شود؟
در پاسخ می گوییم: در اسلام، واجباتی هستند که گاهی، عنوان امر به معروف و نهی از منکر ـ به صورت حقیقی و یا از باب مجاز و توسعه در تعبیر ـ بر آن ها اطلاق شده است که یکی از آن ها همین تعلیم جاهل و ارشاد ضالّ است.
البته بعضی از علما، در وجوب آن تردید کرده اند؛ اما باید توجه داشت که هدف از فرستادن انبیای الهی و کتب آسمانی، هدایت مردم بوده است و احکام و معارف اسلامی، امانتی است در دست علما و فقها که باید به مردم برسانند تا آن هدف والای الهی تحقق یابد و مردم هدایت شوند که اگر در انجام این وظیفه، کوتاهی کنند، طولی نمی کشد که هدف انبیا گم می شود و غرض خدای متعال از بعثت انبیا نقض می گردد.
بنابراین، شکی نیست در این که ارشاد ضالّ و تعلیم جاهل، فی الجمله، وجوب عقلی دارد و البته روایات فراوان و بعضی از آیات قرآن هم بر وجوب ارشاد گمراهان و آموزش و تعلیم افراد نادان دلالت دارند؛ ولی صرف نظر از این آیات و روایات هم، ما علم داریم و عقل قطعاً به ما حکم می کند که خدای متعال چنین وظیفه ای را به طور الزامی از ما خواسته است که انجام دهیم و احتمال این که خداوند خواسته باشد که تنها به وسیله انبیا دستورات و احکام خود را به مردم برساند و پس از فوت انبیا دیگر نمی خواهد که این احکام به نسل های آینده برسد، احتمالی است باطل و غیر عقلایی و فاقد ارزش.
بنابراین، حتی اگر دلیل تعبّدی هم نمی داشتیم، این وظیفه، عقلاً بر ما ثابت بود؛ حال چه نام آن را امر به معروف بگذاریم و بگوییم در دایره امر به معروف و نهی از منکر قرار دارد و یا این که بگوییم چیز دیگری است.
البته از برخی آیات قرآن می توان استنباط کرد که امر به معروف و نهی از منکر، از
﴿ صفحه 348﴾
یک سو، و دعوت به خیر و ارشاد ضال و تعلیم جاهل، از سوی دیگر، هر کدام دارای احکامی جداگانه اند و مفهوم این سخن، آن است که ارشاد ضال و تعلیم جاهل، از دایره امر به معروف و نهی از منکر بیرونند؛ چنان که در این آیه می فرماید:
(وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ اُمَّةٌ یَدْعُونَ اِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ المُنْکَرِ)**آل عمران/ 104.***.
در این آیه، عنوان دعوت به خیر جدای از عناوین امر به معروف و نهی از منکر ذکر شده است.